فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 111: دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می کنند برای این است که نمی دانند، جاهل اند، بیچاره اند، نمی داند که این کتب ادعیه چطور انسان را می سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سمات اینها چه جور انسان را درست می کنند... این ادعیه انسان را از این ظلمت بیرون می برد، وقتی که از این ظلمت بیرون رفت انسانی می شود که کار می کند اما برای خدا، شمشیر می زند برای خدا، مقاتله می کند برای خدا، قیامش برای خدا است... دور کردند مردم را از ادعیه و کتب دعا! یک وقت آتش می زدند (کتب دعا را) آن مرد خبیث کسروی یک روزی داشت که روز آتش سوزی بود! که کتابهای عرفانی و کتاب های دعا را می گفتند می آوردند و آن را روز آتش می زدند! اینها نمی فهمیدند دعا یعنی چه؟ تأثیر دعا را نمی دانند که در نفوس انسان ها چیست؟... (خواندن) همین دعاها بطور طوطی وار هم که هست در آنها تأثیر کرده و بهترند از آنها که تارک آن (دعاها) هستند نماز خواندن ولو اینکه یک مرتبه نازله ای راهم داشته باشد از آن نمازنخوان بهتر است... آنکه می گوید ما دعا نمی خواهیم و قرآن را هم نمی خواهیم، یعنی قرآن را هم قبول ندارند. (در قرآن می فرماید): ادعونی استجب لکم مرا بخوانید دعا کنید، ان شاءالله خداوند ما را از اهل دعا و اهل ذکر و اهل قرآن قرار دهد(276).

موعظه 112: چگونه باور و ایمان قلبی کسب کنیم:

قلب ادراک می کند، قلب مثل طفل می ماند که باید کلمه به کلمه یک چیزی را به دهانش گذاشت، باید آن کسی که به برهان مسائل را ادراک عقلی کرده است، بطور هجی کردن به قلبش برساند با تکرار، با مجاهده و امثال ذلک، وقتی که به قلب رسید بطوریکه قلب این معنا را یافت که صرف الوجود کل الکمال این ایمان است... امیدواریم که باورمان بیاید که باید یک چنین مسائلی باشد بعضی از قلوب اصلاً انکار می کنند، این قلبی که بعضی از اشخاص اصلاً انکار دارند، همه مسائل معارف را انکار دارند، آنی که در منزل حیوانیت است، اصلاً نمی تواند باور کند که ماورای این مقام حیوانی چیزی دیگری هست که باورش نمی آید، و ما باید این معنا باورمان بیاید(277).

موعظه 113: انکار قلب

ما که همین عالم طبیعت را نتوانستیم ادراک کنیم، بشر نتوانسته ادراک کند، چرا انکار کند آن چیزی را که پیش اولیاء هست؟ قلب انکاری قلبی است که دیگر از ورود حقایق و ورود انوار در آن بکلی محروم است و نمی داند می گوید: نیست، آنچه را اهل معرفت می گویند، اصلاً می گوید اینها می بافند... ظاهراً شیخ الرئیس است می گوید: آن کسی که بدون برهان چیزی را انکار کند، از فطرت انسان خارج است... این (انکار) یک مرتبه کفر است، البته نه کفر شرعی، یک مرتبه کفر این است که انسان چیزی را که پیشش مجهول است انکار کند، همه مصیبت های بشر هم همین است که یک واقعیات را نمی تواند ادارک کند حجود، می کند نمی تواند ادراک کند جحود می کند نمی تواند برسد به آنچه اولیای خدا رسیده اند جحود می کند این کفر جحودی بدترین اقسام کفر است (278).