فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 26: عالم بی عمل

ای طلبه مفاهیم!
ای گمراه حقایق، قدری تأمل کن، ببین چه داری از معارف؟ چه اثری در خود از حق و صفاتش می بینی؟ علم موسیقی و ایقاع (53)، شاید از علم تو دقیق تر باشد هیئت و مکانیت و سایر علوم طبیعی و ریاضی در اصطلاحات و دقت با علم تو همدوش است.همانطور که آن ها عرفان بالله نمی آورد، عمل تو هم تا محجوب به حجاب اصطلاحات و پرده مفاهیم و اعتبارات است، نه از او کیفیتی حاصل شود و نه حال... معارفی که کدورت قلب را بیفزاید، معارف نیست(54).

موعظه 27: حجاب علم

وای بر معارفی!
که عاقبت امر صاحبش را وارث شیطان کند. کبر از اخلاق خاصه شیطان است.او به پدر تو آدم کبر کرد، مطرود درگاه شد. تو که به همه آدم و آدم زاده ها کبر می کنی نیز مطرودی... تو که به واسطه چند مفهوم و پاره ای اصطلاحات به خود می بالی و به مردم کبریا می کنی معلوم شد از کم ظرفیتی و کوچکی حوصله است و کمی قابلیت است... ولی بیچاره این طالب مفاهیم و اصطلاحات، گمان کرده حکمت این ها است (55).

موعظه 27: تنبیه عرفانی

ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم!
این کار تو هم این قدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله گاهی خودش هم بازی خورده، خود را دارای مقامی دانسته، حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه و اضافات و اعتبارات پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده، و... خود را با این همه عیب، مرشد خلایق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت، بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانیده، دارای مقام ولایت کلیه دانسته! این نیز از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است تو طلبه فقه و حدیث و سایر علوم شرعیه نیز در مقام علم بیش از یک دسته اصطلاحات که در اصول و حدیث بخرج رفته ندانی.اگر این علم که همه اش مربوط به عمل است در تو اضافه یی نکرده و تو را اصلاح ننموده، بلکه مفاسد اخلاقیه و عمیله بار آورده، کارت از علماء سایر علوم پست تر و ناچیزتر، بلکه از کار همه عوام پست تر است...
و تو بیچاره جز وزر(56) و وبال، نتیجه یی نبری و جز مفاسد اخلاقی و اعمال ناهنجار حاصلی برنداری. پس علم تو هم از نظر اعتبار علمی تکبر ندارد. منتها از بس افق عملت کوتاه است به مجرد آن که دو تا اصطلاح درهم و برهم کردی، خود را عالم و سایر مردم را جاهل دانی و پر ملائکه مقربین را به زیر پای خود پهن می کنی و جایگاه را در مجالس، و راه ها را در کوچه ها بر بندگان خدا تنگ می نمایی (57).