فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 57: فرق رجاء و غرور داشتن

ای عزیز!
ملتفت باش که رجاء را از غرور تمیز دهی.ممکن است اهل غرور باشی و گمان کنی اهل رجا هستی و تمیز آن از مبادی آن سهل است.ببین این حالتی که در تو پیدا شده و بدان خود را راجی (135) می دانی از تهاون (136) به اوامر حق و کوچک شمردن حق و اوامر او پیدا شده یا از اعتقاد به سعه رحمت و عظمت آن ذات مقدس؟و اگر تمیز آن نیز مشکل است، از آثار می توان تمیز داد. اگر عظمت حق در دل باشد و قلب مؤمن به احاطه رحمت و عطای آن ذات مقدس باشد، قیام به اطاعت و عبودیت می کند.چون تعظیم و عبادت عظیم و منعم از فطریات است و تخلف ناپذیر است. پس اگر به قیام به وظایف عبودیت وجد و جهد در طاعت و عبادت، اعتماد به اعمال خود نداشته باشی و آنها را به چیزی نشمردی، وامید به رحمت حق و فضائل و عطای او داشته باشی و خود را به واسطه اعمال خود، مستوجب هر ذم (137) و لوم (138) و سخط و غضب بدانی، و تکیه گاه تو رحمت وجود علی الاطلاق باشد، دارای مقام رجا هستی، و شکر خدای تبارک و تعالی کن و از ذات مقدس بخواه که آن را در قلب تو محکم کند، و مقام بالاتر از آن را به تو عنایت فرماید و اگر خدای نخواسته متهاون به اوامر حق بودی، و بی اهمیت و ناچیز شمردی فرموده های ذات اقدس را، بدان که آن غرور است که در دل تو پیدا شده از مکائد شیطان و نفس اماره تو. اگر ایمان به سعه رحمت و عظمت داشتی، اثری از آن نمایان بود در تو.مدعی که عملش مخالف با دعوایش باشد خود مکذب خود است (139).

موعظه 58: حب دنیا

پس استغراق (140) در بحر لذائذ و مشتهیات (141)، قهراً حب به دنیا می آورد و حب به دنیا، تنفر از غیر آن آورد، و وجهه به ملک غفلت از ملکوت آورد، چنانچه به عکس اگر انسان از چیزی بدی دید، و ادراک ناملایمات کرد، صورت آن ادراک در نفس، ایجاد تنفر نماید و هرچه آن صورت قوی تر باشد، آن تنفر باطنی قوی تر گردد. چنانچه اگر کسی در شهری رود که در آنجا امراض و آلام بر او وارد شود و ناملایمات خارجی و داخلی بر او رو آورد، قهراً از آنجا متنفر و منصرف شود و هرچه ناملایمات بیشتر باشد، انصراف و تنفر افزون شود... و اگر به عالم دیگری معتقد باشد و فضای وسیع خای از هر محنت و المی (142) سراغ داشته باشد، قهراً بدانجا سفر کند و اگر سفر جسمانی نتوان کرد، سفر روحانی کند و دلش را بدانجا فرستد و پر واضح است که تمام مفاسد روحانی و اخلاقی و اعمالی از حب به دنیا و غفلت از حق تعالی و آخرت است و حب به دنیا منشأ هر خطیئه است، چنانچه تمام اصلاحات نفسانی و اخلاقی و اعمالی از توجه به حق و دار کرمت آن و از بی علاقگی به دنیا و عدم رکون (143) و اعتماد به زخارف (144) آن است (145).

موعظه 59: اسیر شهوت

آنهایی که بنده دنیا و شهوت خویش اند، و طوق بندگی هوای نفس را در گردن نهادند، بندگی از هر کسی که دنیا را پیش او سراغ دارند یا احتمال می دهند، می کنند و خاضع او می شوند و اگر در ظاهر زبان منیت و عفت نفس گشایند، تدلیس(146) محض است و اعمال آنها و اقوال آنها، این کلام را تکذیب کنند. و این اسارت و رقیت (147) از اموری است که انسان را همیشه در زحمت و ذلت و رنج و تعب دارد و انسان با شرف و عزت نفس، باید با هر وسیله و جدیت خود را از آن پاک و پاکیزه کند و پاک شدن از این کثافت و رهایی از این قید خواری و مذلت به معالجه اساس نفس است و آن با علم و عمل نافع صورت گیرد. اما عمل، پس آن به ارتیاضات (148) شرعیه و مخالفت نفس است، در مدتی (که) آن را از محبت مفرط به دنیا و تبعیت شهوات و هواهای نفسانیه منصرف کند. تا آنکه نفس عادت به خیرات و کمالات کند و اما علم، به آن است که انسان به نفس ضعیف و محتاج و فقیر و بی نوا هستند و آنها نیز مثل خود من در تمام امور جزئیه و کلیه، محتاج به غنی مطلق و قادر توانا هستند و آن ها قابل آن نیستند که حاجت کسی را برآورند و کوچکتر از آن هستند که نفس به آنها متوجه گردد و قلب خاضع آنها گردد و همان قادر توانایی که به آنها عزت و شرف و مال و منال داده، قادر است به هر کسی بدهد. حقیقتاً انسان را عار آید که به واسطه شکم خود یا راه انداختن شهوت خویش، اینقدر ذلت و خواری به خود راه دهد و از این مخلوق بی همه چیز و فقرای بی دست و پا و اوذلاء (149) بی دانش و بینش منت کشید. منت اگر می کشی، از غنی مطلق و خالق سماوات و ارض بکش (150).