فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

رویای صادقه

فقیه زاهد عادل مرحوم شیخ جواد بن مشکور عرب در شب 26 ماه صفر 1336 هجری در نجف اشرف در خواب حضرت عزارئیل را می بیند پس از اسلام از او می پرسد از کجا می آئی ؟ می فرماید از شیراز و روح میرزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم شیخ پرسید : روح او در برزخ در چه حالی است ؟می فرماید : در بهترین حالات و در بهترین باغ های عالم برزخ و خداوند هزار ملک را مامور کرده است که فرمان او را ببرند شیخ گفت :برای کدام عمل به چنین مقامی رسیده است ؟ فرمود: برای خواندن زیارت عاشورا (مرحوم میرزای محلاتی سی سال آخر عمرش مرتب زیارت عاشوار می خواند )چون مرحوم شیخ از خواب بیدار شد فردا به منزل آیة الله میرزای محمد تقی شیرزای رفت و خواب خود را برای ایشان نقل کردمرحوم میرزا محمد تقی شیرازی رفت و خواب خود را برای ایشان نقل کرد مرحوم میرزا گریه کرد از ایشان سبب گریه را پرسیدند، فرمود :میرزای محلاتی از دنیا رفت او استوانه فقه بود ،به ایشان عرض کردند معلوم نیست که آقای محلاتی فوت کرده باشد شیخ خوابی دیده معلوم نیست واقعیت داشته باشد میرزا فرمود : بلی خواب است ولی خواب شیخ مشکور است نه خواب شیخ مشکور نه خواب افراد عادی فردای آن روز تلگراف فوت میرزای محلاتی از شیراز به نجف اشرف رسید و صدق رویای شیخ مذکور آشکار شد.
این داستان را جمعی از فضلای نجف از مرحوم آیة الله سید عبدالهادی شیرازی شنیده بودند که ایشان در منزل میرزا محمد تقی شیرزای هنگام ورود شیخ و نقل رویای خود حضور داشته اند و نیز دانشمند گرامی جناب صدرالدین محلاتی فرزند زاده آن مرحوم از شیخ این داستان را شنیده اند .(918)
- توسل

توسل به قرآن برای گشایش سختی

ثقه عدل جناب حاج محمد حسن ایمانی سلمه الله تعالی فرمودند زمانی امر تجارت پدرم مختل شد و گرفتار بدهکاری های زیادی و نبودن قدرت اداء آنها شد .
در آن هنگام مرحوم حاج شیخ جواد بید آبادی از اصفهان به قصد شیراز حرکت نمود و چون آن بزرگوار مورد علاقه شدید پدرم بود در شیراز به منزل ما وارد می شدند به والد خبر رسید که آقا قصد شیراز حرکت کرده اند وبه آباده رسیده اند مرحوم پدرم گفتند در این هنگام شدت گرفتاری ما آمدن ایشان مناسب نبود چون ایشان به زرقان می رسند پنج تومان به کرایه مرکب اضافه می نمایند و مرکب تند روی کرایه می کنند که بکله قبل از ظهر روز جمعه به شیراز برسند و غسل جمعه را قبل از ظهر بجا بیاورند که قضا نگردد (چون آن بزرگوار سخت مواظب مستحبات بودند خصوصاً غسل جمعه که از سنن اکیده است) خلاصه پیش از ظهر جمعه وارد منزل شدند در حین ملاقات پدرم فرمودند : بی موقع و بی مناسب نیامده ام شما از امشب با تمام اهل خانه شروع کنید به خواندن سوره مبارکه انعام به این تفصیل که بی الطلوعین مشغول قرائت سوره شوید و آیه (و ربک الغنی ذوالرحمة ) در تا آخر دویست و دو مرتبه تکرار کنید (به عدد اسماء مبارکه رب و محمد صلی الله علیه و آله علیه السلام )پس رفتند حمام غسل جمعه کردندو به منزل مراجعت فرمودند و ما از همان شب شروع
کردیم به قرائت پس از دو هفته فرج شد و از هر جهت رفع گرفتاری ها گردید و تا آخر عمر مرحوم پدرم در کمال رفاه بودند. (919)
- قرآن

توسل به قرآن برای گشایش سختی

ثقه عدل جناب حاج محمد حسن ایمانی سلمه الله تعالی فرمودند زمانی امر تجارت پدرم مختل شد و گرفتار بدهکاری های زیادی و نبودن قدرت اداء آنها شد .
در آن هنگام مرحوم حاج شیخ جواد بید آبادی از اصفهان به قصد شیراز حرکت نمود و چون آن بزرگوار مورد علاقه شدید پدرم بود در شیراز به منزل ما وارد می شدند به والد خبر رسید که آقا قصد شیراز حرکت کرده اند وبه آباده رسیده اند مرحوم پدرم گفتند در این هنگام شدت گرفتاری ما آمدن ایشان مناسب نبود چون ایشان به زرقان می رسند پنج تومان به کرایه مرکب اضافه می نمایند و مرکب تند روی کرایه می کنند که بکله قبل از ظهر روز جمعه به شیراز برسند و غسل جمعه را قبل از ظهر بجا بیاورند که قضا نگردد (چون آن بزرگوار سخت مواظب مستحبات بودند خصوصاً غسل جمعه که از سنن اکیده است) خلاصه پیش از ظهر جمعه وارد منزل شدند در حین ملاقات پدرم فرمودند : بی موقع و بی مناسب نیامده ام شما از امشب با تمام اهل خانه شروع کنید به خواندن سوره مبارکه انعام به این تفصیل که بی الطلوعین مشغول قرائت سوره شوید و آیه (و ربک الغنی ذوالرحمة ) در تا آخر دویست و دو مرتبه تکرار کنید (به عدد اسماء مبارکه رب و محمد صلی الله علیه و آله علیه السلام )پس رفتند حمام غسل جمعه کردندو به منزل مراجعت فرمودند و ما از همان شب شروع
کردیم به قرائت پس از دو هفته فرج شد و از هر جهت رفع گرفتاری ها گردید و تا آخر عمر مرحوم پدرم در کمال رفاه بودند. (920)
- گرفتاری