فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 89: سکرات موت

ما گمان می کنیم واقعه موت و سکرات (215) آن شبیه به اوضاع این عالم است.عزیزم! تو با یک مرض جزئی تمام معلوماتت را فراموش می کنی پس چه معلوم میشود با آن سختی ها و فشارها و مصیبت ها و وحشت ها!؟ اگر انسان دوستی کرد و به لوازم دوستی رفتار کرد و متذکر محبوب بود و از او تبعیت کرد، البته آن دوستی با ولی مطلق و محبوب مطلق حق، مورد نظر حق و محبوب حق است.ولی اگر ادعا کرد و عمل نکرد بلکه مخالفت کرد ممکن است قبل از رفتن از این عالم و در این تغییرات و تبدیلات و جلوه های گوناگون این دنیا انسان از دوستی آن سرور منصرف شود، بلکه نعوذبالله دشمن شود با آن حضرت. اگر فرضاً از این عالم هم با محبت (اهل بیت) منتقل شد گرچه به حسب روایات شریفه و آیات مبارکه در قیامت از اهل نجات است و منتهی به سعادت شود، ولی در برزخ و اهوال(216) موت و قیامت انسان باز مبتلا است، چنانچه در حدیث است که: ما در قیامت از شما شفاعت می کنیم ولی برای برزخ خود فکری کنید (217). پناه می برم به خدا از عذاب و فشار قبر و زحمت و عذاب برزخ که در این عالم هیچ چیز به آن شباهت ندارد. آن دری که از جهنم به قبر باز می شود اگر به این عالم باز شود تمام موجودات آن هلاک می شود. نعوذبالله منه(218).

موعظه 90: بزرگ شمردن اعمال

ای عزیز!
تمام(عمر) ما که پنجاه شصت سال است، فرض می کنیم که در آن قیام کنیم به جمیع وظایف شرعیه، و با ایمان صحیح و عمل صالح و توبه صحیحه از این دنیا برویم. آیا این مقدار اعمال و ایمان ما را چقدر جزا است؟ با آنکه به حسب کتاب و سنت و اجماع جمیع و ملل چنین شخصی مورد رحمت حق است و به بهشت موعود می رود، بهشتی که در آنجا مخلد در نعمت و راحت و مؤبد در رحمت و روح و ریحان خواهد بود. آیا در اینجا مجال انکاری هست؟ با اینکه اگر بنای جزای عمل باشد - (به) فرض باطل که عمل ما جزایی داشته - اینقدری که عقل از تصورش کماً و کیفاً عاجز است نخواهد بود. پس معلوم شد که مطلب بر اساس دیگر مبتنی است و بر پایه دیگر چرخ می زند(219).

موعظه 91: مناجات مؤلف قدس سره

افسوس و هزاران افسوس که این نویسنده مستغرق(220) در بحار(221) هوای نفس و مخلد(222) بر ارض طبیعت و گرفتار شهوات و اسیر بطن و فرج و بی خبر از ملک هستی و مست خودی و خودپرستی در این عالم آمد و عن قریب خواهد رفت، و از محبت اولیاء هیچ ادراک نکرد و از جذبات (223) و جذوات (224) و منازل و مغازلات (225) آنها هیچ نفهمید و وقوفش در این عالم وقوف حیوانی و حرکاتش حرکات حیوانی و شیطانی بوده اگر چنین باشد مردنش نیز مردن حیوان و شیطان است. اللهم المشتکی و علیک المعول (226).