فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 97: محبت دروغین

پس ای عزیز!
شیطان تو را مغرور نکند و هواهای نفسانیه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنیا و جاه و مال، مثل نویسنده همیشه دنبال بهانه است از برای تأیید تنبلی خود و هرچه موافق با شهوات او باشد و مؤید هواهای نفسانیه و خیالات شیطانیه او باشد اقبال به آن نماید، و چشم و گوش خود را به آن باز کند بدون آنکه فحص (254) از مغزای (255) آن نماید یا به مقابلات و معارضات آن نظر نماید. بیچاره گمان می کند به مجرد دعوی تشیع و حب اهل بیت طهارت و عصمت، جواز ارتکاب هر محرمی را خدای نخواسته دارد و قلم تکلیف - نعوذبالله - از او برداشته شده. بدبخت نمی داند که شیطان بر او تعمیه کرده (256) و در آخر عمر بیم آنست که محبت بی مغز بی فایده نیز از دستش برود و با کف تهی در صف نواصب (257) اهل بیت محشور گردد. آخر دعوی محبت کسی (اگر) بینه نداشته باشد پذیرفته نیست. ممکن نیست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم و برخلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام کنم. درخت محبت ثمره و نتیجه اش عمل برطبق آنست و اگر این ثمره را نداشته باشد باید دانست که محبت نبوده، خیال محبت بوده (258).

موعظه 98: دقت در قرآن و روایات

برادران ایمانی من، خصوصاً اهل علم، قدری به معارف اهل بیت علیهم السلام و قرآن توجه کنند و آنرا نسیان کنند که عمده بعثت رسول و انزال کتب برای مقصد شریف معرفةالله بوده که تمام سعادات دنیاویه و اخراویه در سایه آن حاصل آید، ولی افسوس که انسان تا در این عالم است در حجابهای گوناگونی واقع است که نمی تواند طریق سعادت خود را تشخیص دهد و اولیاء و انبیاء و علماء نیز هرچه نصیحت می کنند و دعوت می نمایند انسان را خواب بیدار نمی شود و پنبه غفلت را از گوش بیرون نمی کند و آنگاه از نومه (259) غفلت متنبه (260) شود که سرمایه تحصیل سعادت از دستش رفته و جز حسرت و ندامت باقی نمانده است (261).

موعظه 99: مخالفان عارفان به الله

ای برادر عزیز!
سفارش میکنم که به این عارفان و حکیمان که از شیعیان خالص علی بن ابی طالب و اولاد معصوم او علیهم السلام هستند و در راه آنان قدم برمی دارند و به ولایت با آنچه درباره آنان گفته شده گوش فرا دهی که می افتی به آنجا که باید بیفتی و تنها مطالعه کتاب های آنها بدون آنکه به اهل اصلاح مراجعه شود کافی نیست که از مقاصد آنان اطلاع حاصل شود، زیرا هر قومی را زبانی مخصوص و هر طریقه ای را بیان ویژه ای است و اگر نبود اینکه می ترسیم سخن به درازا بکشید و از منظور اصلی بیرون روم، آنقدر از گفتار آنان برای تو می گفتم که بر آنچه ادعا کردیم تعیین کرده و به آنچه بر تو خواندیم اطمینان حاصل کنی... (262).