فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 52: عذابهای قیامت

ای عزیز!
ببین مولا در دعای کمیل در مناجات با خدای تعالی چه عرض می کند: انت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها تا آنکه می گوید: و هذا ما لاتقوم له السموات و الارض (114) این چه عذابی است که آسمان ها و زمین طاقت آن را ندارند و برای تو تهیه شده و باز تنبه نداری و روز به روز در نسیان و غفلت و خوابت افزوده می شود.
هان ای دل غافل! از خواب برخیز و مهیای سفر آخرت شو فقو نودی فیکم بالرحیل (115) صدای رحیل و بانگ کوچ بلند است. عمال حضرت عزرائیل در کارند و تو را در هر آن به سوی عالم آخرت سوق می دهند و باز غافل و نادانی... پس بدان که سفر خیلی پرخطر است و این نسیان و فراموشی که در ما است از مکائد نفس و شیطان است و این امیدها و آمال طولانی و دراز از دامهای بزرگ ابلیس و از مکائد نفس است.پس از این خواب برخیز و تیقظ (116) و تنبه پیدا کن. بدان که مسافری و دارای مقصدی.مقصد تو عالم دیگر است و تو را از این عالم خواهی نخواهی می برند. اگر تهیه سفر و زاد و راحله آن را دیدی، در این سفر درمانده نشوی و در این سیر بیچاره نشوی، والا فقیر و بیچاره و بی نوا گردی و خواهی رفت به سوی شقاوتی که سعادت ندارد، ذلتی که عزت ندارد، فقری که غنا دنبالش نیست، عذابی که رحمت ندارد، آتشی که خاموشی پیدا نکند، فشاری که برطرف شدن ندارد حزن و اندوهی که خوشحالی درپی آن نیست، حسرت واقعی و ندامتی که آخر ندارد(117).

موعظه 53: حیوانیت نفس

ای وای به حال ما اهل غفلت!
که تا آخر عمر از خواب برمی خیزیم، و در سکر طبیعت باقی هستیم. بلکه در روز بر مستی و غفلت ما می افزاید.جز مقام حیوانیت(118) و مأکل(119) و مشرب (120) و منکح (121) آنها چیز دیگر نمی فهمیم، و هرچه می کنیم گرچه از سنخ عبادات هم باشد، باز برای اداره بطن و فرج می کنیم. گمان کردی که نماز خلیل الرحمن، مثل نماز ما بوده؟ خلیل عرض حاجت به جبرئیل امین نفرمود و ما حاجات خود را از شیطان - اگر گمان کنیم حاجت روا کن است - می طلبیم.ولی باز ناامید نباید باشد. ممکن است پس از مدتی بیداری شب و انس و عادت به آن، خدای تعالی کم کم دستگیری فرماید، و با یک لطف خفی خلعت رحمت بر تو بپوشاند ولی از سر عبادت مجملاً غافل مباش و همه را به تجوید و قرائت و تصحیح ظاهر فقط مپرداز(122)

موعظه 54: توجه به امراض نفس:

بدان ای عزیز!
که چنانچه از برای بدن، صحت و مرضی است، و علاج و معالجی برای نفس انسان و روح آدمیزاده نیز صحت و مرض و سقم و سلامتی و علاج و معالجی است. صحت و سلامت آن عبارت است از اعتدال در طریق انسانیت و مرض و سقم آن اعوجاج (123) از طریق و انحراف از جاده انسانیت است و اهمیت امراض نفسانیه، هزاران درجه بیش تر از امراض جسمانیه است.زیرا که غایت (124) این امراض، منتهی می نماید انسان را به حلول (125) موت، و همین که مرگ آمد و توجه نفس از بدن سلب شد، تمام امراض جسمانیه و خلل های مادیه از او مرتفع شود، و هیچیک از آلام و اسقام بدنیه، برای او باقی نماند، ولیکن اگر خدای نخواسته دارای امراض روحیه و استقام نفسیه باشد، اول سلب توجه نفس از بدن و حصول توجه به ملکوت خویش را، اول پیدایش، امراض و اسقام (126) آن است (127).