فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 103: قرآن باوری

ان شاء الله ما فقط قرآن نخوانیم و تفسیر نخوانیم (بلکه) مسائل باورمان بیاید و هر کلمه ای که از قرآن می خوانیم بطور باور (باشد) این کتابی است که می خواهد آدم را درست کند و می خواهد این وجود را بسازد، موجودی که خودش ایجاد کرده است و با اسم اعظم ایجاد کرده، با لله که همه چیز در آن هست... همه انبیاء آمده اند برای اینکه دست انسان را بگیرند و او را از این چاه عمیقی که در آن افتاده است چاهی که از همه عمیق تر است که چاه نفسانیت است بیرون بیاورند و جلوه حق را به او نشان بدهند تا اینکه همه چیز را نسیان بکند و خداوند ان شاء الله نصیب همه مان بکند(267).

موعظه 104: هجرت الی الله

یک اشخاصی هستند که از این چاه (نفس) بیرون آمده اند، هجرت کرده اند، و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله (268)یک احتمالش این است که این هجرت یک هجرت از خود به خدا باشد، بیت، نفس، خود انسان باشد، یک طائفه ای هستند که خارج شده اند و هجرت کرده اند از این بیت ظلمانی، از این نفسانیت مهاجراً الی الله و رسوله تا رسیده اند به آنجایی که ادرکه الموت به مرتبه ای رسیده اند، که هیچ دیگر از خود چیزی ندارند، موت مطلق و اجرشان هم علی الله است، دیگر بهشت مطرح نیست، دیگر تنعمات مطرح نیست، فقط الله است...، یک طایفه ای هم مثل ما هستند که اصلاً هجرتی نیست در کارشان، ما در همین ظلمت ها هستیم، ما به دنیا و به طبیعت بالاتر از آن انانیت خودمان، در این چاه محبوسیم، ما در بیت هستیم! یعنی در بیت نفسانیت (و هجرت نکرده ایم) و نمی بینیم مگر خودمان را، هر چه می خواهیم برای خودمان می خواهیم، خود است، غیر از خود هیچ (مطرح) نیست ما تا حالا به فکر این نیفتاده ایم که هجرتی بکنیم، ما هر چه فکر کرده ایم صرف همین جا می شود، ما به همین جا (یعنی دنیا) فکر می کنیم، تمام نیروهای الهی که به ما امانت داده اند آنطوری که هست ردشان نمی کنیم(269).

موعظه 105: ریشه گمراهی انسان

ما هرچه داریم و هرچه بر ما می گذرد از این حب نفس است و از این انانیت است. اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک یک چنین تعبیری است، از همه دشمن ها بدتر است، از همه بتها بزرگتر است، مادر بتها است. مادر بتها بت نفس شماست. از همه بتها بیشتر انسان به این (نفس) عبادت می کند، توجهش به این بیشتر است و تا این بت را نشکند نمی تواند الهی بشود، نمی شود هم بت باشد و هم خدا، این نمی شود هم انانیت باشد و هم الهیت باشد، تا از این بیت، از این بتخانه از این رها نشویم و پشت نکنیم به این بت و رو نکنیم به خدای تبارک و تعالی و از این خانه خارج نشویم، یک موجودی هستیم به حسب واقع بت پرست ولو به حسب ظاهر خداپرست باشیم. ما خدا را به لفظ می گوییم و آنکه در دل ما است خود ما است، خدا را هم برای خودمان می خواهیم، اگر خدا هم بخواهیم برای خودمان، لفظاً می ایستیم و نماز می خوانیم: ایاک نعبد و ایاک نستعین می گوییم ولی واقعاً عبادت، عبادت نفس است وقتی که توجه به خود باشد، همه جهات خودم باشد، همه چیز را برای خودم بخواهم، همه این گرفتاری هایی که برای بشر است از این نقطه شروع می شود همه این گرفتاریها از انانیت انسان است، تمام جنگ های عالم از این انانیت انسان پیدا می شود(270).