فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 113: انکار قلب

ما که همین عالم طبیعت را نتوانستیم ادراک کنیم، بشر نتوانسته ادراک کند، چرا انکار کند آن چیزی را که پیش اولیاء هست؟ قلب انکاری قلبی است که دیگر از ورود حقایق و ورود انوار در آن بکلی محروم است و نمی داند می گوید: نیست، آنچه را اهل معرفت می گویند، اصلاً می گوید اینها می بافند... ظاهراً شیخ الرئیس است می گوید: آن کسی که بدون برهان چیزی را انکار کند، از فطرت انسان خارج است... این (انکار) یک مرتبه کفر است، البته نه کفر شرعی، یک مرتبه کفر این است که انسان چیزی را که پیشش مجهول است انکار کند، همه مصیبت های بشر هم همین است که یک واقعیات را نمی تواند ادارک کند حجود، می کند نمی تواند ادراک کند جحود می کند نمی تواند برسد به آنچه اولیای خدا رسیده اند جحود می کند این کفر جحودی بدترین اقسام کفر است (278).

موعظه 114: درمان انکار قلبی

باید اول قدم این باشد که این چیزی که واقع شده است و در کتاب و سنت هست اولیاء هم می گویند، عرفا هم به اندازه ادراکشان می گویند، فلاسفه هم به اندازه ادراکشان می گویند، اول مرتبه این است که انسان جحود کند و ادراک نکرده نگوید خبری نیست... اول مرتبه این است که ماها آن چیزی را که انبیاء اولیاء گفته اند ما انکارش نکنیم و اگر چنانچه انکار بکنیم دیگر نمی توانیم قدم دوم را برداریم، همین انکار نمی گذارد آدمی که منکر است (بفهمد) که یک چیز دیگری هم غیر از این (عالم) هست، اصلاً دنبالش نمی رود. (اگر) بخواهد انسان راه بیفتد از این ظلمتکده، اول این است که انسان احتمال این را بدهد که اینها صحیح است، انکار نکند که پشت دیوار انکار تا آخر بماند، بخواهد از خدا که یک راهی برایش باز بکند، راهها را باید او باز کند، از خدا بخواهد که یک راهی به آنجا که باید برسد، یک راهی باز کند(279).

موعظه 115: فهم و دریافت زبان قرآن

من امیداورم که ما این حجاب جحود را از قلب هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قرآن. زبان قرآن یک زبان خاصی است، ما آشنا بشویم به آن زبانی که با آن زبان، قرآن وارد شده است، قرآن مثل انسان می ماند که یک موجودی است همه چیز دارد منتها مثل انسان بالفعل می ماند، قرآن یک سفره ای است که خود پهن کرده است برای همه بشر، یک سفره پهنی است، هر کس به اندازه اشتهایش از آن می تواند استفاده کند، اگر مریض نباشد که بی اشتها بشود، امراض قلبیه آدم را بی اشتها می کند، اگر مریض نباشد و اشتهای قلبیش باشد از قرآن استفاده می کند، یک سفره پهن است که همه از آن استفاده می کنند... قرآن هم اینطوری است که سفره پهنی است برای همه، هرکس به اندازه آن اشتهایی که دارد و آن راهی که پیدا می کند به قرآن استفاده می کند...(280) قرآن کتاب آدم سازی است برای آدم ساختن آمده اند، کتاب حیوان سازی نیست، کتاب تعمیر مادیت نیست، همه چیز است، انسان را به تمام ابعاد تربیت می کند، مادیات را قبول دارد، در پناه معنویات و مادیات را تبع معنویات قرار می دهد(281).