فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 95: قوی ترین اسلحه شیطان

بالجمله آنچه در این مقام - که قلم بی اختیار است تنبه (244) به آن آنست که: بدترین خارهای طریق کمال و وصل به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان قطاع الطریق (245) است، انکار مقامات و مدارج غیبیه است که این انکار و جحود (246)، سرمایه تمام ضلالت (247) و جهالات است و سبب وقوف و خمود است و روح شوق را که براق (248) وصول کمالات است می میراند و آتش عشق را که رفرف معراج روحانی کمالی است خاموش می کند، پس انسان را از طب باز می دارد. به عکس اگر انسان به مقامات معنویه و معارج عرفانیه عقیدت خالص کند و ایمان آورد، چه بسا که این خود به آتش عشق فطری که در زیر خاک و خاکستر هواهای نفسانیه خمود شده کمک و مدد کند، و نور اشتیاق را در اعماق قلب روشن کند و کم کم به طلب برخیزد و به مجاهده قیام کند تا مشمول هدایت حق و دستگیری آن ذات مقدس شود(249).

موعظه 96: تفکر برای تزکیه:

هان ای عزیز!
تو اگر با خبر و احادیث سر و کار داری به کتب شریفه اخبار خصوصاً کتاب شریف کافی مراجعه کن، و اگر با بیان عملی و اصطلاحات علماء سر و کار داری به کتب اخلاقیه از قبیل طهارة الاعراق و کتب مرحوم فیض و مجلسی و نراقیان (250) مراجعه کن و اگر خود را از استفاده مستغنی می دانی یا اتصاف به اخلاق کریمه و احتزار از سیئات اخلاقیه را لازم نمی دانی، جهل خود را که ام الامراض (251) است معالجه کن... انسان تا در این عالم است می تواند، خود را از این ظلمت نجات دهد و به آن انوار برساند. آری می تواند، ولی نه به این حالت سردی و خمودی و سستی و فتور و سهل انگاری که انگار در ما است، که همه می بیند که با هر خلق زشت و اطوار ناپسندی که از اول طفولیت بزرگ شدیم، و با معاشرت و مؤانست های نامناسب تهیه کردیم تا آخر باقی می مانیم سهل است، روز بروز بر آن سربار می کنیم و می افزاییم. گویی گمان نداریم که عالم دیگری هست و نشأه (252) باقیه دیگری خواهد آمد وای اگر از پس امروز بود فردایی و گویی که دعوت انبیاء و اولیاء علیهم السلام به ما هیچ مربوط نیست و معلوم نیست ما با این اخلاق و اعمال به کجا می رسیم و با چه صورتی محشور می شویم. یک وقت تنبه پیدا می کنیم که کار از دست ما خارج و حسرت و ندامت نصیب ماست و غیر از خود کسی را نتوانیم ملامت کنیم(253).

موعظه 97: محبت دروغین

پس ای عزیز!
شیطان تو را مغرور نکند و هواهای نفسانیه تو را گول نزند. البته انسان تنبل مبتلا به شهوات و حب دنیا و جاه و مال، مثل نویسنده همیشه دنبال بهانه است از برای تأیید تنبلی خود و هرچه موافق با شهوات او باشد و مؤید هواهای نفسانیه و خیالات شیطانیه او باشد اقبال به آن نماید، و چشم و گوش خود را به آن باز کند بدون آنکه فحص (254) از مغزای (255) آن نماید یا به مقابلات و معارضات آن نظر نماید. بیچاره گمان می کند به مجرد دعوی تشیع و حب اهل بیت طهارت و عصمت، جواز ارتکاب هر محرمی را خدای نخواسته دارد و قلم تکلیف - نعوذبالله - از او برداشته شده. بدبخت نمی داند که شیطان بر او تعمیه کرده (256) و در آخر عمر بیم آنست که محبت بی مغز بی فایده نیز از دستش برود و با کف تهی در صف نواصب (257) اهل بیت محشور گردد. آخر دعوی محبت کسی (اگر) بینه نداشته باشد پذیرفته نیست. ممکن نیست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم و برخلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام کنم. درخت محبت ثمره و نتیجه اش عمل برطبق آنست و اگر این ثمره را نداشته باشد باید دانست که محبت نبوده، خیال محبت بوده (258).