فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 127: مراقبت از نفس

ای عزیز!
شیطان تو را وسوسه نکند و به آنچه داری قانع ننماید، قدری حرکت کن و از صورت بی مغز و قشر بی لب تجاوز نما و ذمائم اخلاق خود را و حالات نفسانیه خویش را تحت مطالعه و مداقه قرار بده و با کلمات ائمه هدی علیهم السلام و کلمات بزرگان علماء انس بگیر که در آن برکاتی است.فرضاً که از عرفا کسانی را به بزرگی نمی شناسی، از علما بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را که پیش همه علما مسلمند، پیروی کن، مثل... جناب عارف بالله و سالک الی الله شیخ جلیل بهائی قدس سره و... مطالعه نما، اگر نفهمیدی از اهلش سؤال کن که در آن کنزهایی از معرفت است و همین طور کتب شیخ جلیل القدر، عارف بالله، حاج میرزا جواد تبریزی قدس سره را مطالعه کن، شاید انشاءالله از این تأبی و تعسف(295) خارج شوی و چون نویسنده خالی از همه مقامات معرفت و انسانیت عمر را به بطالت نگذرانی که خدای نخواسته اگر با این حال از این عالم منتقل شوی، دنبال آن حسرت ها و پشیمانی هایی است جبران ناپذیر و ظلمت ها و کدورت هایی است بی منتها (296).

موعظه 128: تحصیل حضور قلب

از اموری که انسان را اعانت کامل کند بر تحصیل حضور قلب، مراقبه از وقت است که عهد معهود و میعاد موعود حق است و شخص سالک الی الله و مجاهد فی سبیل الله اگر نتوانست تمام اوقات خود را به حق دهد، لااقل این پنج وقت را که حق تعالی به او وقت داده و دعوت برای ملاقات فرموده، باید مراقبت کند و از حق تعالی به جان و دل تشکر کند که او اجازه ورود در مناجات داده و بار خدمت در مجلس انس و محفل قدس داده. پس از آن غفلت نکند واز وعده گاه حق تخلف نورزد، شاید مواظبت بر اوقات و مراقبت از میعاد ملاقات که در اول امر بی مغز و صوری است، به توفیق حق و دستگیری آن ذات مقدس جل شأنه حقیقت پیدا کند و با مغز شود(297).

موعظه 129: التجاء به حق تعالی

ما بیچارگان و متحیران وادی ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستی از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محرومیم، خوب است حالت قصور و تقصیر خود و مذلت و خواری خویش را در نظر داشته باشیم و به حال حرمان خود متأسف و به کیفیت احتجاب خود متهلف باشیم و به حق تعالی از این خسران و تسلط نفس و شیطان پناه بریم، شاید حالت اضطراری دست دهد و آن ذات مقدس مضطرین را اجابت فرماید: امن یجیب المضطر اذا دعاه و یشکف السوء پس به حال پریشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاک مذلت که اصل خلقت ما است، نهیم و یاد از نشئات ذل (298) و مسکنت خود کنیم و با لسان حال از حق تعالی که ولی نعم است، جبران نقائص را طلب کنیم(299).