فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 170: ابعاد عرفانی حج است

لبیک های مکرر از کسانی حقیقت دارد که ندای حق را به گوش جان شنیده و به دعوت الله تعالی به اسم جامع جواب می دهند. مسأله، مسأله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب. گویی گوینده از خود در این محضر بیخود شده و جواب دعوت را تکرار می کند و دنباله آن سلب شریک به معنای مطلق آن می نماید که اهل الله می دانند نه شریک در الوهیت فقط گرچه سلب شریک در آن نیز شامل همه مراتب تا فنای عالم در نظر اهل معرفت است و حاوی جمیع فقرات احتیاطی و استحبابی است مثل الحمد لک و النعمة لک و حمد را اختصاص می دهد به ذات مقدس، همچنین نعمت را، و نفی شریک می کند و این نزد اهل معرفت غایت توحید است و به این معناست که هر حمدی و هر نعمتی که در جهان هستی تحقق یابد حمد خدا و نعمت خداست بدون شریک و در هر موقف و مشعری و وقوف و حرکتی و سکون و عملی این مطلب و مقصد اعلی جاری است و خلاف آن، شرک به معنای اعم است که همه ما کوردلان، به آن مبتلا هستیم... لبیک های شما جواب دعوت حق تعالی باشد و خود را محرم برای وصول به آستانه محضر حق تعالی نمایید و لبیک گویان برای حق، نفی شریک به همه مراتب کنید و از خود که منشأ بزرگ شرک است به سوی او جل و اعلی هجرت نمایید و امید است برای جویندگان، آن موتی که دنبال هجرت است حاصل آید و اجری را که علی الله است دریافت نمایند و اگر جهات معنوی به فراموشی سپرده شود گمان نکنید که بتوان از چنگال نفس رهایی یابید و تا دربند خویشتن خویش و هواهای نفسانی خود باشید نمی توانید جهاد فی سبیل الله و دفاع از حریم الله نمایید(368).

موعظه 171: در محضر ربوبی

ما باید واقعاً متوجه به خدا باشیم ما باید خودمان را در محضر خدا ببینیم در همه وقت. و خدای تبارک و تعالی حاضر و ناظر است بر اقوال ما.بر قلوب ما، بر همه چیز حاضر است و در محضر او واقع می شود(369)... آن چیزی که اساس است سیر الی الله است توجه به خداست همه عبادات برای اوست همه زحمات انبیا از آدم تا خاتم برای این معنا هست که سیر الی الله باشد شکستن بت نفس که بالاترین بت هاست و - شکستن - دنبال او شکستن بت های دیگر(370).

موعظه 172: منیت بت اکبر

مسأله قربانی فرزند یک باب است که به حسب البته دید نوع بشر مسأله مهمی است لکن آن چیزی که مبدأ این عمل می شود آن چیزی که مقابله ما بین پدر و پسر را در آن جا متحقق می کند، این یک مسأله قلبی و روحی و معنوی است فوق این مسائلی که ماها می فهمیم ما همه می گوییم که ایثار کرد قربانی کرد و واقعاً این طور بوده است خوب مهم هم هست لکن آیا در نظر ابراهیم علیه السلام هم ایثار بوده است؟ابراهیم هم در نظرش این بوده است که حالا یک چیزی، تحفه ای می برد پیش خدا؟ اسماعیل علیه السلام هم در نظرش بوده که یک جانفشانی دارد می کند برای خدا؟ یا مسأله این نیست این مسأله ای است که تا نفسانیت انسان هست، خودیت انسان هست، ایثار اسمش هست، من ایثار می کنم در راه خدا فرزندم را، من ایثار می کنم در راه خدا جان خودم را، این برای ما مهم است و زیاد مهم است برای ابراهیم نیست، مسأله این، ایثار نیست. ابراهیم خودی نمی بیند تا ایثاری کرده باشد اسماعیل خودی نمی بیند تا ایثار کرده باشد ایثار این که من هستم و تو هستی و عمل من و برای تو ایثار.این در نظر بزرگان اهل معرفت اولیای خدا شرک است در عین حالی که در نظر ما کمال بزرگی است، ایثار بزرگی است (371).