فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 60: از خدا خواستن

ای عزیز!
تو اگر عار نداری از طلب دنیا، لااقل از مخلوق ضعیف که مثل خود تو است، طلب مکن. بفهم که مخلوق را قدرتی نیست برای تعمیر دنیای تو.گیرم که که با هزار منت و ذلت، اراده او را جلب کردی، اراده او در ملک حق، کارکن، نیست و کسی را تصرفی موقته، از خلق بی همه چیز تملق مگو و از خدای خود غافل مشو و حریت و آزادی خود را حفظ کن و قید و عبودیت و اسارت را از گردن خود بردار و در جمیع احوال آزاد شو(151).

موعظه 61: مراقبت از نفس

آنچه به ما می رسد در آن عالم، صورت اعمال خود ما است سلسله های پیچ در پیچ شهوات و هواها را پاره کن و کند قلب را بشکن و از اسارت بیرون بیا، و در این عالم آزاد زیست کن(152) تا در آن عالم آزاد باشی، وگرنه صورت این اسارت را در آنجا حاضر خواهی دید و بدان که آن طاقت فرسا است. اولیای خدا با آنکه از اسر (153) و رقیت بکلی خارج شده بودند و به حریت مطلقه نایل بودند، با این حال دلهای آنها چنان لرزان بود و از عاقبت امر چنان ناله می کردند و جزع می نمودند که عقول متحیر از آن است(154).

موعظه 62: اثر تکرار هر کار در نفس انسان:

گرچه مطالبی که در این اوراق است از امور شایعه رایحه و از مکررات باید بشمار آورد، ولی باکی از این نیست. تذکر نفس و تکرار حق، امر مطلوبی است و از این جهت در اذکار و اوراد و عبادات مناسک، تکرار مطلوب است و نکته اصلی آن، عادت دادن نفس و مرتاض نمودن آن است. پس از تکرار ای عزیز (ملول) مشو، و بدان که تا انسان در قید اسارت نفس و شهوات آن است و سلسله های طولانی شهوت و غضب در گردن او است، به هیچ یک از مقامات معنوی و روحانی نایل نمی شود و سلطنت باطنیه و اراده نافذ آن، بروز و ظهور نمی کند و مقام استقلال و عزت نفس که از بزرگترین مقامات کمال روحانی است، در انسان پیدا نمی شود.بلکه این اسارت و رقیت، باعث می شود که انسان، سرپیچ از اطاعت نفس نباشد در هیچ حال، و چون سلطنت نفس اماره و شیطان در باطن قوی شد و تمام قوا سر به رقیت و طاعت آنها گذاشتند و خضوع در پیشگاه آنها نمودند و تسلیم تام شدند، آن ها قانع به معاصی تنها نمی شوند و کم کم از معصیت های کوچک، انسان را به معاصی بزرگ و از آنها به سستی عقاید و از آن به ظلمت افکار و از آن به تنگنای جحود (155) و از آن به بغض به هر وسیله ای شده، خود را از این اسارت خارج کند و تا فرصت دارد و قوای او سالم است و حیات و صحت و جوانی برقرار است وقوا بکلی مسخر نشده، در مقابل آن قیام کند و مدتی مواظبت اوقات خویش کند و مطالعه در حالات نفس کند و حالات گذشتگان و سوء عاقبت آنها را مداقه نماید و گذشتن این چند روزه را به باطن قلب خود بفهماند و قلب را بیدار کند(156).