فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 126: کسب حضور قلب

انسان باید در موقع عبادات، اشتغالات قلبیه و خواطر آن را کم کند و برای عبادت وقتی را اختصاص دهد که مشاغلش کمتر باشد و قلب در آن وقت مطمئن تر و ساکن تر باشد... و پس از آن که شواغل قلبیه را کم کرد، باید شواغل خارجیه را نیز به اندازه ممکن کم کند و بیشتر آداب شرعیه، شاید برای این فایدات باشد، مثل نهی از التفات به اطراف و لعب و بادست و ریش و فرقعه الاصابع و مدافعه بول و غائط و ریح به مدافعه نوم و نظر کردن به نقش خاتم و مصحف و کتاب و گوش کردن به حرفهای خارجی و حدیث و دیگر آداب مکروهه و مثل آداب مستحبه کثیره که برای حفظ حضرت باری جلت عظمته است (294).

موعظه 127: مراقبت از نفس

ای عزیز!
شیطان تو را وسوسه نکند و به آنچه داری قانع ننماید، قدری حرکت کن و از صورت بی مغز و قشر بی لب تجاوز نما و ذمائم اخلاق خود را و حالات نفسانیه خویش را تحت مطالعه و مداقه قرار بده و با کلمات ائمه هدی علیهم السلام و کلمات بزرگان علماء انس بگیر که در آن برکاتی است.فرضاً که از عرفا کسانی را به بزرگی نمی شناسی، از علما بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را که پیش همه علما مسلمند، پیروی کن، مثل... جناب عارف بالله و سالک الی الله شیخ جلیل بهائی قدس سره و... مطالعه نما، اگر نفهمیدی از اهلش سؤال کن که در آن کنزهایی از معرفت است و همین طور کتب شیخ جلیل القدر، عارف بالله، حاج میرزا جواد تبریزی قدس سره را مطالعه کن، شاید انشاءالله از این تأبی و تعسف(295) خارج شوی و چون نویسنده خالی از همه مقامات معرفت و انسانیت عمر را به بطالت نگذرانی که خدای نخواسته اگر با این حال از این عالم منتقل شوی، دنبال آن حسرت ها و پشیمانی هایی است جبران ناپذیر و ظلمت ها و کدورت هایی است بی منتها (296).

موعظه 128: تحصیل حضور قلب

از اموری که انسان را اعانت کامل کند بر تحصیل حضور قلب، مراقبه از وقت است که عهد معهود و میعاد موعود حق است و شخص سالک الی الله و مجاهد فی سبیل الله اگر نتوانست تمام اوقات خود را به حق دهد، لااقل این پنج وقت را که حق تعالی به او وقت داده و دعوت برای ملاقات فرموده، باید مراقبت کند و از حق تعالی به جان و دل تشکر کند که او اجازه ورود در مناجات داده و بار خدمت در مجلس انس و محفل قدس داده. پس از آن غفلت نکند واز وعده گاه حق تخلف نورزد، شاید مواظبت بر اوقات و مراقبت از میعاد ملاقات که در اول امر بی مغز و صوری است، به توفیق حق و دستگیری آن ذات مقدس جل شأنه حقیقت پیدا کند و با مغز شود(297).