فهرست کتاب


روح عرفانی روح الله

محمد رضا رمزی ‏اوحدی‏

موعظه 13: دقت در اعمال نفس

ای عزیز!
بیدار شو و غفلت و مستی را از خود دور کن، و در میزان عقل، بسنج اعمال خود را، قبل از آن که در آن عالم میزان کنند، و حساب خود را بکش قبل از آن که از و حساب کشند، و آینه دل را از شرک و نفاق و دورویی پاک کن، و مگذار زنگار شرک و کفر او را طوری بگیرد که به آتش های آن عالم پاک نگردد. نگذار نور فطرت، مبدل به ظلمت کفر شود. نگذار فطرت الله التی فطرالناس علیها (15) ضایع گردد. این قدر خیانت مکن بر این امانت الهی.پاک کن آینه قلب را، تا نور جمال حق در او جلوه کند، و تو را از عالم و هرچه در او است، بی نیاز کند، و آتش محبت الهی در قلب افروخته شده، تمام محبت ها را بسوزاند که همه عالم را به یک لحظه آن ندهی، و چنان لذتی ببری از یاد خدا و ذکر آن که تمام لذت حیوانی را بازیچه بدانی. اگر اهل این مقام هم نیستی، و این معانی در نظرت عجیب می آید، نعمت های الهی را در عالم دیگر که قرآن مجید و اخبار معصومین از آن ها اطلاع داده اند، از دست مده.به واسطه جلب قلوب مخلوق برای شهرت چند روزه موهوم، آن همه ثواب ها را ضایع مکن.از آن همه کرامات خود را محروم مکن، و سعادت ابدی را به شقاوت همیشگی مفروش (16)

موعظه 14: دقت در اعمال

ای عزیز !
بیدار شو، و پنبه غفلت را از گوش برون کن و خواب غفلت را بر چشم خود حرام نما، و بدان که تو را خدای تعالی برای خود آفریده است.چنانچه در حدیث قدسی می فرماید: یابن آدم خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی (17) یعنی: ای پسر آدم ! همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خود آفریدم، و قلب تو را منزلگاه خود قرار داده، تو و قلب تو، یکی از نوامیس الهیه هستید. حق تعالی غیور است نسبت به ناموس خود. این قدر پرده بردری مکن به ناموس حق تعالی، دست درازی را روا مدار. بترس از غیرت حق تعالی که تو را در این عالم همچنان رسوا کند که هرچه خواهی اصلاح کنی، نتوانی، و اخلاق فاضله را که به واسطه آن ها، اولیاء تشبه به حق پیدا می کنند، تسلیم غیر حق می کنی و قلب خود را به دشمن حق می دهی و شرک می ورزی در باطن ملکوت خود. بترس از آن که حق تعالی علاوه بر آن که ناموس مملکت تو را پاره کند، و تو را پیش انبیاء عظام و ملائکه مقربین، مفتضح و رسوا کند، در همین عالم تو را مفتضح کند، و مبتلا کند به فضیحتی که جبران پذیر نباشد و پاره شدن عصمتی که وصله بردار نباشد. حق تعالی ستار است ولی غیور هم هست. ارحم الراحمین است، ولی اشد المعاقبین هم هست. ستر می فرماید، تا وقتی از حد نگذرد. ممکن است خدای نخواسته این کار بزرگ و این رسوایی ناهنجار، غیرت را بر ستر غلبه دهد، چنانچه در حدیث شریف شنیدی. پس قدری به خود آی، و رجوع به خدا کن و بازگشت به سوی او نما که خدای تعالی رحیم است و پی بهانه می گردد برای رحمت. اگر رجوع کردی، به غفران خود ستر می فرماید عیوب گذشته را، و نمی گذارد کسی بر آن مطلع شود، و تو را صاحب فضیلت می کند، و اخلاق کریمه را در تو جلوه می دهد، و تو را مرآت صفات خود می فرماید، و اراده تو را در آن عالم کار کن، می فرماید، چنانچه اراده خود (و) در همه عوالم نافذ است، چنانچه در حدیثی است منقول است که وقتی که اهل بهشت قرار گرفتند، نامه یی از جانب حق تعالی برای آن ها می آید که مضمونش این است: از جانب زنده پاینده یی که نمی میرد به سوی زنده پاینده یی که نمی میرد. من هرچه را می خواهم موجود شود به او می گویم باش. پس موجود می شود. تو را هم امروز قرار دادم که هرچه را می خواهد بشود، امر کن، می شود. تو خودخواهی این قدر نداشته باش. تو اراده خود را تسلیم حق کن. ذات مقدس هم تو را مظهر اراده خود می فرماید. تو را متصرف در امور قرار میدهد. مملکت ایجاد را در آخرت در تحت قدرت تو قرار میدهد، و این غیر توفیض باطل است، چنانچه در محل خود معلوم است.
هان ای عزیز! تو خود می دانی، می خواهی این را بپذیر یا آن را، که خدای تعالی بی نیاز است از ما و همه مخلوقات و اخلاص ما وهمه موجودات عالم(18)

موعظه 15: محاسبه نفس

پس ای عزیز!
در کارهای خود دقیق شو و از نفس خود در هر عملی حساب بکش و او را در برابر هر امری استنطاق کن که آیا اقدامش در خیرات و برای امور شریفه برای چیست؟ دردش چیست که می خواهد از مسائل نماز شب سوال کند؟ یا اذکار آن را تحویل دهد؟ می خواهد برای خدا مسأله بفهمد یا بگوید؟ یا می خواهد خود را از اهل آن قلمداد کند؟ چرا سفر زیارتی که رفته با هر وسیله است.به مردم می فهماند؟ حتی عددش را. چرا صدقاتی را که در خفا می دهد راضی نمی شود که کسی از او مطلع نشود؟ به هر راهی شده، سخنی از آن میان آورده به مردم ارائه می دهد. اگر برای خدا مطلع است و می خواهد که مردم دیگر به او تأسی کنند، و مشمول الدال علی الخیر کفاعله (19) گردد، اظهارش خوب است.شکر خدا کند به این ضمیر صاف و قلب پاک. ولی ملتفت باشد که در مناظره با نفس، گول شیطنت او را نخورده باشد، و عمل ریایی را با صورت مقدسی به خودش ندهد و اگر برای خدا نیست و ترک آن اظهار کند که این سمعه است، و از شجره ملعونه ریا است و عمل او را خداوند منان، قبول نمی فرماید و امر می فرماید در سجین قرار دهند.باید به خدای تعالی از شر مکائد نفس پناه ببریم که مکائد آن خیلی دقیق است ولی اجمالاً می دانیم که اعمال ما خالص نیست(20)