فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 63: تزکیه

ای عزیز!
با آنکه این عالم دار جزا نیست و محل بروز سلطنت حق نیست و زندان مؤمن است، اگر تو از اسارت نفس بیرون آیی و به عبودیت حق گردن نهی و دل را موحد کنی و زنگار دوبینی را از آیینه روح بزدایی و قلب را به نقطه مرکزیه کمال مطلق متوجه کنی، در همین عالم، آثار آن را به عیان می یابی.
چنان وسعتی در قلبت حاصل شود که محل ظهور سلطنت تامه الیهه شود و از تمام عوالم، فسحت(157) و سعه آن بیشتر گردد. لا یسعنی ارض و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المؤمن (158).چنان غنا در آن ظاهر گردد که تمام ممالک باطن و ظاهر را به پشیزی نشمری و چنان اراده ات قوی گردد که متعلق به ملک و ملکوت نگردد و هر دو عالم را لایق خود نداند.
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت - بدر آی تا ببینی طیران آدمیت(159).

موعظه 64: کسب تقوا:

هان ای نفس خسیس و ای دل غافل!
از خواب برخیز و در مقابل این دشمنی که سالها است تو را افسار کرده و در قید اسیری درآورده و به هر طرف می خواهد، می کشاند و به هر عمل زشتی، و خلق ناهنجاری دعوت می کند و وادار می نماید، قیام کن و این قیود را بشکن و زنجیرها را پاره کن و آزادی خواه باش و ذلت و خواری را برکنار گذار و طوق عبودیت حق - جل جلاله - را به گردن نه، که از هر بندگی و عبودیتی وارهی، و به سلطنت مطلقه الهیه در دو عالم نایل شوی(160).

موعظه 65: ناشکیبی کردن

انسان غیر صابر و بی شکیبا زبانش به شکایت هر کس و ناکس باز شود و این علاوه بر رسوایی پیش مردم و معروفیت به سست عنصری و کم ثباتی و افتادن از نظر خلق، پیش ملائکةالله و در درگاه قدس ربوبیت از ارزش می افتد. بنده ای که نتواند یک مصیبت که از حق و محبوب مطلق به او می سرد، تحمل کند، و انسانی که از ولی نعمت خود که هزاران هزار نعمت دیده و همیشه مستغرق نعمت های او است، یک بلیه دید زبان به شکایت پیش خلق گشود، چه ایمانی دارد؟ و چه تسلیمی در مقام مقدس حق دارد؟ پس درست است که گفته شود کسی که صبر ندارد، ایمان ندارد. اگر تو به جناب ربوبی ایمان داشته باشی و مجاری امور را به ید قدرت کامله او بدانی و کسی را متصرف در امور ندانی، البته از پیش آمدهای روزگار و از بلیات وارده، شکایت پیش غیر حق تعالی نکنی. بلکه آنها را به جان و دل بخری و شکر نعم حق کنی. پس آن اضطراب های باطنی و آن شکایت های زبانی و آن حرکات زشت غیر معتاد اعضاء، همه شهادت دهند که ما از اهل ایمان نیستیم. تا نعمت در کار است، صورتاً شکری می کنیم و آن نیز مغزی ندارد(161).