فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 93: ایام جوانی و رفیق بد

تأثر قلبی و تصور باطنی در ایام جوانی بهتر حاصل شود، زیرا که قلب جوان لطیف و ساده است و صفایش بیشتر است و واردات آن کمتر و تزاحمات و تراکمات در آن کمتر است. پس شدید الانفعال و کثیرالقبول است، بلکه هر خلق زشت و زیبایی در قلب جوان بهتر داخل شود و شدیدتر و زودتر از آن متأثر و منفعل (232) گردد و بسیار اتفاق افتد که حق یا باطل یا زشت یا زیبا را به مجرد معاشرت با اهل آن بدون دلیل و حجت قبول نماید، پس بر جوان ها لازم است که کیفیت معاشرت و مؤانست (233) خود را ملتفت باشند و از معاشر بد اجتناب کنند، گرچه دل آنها محکم به ایمان باشد. بلکه معاشرت با تباهکاران و اهل خلق و عمل بد برای نوع طبقات ضرر دارد و هیچکس نباید از خود مطمئن باشد و به ایمان یا اخلاق و اعمال خود مغرور گردد، چنانچه در احادیث شریفه نهی از معاشرت با اهل معاصی شده(234).

موعظه 94: قرائت قلبی قرآن

انسان که می خواهد کلام خدا را قرائت کند و به آیات الهیه، قلب قاسی (235) خود را مداوا کند و با کلام جامع الهی شفای امراض قلبیه را بگیرد و با نور هدایت این مصباح (236) منیر غیبی را دریابد باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم کند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم کند، نه مثل ما که اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن کنیم علاوه بر آنکه از معانی و مقاصد آن و اوامر و نواهی (237) و وعظ (238) و زجر آن بکلی غافلیم، و گویی آیاتی که در آن ذکر اوصاف جهنم و عذاب الیم(239) آن یا بهشت و کیفیات نعیم آن گردیده به ما ربطی ندارد، نعوذبالله در خواندن کتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمع تر است از کتاب کریم خدایی، از آداب ظاهریه آن نیز غفلت کنیم... ما هر وقت می خواهیم صورت حسن و آواز نیکوی خود را به مردم ارائه دهیم، قرآن یا اذان را وسیله قرار می دهیم و مقصد ما تلاوت قرآن نیست، و عمل به این استحباب نمی باشد.بالجمله مکائد(240) شیطان و نفس اماره بسیار است و غالباً حق را به باطل مشتبه (241) می کند و زشت و زیبا را با هم ملتبس (242) می نماید؛ باید از مکائد او به خداوند پناه برد(243).

موعظه 95: قوی ترین اسلحه شیطان

بالجمله آنچه در این مقام - که قلم بی اختیار است تنبه (244) به آن آنست که: بدترین خارهای طریق کمال و وصل به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان قطاع الطریق (245) است، انکار مقامات و مدارج غیبیه است که این انکار و جحود (246)، سرمایه تمام ضلالت (247) و جهالات است و سبب وقوف و خمود است و روح شوق را که براق (248) وصول کمالات است می میراند و آتش عشق را که رفرف معراج روحانی کمالی است خاموش می کند، پس انسان را از طب باز می دارد. به عکس اگر انسان به مقامات معنویه و معارج عرفانیه عقیدت خالص کند و ایمان آورد، چه بسا که این خود به آتش عشق فطری که در زیر خاک و خاکستر هواهای نفسانیه خمود شده کمک و مدد کند، و نور اشتیاق را در اعماق قلب روشن کند و کم کم به طلب برخیزد و به مجاهده قیام کند تا مشمول هدایت حق و دستگیری آن ذات مقدس شود(249).