فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 172: منیت بت اکبر

مسأله قربانی فرزند یک باب است که به حسب البته دید نوع بشر مسأله مهمی است لکن آن چیزی که مبدأ این عمل می شود آن چیزی که مقابله ما بین پدر و پسر را در آن جا متحقق می کند، این یک مسأله قلبی و روحی و معنوی است فوق این مسائلی که ماها می فهمیم ما همه می گوییم که ایثار کرد قربانی کرد و واقعاً این طور بوده است خوب مهم هم هست لکن آیا در نظر ابراهیم علیه السلام هم ایثار بوده است؟ابراهیم هم در نظرش این بوده است که حالا یک چیزی، تحفه ای می برد پیش خدا؟ اسماعیل علیه السلام هم در نظرش بوده که یک جانفشانی دارد می کند برای خدا؟ یا مسأله این نیست این مسأله ای است که تا نفسانیت انسان هست، خودیت انسان هست، ایثار اسمش هست، من ایثار می کنم در راه خدا فرزندم را، من ایثار می کنم در راه خدا جان خودم را، این برای ما مهم است و زیاد مهم است برای ابراهیم نیست، مسأله این، ایثار نیست. ابراهیم خودی نمی بیند تا ایثاری کرده باشد اسماعیل خودی نمی بیند تا ایثار کرده باشد ایثار این که من هستم و تو هستی و عمل من و برای تو ایثار.این در نظر بزرگان اهل معرفت اولیای خدا شرک است در عین حالی که در نظر ما کمال بزرگی است، ایثار بزرگی است (371).

موعظه 173: عشق به پروردگار

بعضی کمالات حضرت که شاید یک قدری مخفی مانده باشد از ادعیه حضرت معلوم می شود دعای کمیل یک دعای عجیبی است بسیار عجیب. بعضی فقرات دعای کمیل از بشر دعای نمی تواند صادر بشود. الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک (372).کی می تواند این طور بگوید؟ کی این طور عشق به جمال خدا دارد که از جهنم نمی ترسد، لکن می ترسد که وقتی که در جهنم برود، نازل شده از مقام خودش و به مرتبه ای برسد که محروم بشود از عشق او؟از فراق حضرت حق تعالی ناله می زند. این عشقی است که در باطن قلب او گداخته شده همیشه و تمام اعمالی که از او صادر می شود از این عشق صادر می شود. از این عشق به خدا صادر می شود ارزش اعمال روی این عشق و محبتی است که به حق تعالی هست، روی این فنا و توحیدی است که در انسان هست و این سبب شده است که: ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین فرضاً که این ضربت را کس دیگر از دفاع اسلام زده بود اما از روی عشق نبود کارش هم اسباب این شده بود که اسلام ترویج پیدا کند، لکن چون مبدأ عشقی نبود افضل من عبادة ثقلین نخواهد شد. انگیزه اعمال، انگیزه روحانیت اوست نه صورت او.شمشیر زدن، یک دست پایین آوردن است و یک کافر را کشتن،این است پایین آوردن و کافر را کشتن از خیلی اشخاص ممکن است صادر بشود لکن گاهی اصلاً اجر ندارد و اصلاً فضیلت ندارد... (373).

موعظه 174: ریشه اعمال

اساس عذاب الهی بر اعمال ماست.هر عملی که از ما صادر می شود در آن عالم یک صورت دارد، رد بر انسان می شود. این طور نیست که عذاب آخرت شبیه عذاب های دنیایی باشد که مأمورین بیایند، بکشندش و ببرندش و از باطن خود - ذات انسان - آتش طلوع می کند.
اساس جهنم، انسان است و هر عملی که از انسان صادر می شود، بر شدت و مدت عمل بر شدت و مدت عذاب می افزاید اگر چنانچه یک کافری را سر خود بگذارند تا آخر عمر فساد بکند آن شدت آن عذابی که برای او پیدا می کند، بسیار بالاتر است از آن کسی که جلویش را بگیرند و همین حالا بکشندش.اگر یک نفر فاسد مشغول فساد است بگیرند و بشکند، به صلاح خودش است برای این که این اگر زنده بماند فساد زیادتر می کند و فساد که زیادتر کرد، عمل چون ریشه عذاب است، عذابش در آنجا زیادتر می شود... آنهایی که ریشه عذاب را میدانند، آنهایی که معرفت دارند که مسائل عذاب آخرت وضعش چی است آنها می دانند که حتی برای این آدم که دستش را می برند برای این کاری که کرده است این یک رحمتی است رحمتش در آن طرف ظاهر می شود(374).