فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 50: تفکر کردن

پس از انسان ظلوم و جهول!
که به خود ظلم کنی و به اولیای نعم خود که جان و مال و راحت خود را در راه هدایت تو فدا کردند، و با اشد مصیبت ها و اتبلاء(ات) کشته شدند، و زن و فرزند آنها اسیر و دستگیر شد همه در راه هدایت و نجات تو، در عوض آنکه تشکر از زحمات آنها کنی و پاس مراحم آن ها را نگاه داری، چنین ظلم فاحشی کنی و گمان کنی که فقط ظلم به نفس کردی.قدری از خواب غفلت بیدار شو و پیش نفس خود خجلت بکش، و بگذار آنها را با همان ظلم هایی که از اعدای دین دیدند.دیگر تو که دعوی دوستی می کنی به آنها، ظلم مکن که از دوست و مدعی دوستی ناگوارتر است و زشت تر (110).

موعظه 51: توجه به موت

پس ای عزیز!
بدان که یک سفر پرخطر لازمی است در پیش است که عده و عده آن و زاد (و) راحله آن علم و عمل منافع است و وقت سفر، معلوم نیست چه وقت است. ممکن است وقت خیلی تنگ باشد و فرصت از دست برود. انسان نمی داند چه وقت کوس(111) رحیل می زنند که باید ناچار کوچ کند. این طول امل (112) که من و تو داریم که از حب نفس و مکائد شیطان و شاهکاری آن ملعون است، به طوری ما را از توجه به عالم آخرت باز داشته که در فکر هیچ کار نیفتیم... ناگاه اجل موعود در رسد و ما را بی زاد و راحله و بی تهیه سفر ببرد. نه عمل صالحی داریم و نه علم نافعی... چه شده است که علم و عمل چهل و پنجاه ساله ما در قلوب ما اثر ضد بخشیده و دلهای ما را از سنگ خارا سخت تر کرده؟ از نماز که معراج مؤمنان است ما را چه حاصل شده؟کو آن خوف و خشیتی که لازم علم است؟ اگر خدای نخواسته با این حالتی که هستیم ما را کوچ دهند، خسارت های بزرگی و حسرت های بسیاری در پیش داریم که زایل شدنی نیست، پس نسیان آخرت از اموری است که اگر ولی الله اعظم امیرالمؤمنین علیه السلام بر ما بترسد از آن و از موجب آن که طول امل است حق است، زیرا که او می داند این چه سفر پرخطری است (113).

موعظه 52: عذابهای قیامت

ای عزیز!
ببین مولا در دعای کمیل در مناجات با خدای تعالی چه عرض می کند: انت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها تا آنکه می گوید: و هذا ما لاتقوم له السموات و الارض (114) این چه عذابی است که آسمان ها و زمین طاقت آن را ندارند و برای تو تهیه شده و باز تنبه نداری و روز به روز در نسیان و غفلت و خوابت افزوده می شود.
هان ای دل غافل! از خواب برخیز و مهیای سفر آخرت شو فقو نودی فیکم بالرحیل (115) صدای رحیل و بانگ کوچ بلند است. عمال حضرت عزرائیل در کارند و تو را در هر آن به سوی عالم آخرت سوق می دهند و باز غافل و نادانی... پس بدان که سفر خیلی پرخطر است و این نسیان و فراموشی که در ما است از مکائد نفس و شیطان است و این امیدها و آمال طولانی و دراز از دامهای بزرگ ابلیس و از مکائد نفس است.پس از این خواب برخیز و تیقظ (116) و تنبه پیدا کن. بدان که مسافری و دارای مقصدی.مقصد تو عالم دیگر است و تو را از این عالم خواهی نخواهی می برند. اگر تهیه سفر و زاد و راحله آن را دیدی، در این سفر درمانده نشوی و در این سیر بیچاره نشوی، والا فقیر و بیچاره و بی نوا گردی و خواهی رفت به سوی شقاوتی که سعادت ندارد، ذلتی که عزت ندارد، فقری که غنا دنبالش نیست، عذابی که رحمت ندارد، آتشی که خاموشی پیدا نکند، فشاری که برطرف شدن ندارد حزن و اندوهی که خوشحالی درپی آن نیست، حسرت واقعی و ندامتی که آخر ندارد(117).