فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 109: قیام لله

قیام لله، مقدمه سیر الی الله است اول مرتبه قیام است قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله اصحاب هم سیر این منزل را اول دانسته اند شاید هم مقدمه باشد و منزل باشد... یک موعظه به وسیله موجودی که خودش او را انتخاب کرده است.می فرماید که به آن ها بگویید: انما اعظکم بواحدة فقط یک موعظه، اینکه قیام کنید، برای خدا، همه چیز و همه مسائل از اینجا شروع می شود که قیام لله باشد. انسان نهضت کند برای خدا، بایستد برای خدا و از خوب بیدار شود، کانه می فرماید که به این خواب ها و به این بیهوش ها بگو که: من به شما یک موعظه دارم و آن این است که: برای خدا از جا برخیزید، قیام کنید، برای خدا راه بیفتید و ما همین یک موعظه را هم تا حالا گوش نکرده ایم و برای او راه نیفتاده ایم، راهمان برای خودمان است (274).

موعظه 110: ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می رویم، علی ای حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی کند. شما فرض کنید که علاقه داشته باشید به این کتابتان یا نداشته باشید، کتاب مال شما است از آن استفاده می کنید، علاقه داشته باشید به این خانه یا نداشته باشید، این خانه مال شماست استفاده هم می کنید، علاقه را کم کنید، علاقه را تا می توانید از بین ببرید.آنچه انسان را گرفتار می کند آن علاقه ای است که انسان دارد و آن هم مبدأش همان حب نفس است.حب مسند، حب ریاست دردی است که انسان را به هلاکت می رساند... ما خودمان را خیلی مهذب و صحیح (می دانیم) و برای آن حب نفسی که داریم خودمان را یک آدم کامل می دانیم و همه دیگران را معیوب می دانیم و به عیبشان ایراد می گیریم. در آن شعر است که شعرش را نمی خواهیم، بخوانم، که یک آقایی به یک کذایی اشکال کرد. او گفت: من همه اینها که می گویی، هستم اما تو آنطور که می نمایی هستی!؟(275).

موعظه 111: دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می کنند برای این است که نمی دانند، جاهل اند، بیچاره اند، نمی داند که این کتب ادعیه چطور انسان را می سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سمات اینها چه جور انسان را درست می کنند... این ادعیه انسان را از این ظلمت بیرون می برد، وقتی که از این ظلمت بیرون رفت انسانی می شود که کار می کند اما برای خدا، شمشیر می زند برای خدا، مقاتله می کند برای خدا، قیامش برای خدا است... دور کردند مردم را از ادعیه و کتب دعا! یک وقت آتش می زدند (کتب دعا را) آن مرد خبیث کسروی یک روزی داشت که روز آتش سوزی بود! که کتابهای عرفانی و کتاب های دعا را می گفتند می آوردند و آن را روز آتش می زدند! اینها نمی فهمیدند دعا یعنی چه؟ تأثیر دعا را نمی دانند که در نفوس انسان ها چیست؟... (خواندن) همین دعاها بطور طوطی وار هم که هست در آنها تأثیر کرده و بهترند از آنها که تارک آن (دعاها) هستند نماز خواندن ولو اینکه یک مرتبه نازله ای راهم داشته باشد از آن نمازنخوان بهتر است... آنکه می گوید ما دعا نمی خواهیم و قرآن را هم نمی خواهیم، یعنی قرآن را هم قبول ندارند. (در قرآن می فرماید): ادعونی استجب لکم مرا بخوانید دعا کنید، ان شاءالله خداوند ما را از اهل دعا و اهل ذکر و اهل قرآن قرار دهد(276).