فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 112: چگونه باور و ایمان قلبی کسب کنیم:

قلب ادراک می کند، قلب مثل طفل می ماند که باید کلمه به کلمه یک چیزی را به دهانش گذاشت، باید آن کسی که به برهان مسائل را ادراک عقلی کرده است، بطور هجی کردن به قلبش برساند با تکرار، با مجاهده و امثال ذلک، وقتی که به قلب رسید بطوریکه قلب این معنا را یافت که صرف الوجود کل الکمال این ایمان است... امیدواریم که باورمان بیاید که باید یک چنین مسائلی باشد بعضی از قلوب اصلاً انکار می کنند، این قلبی که بعضی از اشخاص اصلاً انکار دارند، همه مسائل معارف را انکار دارند، آنی که در منزل حیوانیت است، اصلاً نمی تواند باور کند که ماورای این مقام حیوانی چیزی دیگری هست که باورش نمی آید، و ما باید این معنا باورمان بیاید(277).

موعظه 113: انکار قلب

ما که همین عالم طبیعت را نتوانستیم ادراک کنیم، بشر نتوانسته ادراک کند، چرا انکار کند آن چیزی را که پیش اولیاء هست؟ قلب انکاری قلبی است که دیگر از ورود حقایق و ورود انوار در آن بکلی محروم است و نمی داند می گوید: نیست، آنچه را اهل معرفت می گویند، اصلاً می گوید اینها می بافند... ظاهراً شیخ الرئیس است می گوید: آن کسی که بدون برهان چیزی را انکار کند، از فطرت انسان خارج است... این (انکار) یک مرتبه کفر است، البته نه کفر شرعی، یک مرتبه کفر این است که انسان چیزی را که پیشش مجهول است انکار کند، همه مصیبت های بشر هم همین است که یک واقعیات را نمی تواند ادارک کند حجود، می کند نمی تواند ادراک کند جحود می کند نمی تواند برسد به آنچه اولیای خدا رسیده اند جحود می کند این کفر جحودی بدترین اقسام کفر است (278).

موعظه 114: درمان انکار قلبی

باید اول قدم این باشد که این چیزی که واقع شده است و در کتاب و سنت هست اولیاء هم می گویند، عرفا هم به اندازه ادراکشان می گویند، فلاسفه هم به اندازه ادراکشان می گویند، اول مرتبه این است که انسان جحود کند و ادراک نکرده نگوید خبری نیست... اول مرتبه این است که ماها آن چیزی را که انبیاء اولیاء گفته اند ما انکارش نکنیم و اگر چنانچه انکار بکنیم دیگر نمی توانیم قدم دوم را برداریم، همین انکار نمی گذارد آدمی که منکر است (بفهمد) که یک چیز دیگری هم غیر از این (عالم) هست، اصلاً دنبالش نمی رود. (اگر) بخواهد انسان راه بیفتد از این ظلمتکده، اول این است که انسان احتمال این را بدهد که اینها صحیح است، انکار نکند که پشت دیوار انکار تا آخر بماند، بخواهد از خدا که یک راهی برایش باز بکند، راهها را باید او باز کند، از خدا بخواهد که یک راهی به آنجا که باید برسد، یک راهی باز کند(279).