فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 27: حجاب علم

وای بر معارفی!
که عاقبت امر صاحبش را وارث شیطان کند. کبر از اخلاق خاصه شیطان است.او به پدر تو آدم کبر کرد، مطرود درگاه شد. تو که به همه آدم و آدم زاده ها کبر می کنی نیز مطرودی... تو که به واسطه چند مفهوم و پاره ای اصطلاحات به خود می بالی و به مردم کبریا می کنی معلوم شد از کم ظرفیتی و کوچکی حوصله است و کمی قابلیت است... ولی بیچاره این طالب مفاهیم و اصطلاحات، گمان کرده حکمت این ها است (55).

موعظه 27: تنبیه عرفانی

ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم!
این کار تو هم این قدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله گاهی خودش هم بازی خورده، خود را دارای مقامی دانسته، حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه و اضافات و اعتبارات پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده، و... خود را با این همه عیب، مرشد خلایق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت، بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانیده، دارای مقام ولایت کلیه دانسته! این نیز از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است تو طلبه فقه و حدیث و سایر علوم شرعیه نیز در مقام علم بیش از یک دسته اصطلاحات که در اصول و حدیث بخرج رفته ندانی.اگر این علم که همه اش مربوط به عمل است در تو اضافه یی نکرده و تو را اصلاح ننموده، بلکه مفاسد اخلاقیه و عمیله بار آورده، کارت از علماء سایر علوم پست تر و ناچیزتر، بلکه از کار همه عوام پست تر است...
و تو بیچاره جز وزر(56) و وبال، نتیجه یی نبری و جز مفاسد اخلاقی و اعمال ناهنجار حاصلی برنداری. پس علم تو هم از نظر اعتبار علمی تکبر ندارد. منتها از بس افق عملت کوتاه است به مجرد آن که دو تا اصطلاح درهم و برهم کردی، خود را عالم و سایر مردم را جاهل دانی و پر ملائکه مقربین را به زیر پای خود پهن می کنی و جایگاه را در مجالس، و راه ها را در کوچه ها بر بندگان خدا تنگ می نمایی (57).

موعظه 29: خیالهای آدمی

از همه اینها پست تر !
و کوچک تر کسی است که به امور خارجیه از قبیل مال و منال و حشم (58) و طایفه تکبر کند. بیچاره از جمیع اخلاق آدمی و ادب انسانی دور است، و دستش از تمام علوم و معارف تهی است، ولی چون لباسش، پشم گوسفند است وپدرش فلان و فلان است به مردم تکبر کند. چه فکر کوچک و قلب تنگ و تاریکی دارد، که قانع شده از تمام کمالات به لباس زیبا و از تمام زیبایی ها به کلاه و قبا. بیچاره به مقام حیوانی و حفوظ (59) حیوانیت ساخته، و قناعت کرده از جمیع مقامات انسانیه به یک صورت خالی از مغزی و شکل تهی از حقیقتی و خود را با این وصف دارای مقام دانسته، این قدر پست و نالایق است که اگر کسی از او یک رتبه دنیایی بالاتر باشد، چنان با او رفتار می کند که گویی بنده با مولای خود(60).