فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 94: قرائت قلبی قرآن

انسان که می خواهد کلام خدا را قرائت کند و به آیات الهیه، قلب قاسی (235) خود را مداوا کند و با کلام جامع الهی شفای امراض قلبیه را بگیرد و با نور هدایت این مصباح (236) منیر غیبی را دریابد باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم کند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم کند، نه مثل ما که اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن کنیم علاوه بر آنکه از معانی و مقاصد آن و اوامر و نواهی (237) و وعظ (238) و زجر آن بکلی غافلیم، و گویی آیاتی که در آن ذکر اوصاف جهنم و عذاب الیم(239) آن یا بهشت و کیفیات نعیم آن گردیده به ما ربطی ندارد، نعوذبالله در خواندن کتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمع تر است از کتاب کریم خدایی، از آداب ظاهریه آن نیز غفلت کنیم... ما هر وقت می خواهیم صورت حسن و آواز نیکوی خود را به مردم ارائه دهیم، قرآن یا اذان را وسیله قرار می دهیم و مقصد ما تلاوت قرآن نیست، و عمل به این استحباب نمی باشد.بالجمله مکائد(240) شیطان و نفس اماره بسیار است و غالباً حق را به باطل مشتبه (241) می کند و زشت و زیبا را با هم ملتبس (242) می نماید؛ باید از مکائد او به خداوند پناه برد(243).

موعظه 95: قوی ترین اسلحه شیطان

بالجمله آنچه در این مقام - که قلم بی اختیار است تنبه (244) به آن آنست که: بدترین خارهای طریق کمال و وصل به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان قطاع الطریق (245) است، انکار مقامات و مدارج غیبیه است که این انکار و جحود (246)، سرمایه تمام ضلالت (247) و جهالات است و سبب وقوف و خمود است و روح شوق را که براق (248) وصول کمالات است می میراند و آتش عشق را که رفرف معراج روحانی کمالی است خاموش می کند، پس انسان را از طب باز می دارد. به عکس اگر انسان به مقامات معنویه و معارج عرفانیه عقیدت خالص کند و ایمان آورد، چه بسا که این خود به آتش عشق فطری که در زیر خاک و خاکستر هواهای نفسانیه خمود شده کمک و مدد کند، و نور اشتیاق را در اعماق قلب روشن کند و کم کم به طلب برخیزد و به مجاهده قیام کند تا مشمول هدایت حق و دستگیری آن ذات مقدس شود(249).

موعظه 96: تفکر برای تزکیه:

هان ای عزیز!
تو اگر با خبر و احادیث سر و کار داری به کتب شریفه اخبار خصوصاً کتاب شریف کافی مراجعه کن، و اگر با بیان عملی و اصطلاحات علماء سر و کار داری به کتب اخلاقیه از قبیل طهارة الاعراق و کتب مرحوم فیض و مجلسی و نراقیان (250) مراجعه کن و اگر خود را از استفاده مستغنی می دانی یا اتصاف به اخلاق کریمه و احتزار از سیئات اخلاقیه را لازم نمی دانی، جهل خود را که ام الامراض (251) است معالجه کن... انسان تا در این عالم است می تواند، خود را از این ظلمت نجات دهد و به آن انوار برساند. آری می تواند، ولی نه به این حالت سردی و خمودی و سستی و فتور و سهل انگاری که انگار در ما است، که همه می بیند که با هر خلق زشت و اطوار ناپسندی که از اول طفولیت بزرگ شدیم، و با معاشرت و مؤانست های نامناسب تهیه کردیم تا آخر باقی می مانیم سهل است، روز بروز بر آن سربار می کنیم و می افزاییم. گویی گمان نداریم که عالم دیگری هست و نشأه (252) باقیه دیگری خواهد آمد وای اگر از پس امروز بود فردایی و گویی که دعوت انبیاء و اولیاء علیهم السلام به ما هیچ مربوط نیست و معلوم نیست ما با این اخلاق و اعمال به کجا می رسیم و با چه صورتی محشور می شویم. یک وقت تنبه پیدا می کنیم که کار از دست ما خارج و حسرت و ندامت نصیب ماست و غیر از خود کسی را نتوانیم ملامت کنیم(253).