فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 143: جهد تام برای توبه

شما که اکنون جوانید، نیروی جوانی دارید، بر قوای خود مسلط می باشید و هنوز ضعف جسمی بر شما چیره نشده است، اگر به فکر تزکیه و ساختن خویش نباشید هنگام پیری که ضعف، سستی، رخوت و سردی بر جسم و جان شما چیره شد و نیروی اراده، تصمیم و مقاومت را از دست خود دادید و بار گناه و معصیت، قلب را سیاهتر ساخت، چگونه می توانید خود را بسازید، و مهذب کنید؟ به سن پیری که رسیدید، دیگر مشکل است موفق به تهذیب نفس و کسب فضیلت و تقوی شوید پشیمانی و عزم بر ترک گناه برای کسانی که پنجاه سال یا هفتاد سال غیبت و دروغ مرتکب شده، ریش خود را گناه و معصیت سفید کرده اند حاصل نمی شود چنین کسانی تا پایان عمر مبتلایند، جوانان ننشیند که گرد پیری، سر و روی آنان را سفید کند قلب جوان لطیف و ملکوتی است و انگیزه های فساد در آن ضعیف می باشد و لیکن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قویتر و محکمتر می گردد تا جایی که کندن آن از دل ممکن نیست(319).

موعظه 144: اعضاء بدن امانت است

شما اگر خدای نخواسته خود را اصلاح نکردید و با قلبهای سیاه، چشمها، گوشها، و زبانهای آلوده، به گناه از دنیا رفتید، خدا را چگونه ملاقات خواهید کرد؟ این امانات الهی را که با کمال طهارت و پاکی به شما سپرده شده، چگونه با آلودگی و رذالت مسترد خواهید داشت؟ این چشم و گوشی که در اختیار شما است، این دست و زبانی که تحت فرمان شماست. این اعضاء و جوارحی که با آن زیست می کنید، همه امانات خداوند متعال می باشد که با کمال پاکی و درستی به شما داده شده است. اگر ابتلاء به معاصی پیدا کرد آلوده می گردد و آنگاه که بخواهید این امانات را مسترد دارید، ممکن است از شما بپرسند که راه و رسم امانتداری اینگونه است؟ ما این امانات را اینطور در اختیار شما گذاشتیم؟قلبی که به شما دادیم چنین بود؟ چشمی که به شما سپردیم اینگونه بود؟ در مقابل این سؤالها چه جواب خواهید داد؟ خدای، خود را با این خیانتهایی که به امانات او کرده اید چگونه ملاقات خواهید کرد؟(320).

موعظه 145: بدی ثناگویی

پسرم!
برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشأ خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است. ماها میل داریم که دیگران ثناگوی ما باشند گرچه برای ما افعال ناشایسته و خوبیهای خیالی را صد چندان جلوه دهند و درهای انتقاد - گرچه به حق - برای ما بسته باشد یا به صورت ثناگویی درآید از عیب جویی ها نه برای آنکه به ناحق است افسرده می شویم و از مدحت و ثناها، نه برای آنکه به حق است فرحناک می گردیم بلکه برای آنکه عیب من است و مدح من نیست(321).