فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

حمام لازم تر بود

... آقای رضوی فرمودند : در ایامی که مرحوم بید آبادی به شیراز تشریف آورده بودند یک روز من محتلم شده بودم به قصد حماماز منزل خارج شدم دیدم حاج شیخ باقر شیخ الاسلام عازم خدمت آقای بید آبادی هستند به من فرمودند شما هم بیائید به خدمت آقا برویم من حیا کردم که بگویم عازم حمامم که بگویم عازم حمامم بالاخره همراه ایشان به زیارت آقا مشرف شدیم وقیت وارد برایشان شدیم اول آقا شیخ الاسلام با آقا مصافحه کرد بعد من که رفتم مصافحه کنم آهسته در گوشم فرمود:حمام لازمتر بود من از اطلاع ایشان بخود لرزیدم و با شرمساری برگشتم آقای شیخ الاسلام فرمود چرام می روی ؟ بید آبادی علیه الرحمه فرمود بگذارید برود کار لازم تری دارد .(976)
- جنابت

حمام لازم تر بود

... آقای رضوی فرمودند : در ایامی که مرحوم بید آبادی به شیراز تشریف آورده بودند یک روز من محتلم شده بودم به قصد حماماز منزل خارج شدم دیدم حاج شیخ باقر شیخ الاسلام عازم خدمت آقای بید آبادی هستند به من فرمودند شما هم بیائید به خدمت آقا برویم من حیا کردم که بگویم عازم حمامم که بگویم عازم حمامم بالاخره همراه ایشان به زیارت آقا مشرف شدیم وقیت وارد برایشان شدیم اول آقا شیخ الاسلام با آقا مصافحه کرد بعد من که رفتم مصافحه کنم آهسته در گوشم فرمود:حمام لازمتر بود من از اطلاع ایشان بخود لرزیدم و با شرمساری برگشتم آقای شیخ الاسلام فرمود چرام می روی ؟ بید آبادی علیه الرحمه فرمود بگذارید برود کار لازم تری دارد .(977)
- کرامات

قضیه ای دیگر

در ققص العلماء نوشته مرحوم سید عبدالکریم از قول پدرش آقای سید زین العابدین لاهیجی نقل کرده که فرمودند: در اواخر عمر استاد بزرگ آقا باقر بهبهانی من در نجف تحصیل می کردم آقای بهبهانی از کثرت پیری به درس حاضر نمی شد ولی یک درس شرح لمعه به عنوان تیمن و تبرک در منزلش می فرمود ما چند نفر به درس حاضر می شدیم از قضا روزی مرا احتلام عارض شد ،و نمازم قضا شد وقت درس هم رسید فکر کردم که اول به درس حاضر شوم بعد برای غسل به حمام بروم پس وارد مجلس شدیم آقا به اطاق درس تشریف آوردند و مثل هر روز با خوشروئی و بشاشت به همه توجه و التفات فرمود و توجهی به من کرد ،ناگهان قیافه اش تغییر پیدا و گرفته شد و بعد فرمود امروز درس تعطیل است ،آقایان بروند به من کارهای دیگرشان برسند طلاب حرکت کردند من حرکت کردم خواستم از اطاق خارج شوم اشاره فرمود که شما بنشیند من نشستم وقتی همه رفتند و اطاق خلوت شد فرمود:همانجا که نشسته ای زیر فرش مقداری پول هست آن را بردار برو حمام غسل کن و از این به بعد با حال جنابت در چنین مجلسی حاضر مشو .(978)
- جنابت