فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 117: مرزبندی جبهه الله و طاغوت

الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات این دو جنبه است، این دو جبهه است، جبهه طاغوت و جبهه الله. جبهه الله را که توجه به خدا دارند و ایمان به خدا دارند، خدای تبارک وتعالی آن ها را از همه ظلمت ها از تمام ظلمت ها اخراج می کند و به نور می رساند آن نور، نور خود حق است. اینکه نور است الله نور السموات و الارض از همه ظلمت ها که ما عدای الله است، آن ها را خارج می کند و به نور می رساند و به الله می رساند. طاغوت مردم را از نور خارج می کند و به ظلمات می رساند ظلمات بعضها فوق بعض این دو راه است، راه انبیاء و راه طاغوت. راه انبیا راه خداست و خدا ولی است و خدا غافل است و به دست خدا انسان تربیت می شود و راه طاغوت، راه شیطان است که شیطان مربی انسان است.عزیزان من! توجه داشته باشید که در جند الهی وارد باشید. درس خواندن تنها، انسان را در جندالهی وارد نمی کند، علم تنها، خصوصاً علم های قانونی، رسمی، انسان را به مراتب انسانیت نمی رساند. (البته این علوم) باید باشد، لکن در جنب، او باید توجه به غیب باشد.درس را برای خدا بخوانید. از صفر شروع کردید و امیدواریم تا غیرمتناهی بروید و بروید تا برسید به آنجا که غیر از خدا کسی را نبیند.همه چیز را از او ببینید، همه کس را جلوه او بدانید. خداوند شما را از ظلمات بیرون کند و به نور برساند(283).

موعظه 118: جهاد اکبر

همه فضیلت ها دنبال آن جهاد است. جهاد اکبر است، جهادی است که با نفس طاغوتی خودش انسان انجام می دهد. شما جوان ها از حالا باید شروع کنید به این جهاد، نگذارید، که قوای جوانی از دستتان برود، هرچه قوای جوانی از دست برود ریشه های اخلاق فاسد در انسان زیادتر می شود و جهاد مشکلتر. جوان زود می تواند در این جهاد پیروز بشود، پیر به این زودی نمی تواند، نگذارید اصلاح حال خودتان را از زمان جوانی به زمان پیری بیفتد، یکی از کیدهایی که نفس انسانی به انسان می کند و شیطان به انسان پیشنهاد می کند این است که بگذار برای آخر عمر خودت را اصلاح کن، حالا از جوانی استفاده کن، و بعد آخر عمر توبه کن. این یک طرح شیطنت آمیز است که نفس انسان میکند به تعلیم شیطان بزرگ. انسان تا قوای جوانیش هست و تا روح لطیف جوانی هست و تا ریشه های فساد در او کم است می تواند اصلاح کند خودش را (284).

موعظه 119: موضوع و علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است... تمام انبیاء موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان انسان است، آمده اند انسان را تربیت کنند، آمده اند این موجود طبیعی را از مرتبه طبیعت به مرتبه عالی مافوق الطبیعه، مافوق الجبروت برسانند. به خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله خطاب است لکن خطابات قرآن آن هم به خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله است غالباً عام است: اقرأ باسم ربک از اول که قرائت شروع می شود تعیین می فرماید که قرائت چه جور باید باشد به اسم رب باید باشد. تمام قرائت هایی که تمام کلماتی که از اسم رب جدا باشد، شیطانی است. دو جنبه است: یکی جنبه رحمانی، و یک جنبه شیطانی.قرائت به اسم رب، قرائت که شروع شد با اسم رب شروع شد، علم با اسم رب، قرائت با اسم رب، دیدن با اسم رب، شنیدن با اسم رب، گفتن با اسم رب، درس خواندن با اسم رب، همه چیز با اسم رب، عالم با اسم رب شروع شده است... شما هم باید با اسم رب شروع کنید و با اسم رب ختم کنید. علامت خدا در همه چیز هست و باید ما استشعار کنیم. اسم خدا، همه عالم اسم خداست، شماها همه اسم خدا هستید با اسم خدا همه چیز تحقق پیدا کرده است.
انا لله و انا الیه راجعون از او هستیم و به او، اوست همه چیز، دیگران نیستند هیچ اند، هرچه هست اوست. ما باید ادراک این معنا را بکنیم. انبیاء آمدند که ما را هشیار کنند، تربیت کنند... کتب انبیاء، کتب انسان سازی است... هرچه هست با انسان حرف است، انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است در سر دو راهی واقع است این موجود، یک راه، راه انسان، یک راه راه منحرف از انسانیت تا از چه حیوانی سر بیرون بیاورد. تعلیم تنها، تعلم تنها، فقه تنها، فلسفه تنها، علم توحید، تنها فایده ندارد، تا مقرون با اسم رب نباشد(285).