فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 131: علم با عمل

اگر انسان، خبائث را از نهادش بیرون نکند، هرچه درس بخواند و تحصیل نماید نه تنها فایده ای بر آن مترتب نمی شود بلکه ضررها دارد. علم، وقتی در این مرکز خبیث وارد شد شاخ و برگ خبیث به بار می آورد، شجره خبیثه می شود.هر چه این مفاهیم، در قلب سیاه و غیر مهذب انباشته گردد، حجاب زیادتر می شود، در نفسی که مهذب نشده، علم حجاب ظلمانی است العلم هو الحجاب الاکبر لذا شر عالم فاسد برای اسلام از همه شرور خطرناکتر و بیشتر است. علم، نور است ولی در دل سیاه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سیاهی را گسترده تر میسازد، علمی که انسان را به خدا نزدیک می کند در نفس دنیا طلب، باعث دوری بیشتر از درگاه ذی الجلال می گردد... اگر شما درس بخوانید، زحمت بکشید، ممکن است عالم شوید ولی بدانید که میان عالم و مهذب خیلی فاصله است.مرحوم شیخ، استاد ما قدس سره می فرمود: این که می گویند ملات شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل صحیح نیست. باید گفت: ملاشدن چه مشکل، آدم شدن محال است چه بسا افرادی که عالم به علم توحید بودند و طوایفی را منحرف کردند.این اصطلاحات خشک اگر بدون تقوی و تهذیب نفس باشد هر چه بیشتر در ذهن انباشته گردد کبر ونخوت در دائره نفس بیشتر توسعه می یابد... به اخلاق حسنه آراسته شوید، رذایل خلاقی را از خود دور کنید در درس بحث و اخلاص داشته باشید تا شما را به خدا نزدیک سازد. اگر در کارها نیت خالص نباشد انسان را از درگاه ربوبی دور می کند. طوری نباشد که پس از هفتاد سال وقتی نامه عمل شما را باز کنند ببینند العیاذبالله هفتاد سال از خداوند عزوجل دور شده اید.مواظب باشید مبادا پنجاه سال، بیشتر یا کمتر، در حوزه ها با کدیمین و عرق جبین جهنم کسب نمایید(301).

موعظه 122: باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش است که آتش افروزی می کند. فرمود: جزنا و هی خامده از جهنم گذشتیم و در حالیکه خاموش بود. اگر بشر با اعمال و کردار خویش آتش نیفروزد، جهنم خاموش است، باطن این طبیعت، اقبال به طبیعت، اقبال به جهنم است وقتی انسان از این جهان به جهان دیگر رخت بربندد و پرده ها پس برود، می فهمد که ذلک بما قدمت ایدیکم (302) و وجدوا بما عملوا حاضراً (303) تمامی اعمالی که در این دنیا از انسان سر می زند در آن جهان دیده می شود، در برابر وی مجسم می گردد کمی فکر کنید، دوراندیش باشید، عواقب امور را بسنجید، عقبه های خطرناکی که دارید به یاد آورید. از فشار قبر، عالم برزخ مشکلات و شدایدی که بدنبال آن است غفلت نکنید. اقلاً جهنم را باور داشته باشید شما الان یک سنگ گرم را نمی دانید دقیقه ای میان کهف دست نگهدارید.از آتش جهنم بپرهیزید(304).

موعظه 133: عنایات خداوندی

خداوند تبارک و تعالی چون به بندگانش عنایت داشته به آنان عقل داده، نیروی تهذیب و تزکیه عنایت فرموده، انبیاء و اولیاء فرستاده تا هدایت شوند و خود را اصلاح نمایند و دچار عذاب الیم جهنم نگردند و اگر این پیشگیریها مایه تنبه و تهذیب انسان نگردد خدای مهربان از راههای دیگر او را متنبه می سازد، یا گرفتاریهای گوناگون، ابتلائات، فقر، مرض و... آنان را متوجه می نماید، مانند یک طبیب حاذق، یک پرستار ماهر و مهربان می کوشد که این بشر مریض را از بیماریهای خطرناک روحی علاج بخشد. اگر بنده مورد عنایت حق باشد، این ابتلائات برایش پیش می آید تا بر اثر آن به حق تعالی توجه پیدا کند و مهذب گردد اگر از این راه هم نتیجه ای بدست نیامد و بشر گمراه، معالجه نشده و استحقاق نعمتهای بهشتی را نیافت در موقع نزع و جان دادن فشارهایی بر او وارد می کند، بلکه برگردد و متوجه شود باز هم اگر اثر نبخشید در قبر و عالم برزخ و در عقبات هولناک بعد از آن فشارها و عذابهایی وارد می آورد تا پاک و منزه گردد و به جهنم نرود. تمام اینها عنایاتی است از جانب تعالی که از جهنمی شدن انسان جلوگیری نماید. اگر با تمام این عنایات و توجهات حقه باریتعالی معالجه نشد چطور؟ ناچار نوبت آخرین علاج، که همانا داغ کردن است می رسد چه بسا که انسان، مهذب و اصلاح نشود، و این معالجات مؤثر واقع نگردد و محتاج باشد که خداوند کریم مهربان، بنده خود را به آتش، اصلاح کند همانند طلایی که باید در آتش خالص و پاک گردد این تازه مربوط به آن دسته از بندگانی است که دامنه گیاه و معصیت آنان تا آن درجه گسترده نشده باشد که رحمت و عنایت حق تعالی از آنان بکلی سلب گردد و هنوز لیاقت ذاتی برای بهشت رفتن داشته باشند.خدا نکند که انسان بر اثر کثرت معاصی از درگاه حضرت باریتعالی رانده و مردود گردد و از رحمت الهی محروم شود که جز رحمت و عنایت الهی محروم گردید و مورد خشم و غضب و عذاب او واقع شوید. مبادا اعمال شما، کردار و گفتار شما طوری باشد که توفیقات را از شما سلب کند و جز خلود در نار برای شما راهی نباشد (305).