فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 165: مسؤولیت علماء

اینکه در روایات ما هست که اهل جهم متأذی می شوند از بوی عالمی که به علمش عمل نکند، این برای چیست که عالم وضعش این طور است؟ این برای این است که فرق است ما بین عالم و غیر عالم، از جهاتی فرق است. عالم اگر خدای نخواسته منحرف شد یک امت را ممکن است منحرف کند... یک گوشه می بیند که یک آدم منحرف آنجا معمم است یا امام جماعت شده است.یک طایفه ای را منحرف کرده است. این گندش چقدر است؟ همان گند است که آنجا به مشام می رسد یک گندی است که ما در دنیا تهیه می کنیم، نه یکی، یک گندی را به ما اضافه بکنند، این گند خود ماست. هرچه در عالم آخرت واقع می شود، یک چیزی است که از اینجا ما تهیه کرده ایم و وارد می کنیم در عالم آخرت (355).

موعظه 166: بزرگترین حجاب

ما خدای تبارک و تعالی را شکر می کنیم که با این همه مشکلاتی که برای جمهوری اسلامی پیش آوردند و پیش خواهند آورد، جز ذات مقدس او پناهی نداریم، هرچه هست از اوست و هرچه خواهد شد هم از اوست و ما جز یک خدمتگزاری که باز هم توفیقش از اوست، چیزی نیستیم (هم) باید همه ما توجه داشته باشیم به این که ما خودمان نیستیم، هرچه هست اوست، اگر عنایات او نبود ما هیچ بودیم، چنانچه از ازل هم پیچ بودیم و بعدها هم از حیث حیثیت خودمان هیچیم، منتها ما هیچ اشتباه داریم خیال می کنیم ما هم یک چیزی هستیم و این یک حجابی است بین ما، که امیدواریم خدای تبارک و تعالی این حجاب را بردارد و ما بفهمیم کی هستیم، اللهم ارنی الاشیاء کما هو ، اری الاشیاء کما هو یعنی به حسب احتمال قوی این که، آن هستند که صرف تعلق به او هستند، او را نشان بدهد، که اگر او را نشان بدهد معرفت خدا حاصل می شود و اگر آن چیزی که ما همه در حجاب هستیم، آن حجاب (356) برداشته بشود، معلوم می شود که غیر از او کسی نیست و چیزی نیست و همه اشکالات در حجابی است که ما داریم، گمان می کنیم چیزی هستیم و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه ما توفیق معرفت عنایت کند(357).

موعظه 167: تفکر در ادعیه

من واقعاً نمی دانم راجع به حضرت امیر از کجا شروع کنم، مسأله بغرنجی است مسأله ای نیست که انسان بتواند بفهمد این همه ناله هایی که ایشان می زده است سر در چاه می کرده، ناله می کرده، هرجایی می رسیده ناله می کرده، این دعاهایی که از ایشان وارد شده است که در آن، آن همه ناله است، اینها چی است؟ آیا حضرت امیر علیه السلام برای خاطر این که توجه به این دنیا دارد و از مرتبه وحدت (358) به سوی کثرت (359) آمده است اینقدر فریاد می زد؟ آیا توجه به کثرت موجب این همه فریاد ایشان هست؟ آیا در آن ناله های شب و در آن چاه ها که ایشان ناله می زده است و در آن مواردی که ایشان با خدای تبارک و تعالی مناجات می کرده است، راجع به این معنا بوده است؟ راجع به این بوده است که خدایا! مرا از جوار خودت برگرداندی به عالم کثرت و همان حرفی که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند از ایشان نقل شده است که: یغان علی قلبی و انی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مره این یغان علی قلبی یعنی (من) همینطوری یک کدورت حاصل می شده یا همین رجوع به کثرت کدورت بوده؟ توجه به این عالم طبیعت با این که در نظر آنها جلوه خداست، معذلک از آن جلوه باطنی و از آن مرتبه غیر حضرت الوهیت آنها را واداشته است، از این جهت ناله می زدند، این مسأله ای است که ما نمی توانیم ادراکش را بکنیم... هیچ دردی بالاتر از این نبوده است که از آن مرتبه غیب، از آنجایی که لقاء خداست بدون این که کسی در کار باشد، بدون این که خودشان هم در کار باشند از آنجا وقتی برگشت می کنند به این عالم، خوب این خیلی سخت است برایشان. این مسأله در همه اولیاء خدا بوده است از حضرت آدم تا رسول خدا و این یک مطلبی است که ماها نمی توانیم ادراک کنیم... البته وقتی رجوع به کثرت هم می کردند، مصیبتهایی که برایشان و بر مسلمین وارد می شده است آن هم کمرشکن بوده، آنها هم مصائب را داشته اند، منتها مصائب معنویشان غلبه داشته است بر همه چیزها، رجوعشان از عالم صعق (360)، صحو(361) از عالم محو به عالم صحو(362) این، رجوع برایشان مشکل بوده است، دردناک بوده اما وقتی رجوع کردند، آنها چون مظهر رحمت خدا هستند می خواهند همه مردم سعادتمند باشند، وقتی می بینند که مردم اینطور هستند، مردم دارند دسته دسته به جهنم می روند دسته به دسته برای خودشان جهنم تهیه می کنند، آنها از این رنج می بردند حتی...(مفهوم شده) برای این که کفار هم به جهنم می روند آنها رنج ببرند آنها رحمت هستند... (363).