فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 23: خداخواهی زبانی

ای عزیز!
این قدر لاف خدا مزن، این قدر دعوی حب خدا مکن. ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدس، ای بیچاره های گرفتار، ای بدبخت های دچار مکائد نفس و هوای آن، ای بیچاره های گرفتار آمال و امانی حب نفس! همه بیچاره هستید. همه از خلوص و خداخواهی فرسنگ ها دورید. این قدر حسن ظن به خود نداشته باشید این قدر عشوه و تدلل (37) نکنید.از قلوب خود بپرسید ببینید که خدا را می جوید یا خودخواه است؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد...؟ آیا شما مسلمید و از شرک خالصید؟ آیا نماز و عبادت و محیا و ممات شما برای خدا است؟آیا خجالت ندارد در نماز می گویی الحمدلله رب العالیمن ؟ آیا شما جمیع محامد(38) را از حق می دانید، یا این که برای بندگان، بلکه برای دشمان او محمده (39) ثابت می کنید؟آیا دروغ نیست قول تو که می گویی رب العالمین با این که ربوبیت را در همین عالم برای غیر ثابت می کنی؟آیا توبه ندارد؟ خجلت ندارد(که می گویی) ایاک نعبد و ایاک نستعین ؟آیا تو عبادت خدا می کنی یا عبادت بطن و فرج خود؟(40) آیا تو خداخواهی یا حورالعین خواه؟ آیا تو استعانت از خدا فقط می طلبی، یا در کارها، چیزی که در نظر نیست، خدا (است)؟... برای برادر در مکائد نفس و شیطان دقیق شو. بدان که نمی گذارند، وبیچاره یک عمل خالصی بکنی، و همین اعمال غیر خالصانه را که خداوند به فضلش از تو قبول کرده، نمی گذارند، به سرمنزل برسانی (41).

موعظه 24: خودنمایی

ای عزیز!
همان دماغی که تو داری دیگران هم دارند. تو اگر فروتن شدی، قهراً مردم تو را احترام کنند و بزرگ شمارند، و اگر تکبر کنی پیشرفت ندارد. اگر توانستند تو را خوار و ذلیل می کنند و به تو اعتنا نمی کنند، و اگر نتوانستند در دل آنها خواری، و در چشم آن ها ذلیل و مکانت نداری، تو با تواضع دل مردم را فتح کن... و نمی دانم که اگر خدای تعالی کسی را ذلیل کند، چه خواهد کرد با او و به چه حالی مبتلا شود؟ زیرا که امور آخرت با دنیا فرق دارد. ذلت در آخرت، غیر از ذلت در دنیا است. چنانچه نعمت ها و عذابهای آنجا مناسبت با اینجا ندارد.نعمتش، فوق تصور ما است. عذابش خارج از حوصله ما است. کرامتش بالاتر از آنچه هست که ما خیال می کنیم. ذلت و خواریش غیر از ذلت و خواری هایی است که ما گمان می کنیم و عاقبت کار متکبر هم جهنم است(42).

موعظه 25: حالات نفس

ای عزیز!
عارفان بالله به قول تو قلب را محل تجلیات اسماء و صفات، و جلوه ذات (43) و محل ورود سلطان حقیقی می نماید که محو آثار می نماید و تلوین (44) را می برد (45) و تعینات را می زداید. ان الملوک اذا دخلوا قریة افسدوها و جعلوا اعزة اهلها اذلة (46) قلب را احدی احمدی می کند.
پس چرا قلب تو را محو جمال خودت کرده، تلوین را افزوده، اضافات و تعینات را افزایش داده، تو را از حق تعالی و تجلیات اسمائی (47) او غافل نموده، قلب تو را منزلگاه شیطان نموده، بندگان خدا و خاصان درگاه حق و جلوات جمال (48) محبوب را به نظر تحقیر و پستی نگاه می کنی! وای به حال تو عارف که حالت از همه کس بدتر است و حجت بر تو تمامتر است.تو تکبر به حق می کنی. فرعونیت به حضرت اسماء (49) و صفات (50) و تجلیات ذات (51) می نمایی ! (52).