فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 104: هجرت الی الله

یک اشخاصی هستند که از این چاه (نفس) بیرون آمده اند، هجرت کرده اند، و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله (268)یک احتمالش این است که این هجرت یک هجرت از خود به خدا باشد، بیت، نفس، خود انسان باشد، یک طائفه ای هستند که خارج شده اند و هجرت کرده اند از این بیت ظلمانی، از این نفسانیت مهاجراً الی الله و رسوله تا رسیده اند به آنجایی که ادرکه الموت به مرتبه ای رسیده اند، که هیچ دیگر از خود چیزی ندارند، موت مطلق و اجرشان هم علی الله است، دیگر بهشت مطرح نیست، دیگر تنعمات مطرح نیست، فقط الله است...، یک طایفه ای هم مثل ما هستند که اصلاً هجرتی نیست در کارشان، ما در همین ظلمت ها هستیم، ما به دنیا و به طبیعت بالاتر از آن انانیت خودمان، در این چاه محبوسیم، ما در بیت هستیم! یعنی در بیت نفسانیت (و هجرت نکرده ایم) و نمی بینیم مگر خودمان را، هر چه می خواهیم برای خودمان می خواهیم، خود است، غیر از خود هیچ (مطرح) نیست ما تا حالا به فکر این نیفتاده ایم که هجرتی بکنیم، ما هر چه فکر کرده ایم صرف همین جا می شود، ما به همین جا (یعنی دنیا) فکر می کنیم، تمام نیروهای الهی که به ما امانت داده اند آنطوری که هست ردشان نمی کنیم(269).

موعظه 105: ریشه گمراهی انسان

ما هرچه داریم و هرچه بر ما می گذرد از این حب نفس است و از این انانیت است. اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک یک چنین تعبیری است، از همه دشمن ها بدتر است، از همه بتها بزرگتر است، مادر بتها است. مادر بتها بت نفس شماست. از همه بتها بیشتر انسان به این (نفس) عبادت می کند، توجهش به این بیشتر است و تا این بت را نشکند نمی تواند الهی بشود، نمی شود هم بت باشد و هم خدا، این نمی شود هم انانیت باشد و هم الهیت باشد، تا از این بیت، از این بتخانه از این رها نشویم و پشت نکنیم به این بت و رو نکنیم به خدای تبارک و تعالی و از این خانه خارج نشویم، یک موجودی هستیم به حسب واقع بت پرست ولو به حسب ظاهر خداپرست باشیم. ما خدا را به لفظ می گوییم و آنکه در دل ما است خود ما است، خدا را هم برای خودمان می خواهیم، اگر خدا هم بخواهیم برای خودمان، لفظاً می ایستیم و نماز می خوانیم: ایاک نعبد و ایاک نستعین می گوییم ولی واقعاً عبادت، عبادت نفس است وقتی که توجه به خود باشد، همه جهات خودم باشد، همه چیز را برای خودم بخواهم، همه این گرفتاری هایی که برای بشر است از این نقطه شروع می شود همه این گرفتاریها از انانیت انسان است، تمام جنگ های عالم از این انانیت انسان پیدا می شود(270).

موعظه 106: ظلمت خودبینی

ما الان در یک چاهی واقع شده ایم، در یک ظلمتی واقع شده ایم، که بالاترین ظلمت ها است و آن ظلمت انانیت است و اگر چنانچه از این ظلمت خارج نشویم از این چاه خارج نشویم و از انانیت بیرون نرویم از این توجه به خود و خودخواهی و اینکه دیگران را هیچ و خود را همه چیز بدانیم الهی نخواهیم شد هرچه طرح بشود آن هم تا به نفع خودش است واقعاً قبول می کند، اگر به نفع خودش نباشد حق هم باشد قبول نمی کند، یک چیزی برای این باشد فوراً باورش می آید اگر به ضدش باشد اصلاً به این زودی ها باورش نمی آید. اینها همه انانیت است همه گرفتاری های ما و همه گرفتاری های شما و همه گرفتاری بشر از همین جاست، نزاع سر خودخواهی است، نزاع سر این است که من به طرف خودم می کشم و شما هم به طرف خودتان، مادامی که اینطور هست، الهیت در کار نیست، همان پرستش نفس است، حالا که می تواند از این خارج بشود؟... اول باید از این بیت خارج شد اول قدم این است که انسان قیام کند، قیام لله، بیدار بشود، خواب نباشد مثل ما، ما الان خوابیم در صورت بیدار، بیدار حیوانی است و خواب انسانی، ما خوابیم همه الان خوابیم وقتی که موت حاصل شد آن وقت تنبه پیدا می شود که چه هیاهو بوده است؟... خدا کند که موفق