فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 40: حیله های شیطان

ای برادر من!
این امور را تعویق نینداز که تعویق انداختنی نیست. چه قدر آدم های صحیح و سالم، با موت ناگهانی از این دنیا رفتند و ندانیم عاقبت آنها چیست؟ پس فرصت را از دست مده و یک دم را غنیمت شما که کار خیلی اهمیت دارد و سفر خیلی خطرناک است. دستت از این عالم که مزرعه آخرت است، اگر کوتاه شد، دیگر کار گذشته است و اصلاح مفاسد نفس را نتوانی کرد جز حسرت و عذاب و مذلت نتیجه نبری. اولیای خدا آنی راحت نبودند، و از فکر این سفر پرخوف و خطر بیرون نمی رفتند. حالات علی بن الحسین علیهماالسلام امام معصوم حیرت انگیز است.ناله های امیرالمؤمنین علیه السلام ولی مطلق، بهت آور است.چه شده است که ما این طور غافلیم؟ کی به ما اطمینان داده جز شیطان که کارهای ما را با خلق امروز به فردا می اندازد. می خواهد اصحاب و انصار خود را زیاد کند و ما را با خلق خود و در زمره خود و اتباع خود محشور کند. همیشه آن ملعون امور آخرت را در نظر ما سهل و آسان جلوه می دهد و ما را با وعده رحمت خدا و شفاعت شافعین، از یاد خدا و اطاعت او غافل کند. ولی افسوس که این اشتهای کاذب است واز صحت و سلامت و حیات و امنیت و هدایت و عقل و فرصت و راهنمایی اصلاح نفس در هزاران رحمت گوناگون حق تعالی غوطه وری و استفاده از آنها نمی کنی و اطاعت شیطان می کنی. اگر از این رحمت ها در این عالم استفاده نکنی، بدان که در آن عالم نیز بی بهره هستی از رحمت های بی تناهی حق و از شفاعت شفیعان، نیز محروم مانی(92).

موعظه 41: ترک دورویی

ای عزیز مدعی اسلام!
در حدیث شریف کافی از حضرت رسول صلی الله علیه وآله منقول است: المسلم من سلم المسلمون من لسانه ویده (93) مسلمان، کسی است که مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او. چه شده که من و تو به اندازه که قدرت داشته باشیم و دستمان برسد، آزار زیردستان را روا می داریم، و از ایذاء و ظلم به آن ها مضایقه نداریم، و اگر با دست نتوانستیم آزارشان کنیم، با تیغ زبان در حضور آنها وگرنه در غیاب، اشتغال به کشف اسرار و هتک استار آن ها پیدا می کنیم، و به تهمت و غیبتشان می پردازیم. پس ما که مسلمانان، از دست و زبانمان سالم نیستند، دعوی اسلامیتمان مخالف با حقیقت، و قلبمان مخالف با علنمان، پس در زمره منافقان و دو رویانیم(94).

موعظه 43: نفاق درونی

ای مدعی ایمان و خضوع قلب!
در بارگاه ذوالجلال اگر تو به کلمه توحید ایمان داری و قلبت یکی پرست و یکی طلب است و الوهیت را جز برای ذات خدای تعالی ثابت ندانی، اگر قلبت موافق با ظاهرت است و باطنت موافق با دعویت است، چه شده است که برای اهل دنیا این قدر قلبت خاضع است؟ چرا پرستش آنها را می کنی؟ جز این است که آن ها را مؤثر در این عالم می دانی، و اراده آن ها را نافذ و زر و زور را مؤثر می دانی؟ چیزی را که کار کن در این عالم نمی دانی، اراده حق تعالی است. پیش تمام اسباب ظاهری، خاضعی و از مؤثر حقیقی و مسبب جمیع اسباب غافل.با همه حال دعوی ایمان به کلمه توحید می کنی! پس تو نیز از زمره مؤمنان خارج و در سالک منافقان و دو زبانان محشوری(95)