فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 19: عجب

ای بیچاره ممکن!(24)
بی خبر از خود و نسبت خود با خلق! ای بدبخت ممکن غافل از وظیفه خود با مالک الملوک! این جهل و نادانی است که اسباب این همه بدبختی ها شده و ما را به این همه ظلمت ها و کدورت ها مبتلا کرده. خرابی کار از سر منشأ است و آلودگی آب از سرچشمه. چشم معارف ما کور است و دل ما مرده است و این موجب همه مصیبت ها است و درصدد اصلاح هم نیستیم... خدا نکند که خدای تعالی با کسی با عدلش رفتار کند که اگر چنین ورقی پیش آید، احدی از اولین، و آخرین راه نجاتی ندارند... ممکن از خود چه کمالی دارد تا کمال فروشی کند؟ چه قدرتی دارد تا عمل فروشی کند؟ ما بیچاره ها هستیم که حجاب جهل و نادانی و غفلت و خودپسندی و پرده معاصی قلب و قالب، چنان چشم و گوش و عقل و هوش و سایر مدارکمان را گرفته است که در مقابل سلطنت قاهره حق عرض اندام می کنیم و برای خود، استقلال و شیئیت قائلیم!(25)

موعظه 20: نفس پرستی

ای بیچاره !
بی خبر از معارف الهیه که جز اراده شهوت و غضب خود، چیز دیگر نمی فهمی. تو مقدس (مواظب) به ذکر و ورد و مستحبات و واجبات و تارک مکروهات و محرمات و متخلق به اخلاق حسنه و متجنب از سیئات اخلاق در ترازوی انصاف بگذار، کارهایی را که می کنی از برای رسیدن به شهوات نفسانی و نشستن بر تخت های زمردین و هم آغوش شدن، با لعبت های (26) شوخ و شنگ (27) بهشتی و پوشیدن لباسهای حریر و استبرق (28) و سکنا کردن در قصرهای نیکو منظر و رسیدن به آرزوهای نفسانی. آیا باید اینها را که تمام برای خودخواهی و پرستش نفس است، به خدا نسبت داد و پرستش حق دانست؟ آیا شما با عمله یی که برای مزدکار می کند، چه فرقی دارید، که اگر او بگوید من محض صاحب کار این عمل را کردم، او را تکذیب می کنند؟ آیا شما دروغگو نیستید که می گویید نماز می کنم برای تقرب به خدا؟! آیا این نماز شما برای نزدیکی به خدا است، یا برای تقرب به زن های بهشت اس و رسیدن به شهوات است؟! فاش بگویم، پیش عرفای بالله و اولیای خدا، تمام این عبادات ما از گناهان کبیره است.بیچاره در حضور حضرت حق جل جلاله و در محضر تمام ملائکه مقربین او برخلاف رضای حق رفتار میکنی، و عبادتی که معراج قرب حق است برای نفس اماره و شیطان می کنی. آن وقت حیا نکرده، در عبادت، چندین دروغ رد محضر ربوبیت و ملائکه مقربین می گویی و چندین افترا می زنی و منت گذاری همی می کنی. و عجب و تدلل هم می نمایی و خجالت هم نمی کشی.... پس از این نتیجه حاصل شد که تمام کارهای ما برای لذات نفسانی و برای اداره کردن بطن (29) و فرج است. ما شکم پرست و شهوت پرستیم. ترک لذت برای لذت بزرگ تر می کنیم وجهه نظر و قبله آمال ما، راه انداختن بساط شهوات است. نماز که معرج قرب الهی است، ما بجا می آوریم برای قرب به زنهای بهشت.ربطی به تقرب حق ندارد. مربوط به اطاعت امر نیست. با رضای خدا هزاران فرسنگ دور است(30)

موعظه 21: عبودیت خالص

ای عزیز!
نمازی که برای خاطر خواهی زن باشد - چه زن دنیایی یا بهشتی - این نماز خدا نیست. نمازی که برای رسیدن به آمال دنیا باشد یا آمال آخرت، به خدا ارتباط ندارد. پس چرا این قدر ناز و غمزه فروشی می کنی ، و عشوه و غنج (31)و دلال (32) می کنی، به بندگان خدا به نظر حقارت نگاه می کنی، خود را از خاصان درگاه حق محسوب می داری؟ بیچاره تو با همین نماز، مستحق عذابی و مستوجب زنجیر هفتاد زراعی هستی. پس چرا خود را طلبکار می دانی، و برای خود در همین طلبکاری و تدلل و عجب، عذابی دیگر تهیه می کنی؟ تو اعمالی را که مأموری، بکن و متوجه باش که از برای خدا نیست. و بدان که خدای تعالی با تفضل و ترحم تو را به بهشت می برد، و یک قسمت از شرک را خدای تعالی برای ضعف بندگانش به آن ها تخفیف می دهد و به واسطه غفران و رحمتش، پرده ستاریت به روی آن ها پوشیده است. بگذار این پرده دریده شود، و حجاب غفران حق به روی این سیئات که اسمش را عبادت گذاشتیم، افتاده باشد، که خدای نخواسته اگر این ورق برگردد و ورق عدل پیش آید، گند عبادات ما کمتر از معصیت های موبقه (33) اهل معصیت نیست(34).