فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

عالم قبر در رویا

مرحوم شهید مطهری می گوید : از استاد خودم عالم جلیل القدر مرحوم آقای حاج میرزا علی آقای شیرازی که از بزرگترین مردانی بود که من در عمر خود دیده ام ،جریانی خوابی را به خاطرم دارم که نقل آن بی فایده نیست.
ایشان یک روز در درس دو حالی که دانه های اشک چشمانش از روی محاسن سفیدشان می چکید این خواب را نقل کردند و فرمودند : در خواب دیدم مرگم فرا رسیده است مردان را همان طوری که برای ما توصیف شیعه است در خواب یافتم خویشتن را جدا از تن وبدنم می دیدم و ملاحظه می کردم که بدن مرا برای دفن به قبرستان حمل کردند مرا به گورستان بردند و دفن کردند و رفتند من تنها ماندم و نگران که چه بر سر من خواهد آمد ؟ناگاه سگی سفید را دیدم که وارد قبر شد در همان حال حس کردم که این سنگ تندخوئی من است که تجسم یافته است و به سراغ من آمده است و مضطرب شدم در اضطراب بودم که حضرت سیدالشهداء علیه السلام تشریف آوردند و به من فرمودند : غصه نخور من آن را از تو جدا می کنم.
مرحوم حاج میرزا علی آقا اعلی الله مقامه با پیغمبر اکرم و خاندن پاکش صلوات الله علیهم اجمعین ارتباطی قوی داشت این مرد در عین آنکه فقیه (در حد اجتهاد )، حکیم ،عارف طیبب و ادیب بود از خدمتگزران آستان مقدس حضرت سیدالشهداء علیه السلام بود منبر می رفت و موعظه می کرد و ذکر مصیبت می فرمود کمتر کسی بود که در پای منبر این عالم مخلص متقی می نشست و منقلب نمی شود خودش هنگام وعظ و ارشاد که از خدا آخرت یاد می کرد در حال یک انقلاب روحی و معنوی بود با ذکر خدا دگرگون می شد مصداق قول خدا بود : الذین اذا ذکر الله قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون (882)
ایشان در منزل آیة الله العظمی آقای بروجردی منبر می رفت و مجلسی را که افراد آن اکثراً اهل علم و طلاب بودند سخت منقلب می کرد ، به طوری که از آغاز تا پایان منبر ایشان جز ریزش اشگها و حرکت شانه ها چیزی مشهود نبود. (883)
- وفات

آخوند ملا کتاب و وفات او در راه مکه

یکی از علمای متقی ، پرهیزکار ، اهل دل و صاحب کرامات با هر شیخ مهدی ملا کتاب ا ست که مرحوم محدث نوری پس از مدح زیاد ، از او نقل می کند که آن بزرگوار سال آخر عمرش قصد زیارت بیت الله کرد به او گفتند بهتر است که به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوید که زیارت روز عرفه را درک کنید که ثوابش مقابل حج است با زیاده ، برای دو جهت می خواهم که به مکه بروم یکی اینکه شاید در بین راه مکه وفات نمایم بلکه داخل رضوان شوم که طبق روایات ، مخصوصی کسی است که در بین راه مکه بمیرد دوم آنکه روز عرفه حتماً امام زمان علیه السلام در عرفات حاضرند من هم می خواهم در حضور آن بزرگوار باشم سید سند آقا سید حسن نهاوندی و عده ای از علماء که از دوستان و نزدیکان ملا کتاب بودند همراه ایشان حرکت کردند اتفاقاً در بازگشت از مکه در بیابان نجد شیخ وفات کرد و به فاصله کمی آقا سید حسین نیز وفات کرد خواستند جنازه ها را به نجف حمل کنند ولی جمال (شتربان)خبیث مطلع شد به عمال ابن سعود خبر داد چون ابن سعود و وهابیه حمل جنازه به جای دیگر را بدعت و حرام می دانند ناچار جنازه ها را در همان بیابان دفن کردند و آثار قبرها را محو کردند ولی از این جهت که نتوانستند جنازه ها را به نجف حمل کنند ناراحت و غصه دار بودند شیخ محمد به ایشان گفت : غصه نخورید دیشب جنازه ها به نجف حمل شد گفتند چگونه حمل شد ؟ گفتند شب گذشته مقداری از شب گذشته بود شما خوابیدید ولی من بیدار بودم نزدیک آتش خودم را گرم می کردم ناگاه نزدیک قبر شیخ سوارانی را دیدم گفتم شما اینجا چه کار دارید ؟ گفتند آمده ایم جنازه شیخ را به نجف حمل کنیم ناگاه حرکت کردند که دیدم شیخ هم سوار به اسب است و می رورد پس من به دنبال شیخ دویدم گفتم مرا هم ببرید ، شیخ رو به من کرد و فرمود برگرد حالا وقت آمدن تو نیست ولی روز سوم که روز جمعه است وقت ظهر ترا هم به جوار امیرالمومنین علیه السلام حمل می کنند پس من برگشتم در میان آن جماعت علمائی را که من آنها را می شناختم و فوت کرده اند دیدم علامت صدق رویای من این است که روز جمعه من وفات می کنم در همان روز سوم که جمعه بود ایشان هم فوت کردند رحمةالله علیهم. (884)
- اولیاء الله

آخوند ملا کتاب و وفات او در راه مکه

یکی از علمای متقی ، پرهیزکار ، اهل دل و صاحب کرامات با هر شیخ مهدی ملا کتاب ا ست که مرحوم محدث نوری پس از مدح زیاد ، از او نقل می کند که آن بزرگوار سال آخر عمرش قصد زیارت بیت الله کرد به او گفتند بهتر است که به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوید که زیارت روز عرفه را درک کنید که ثوابش مقابل حج است با زیاده ، برای دو جهت می خواهم که به مکه بروم یکی اینکه شاید در بین راه مکه وفات نمایم بلکه داخل رضوان شوم که طبق روایات ، مخصوصی کسی است که در بین راه مکه بمیرد دوم آنکه روز عرفه حتماً امام زمان علیه السلام در عرفات حاضرند من هم می خواهم در حضور آن بزرگوار باشم سید سند آقا سید حسن نهاوندی و عده ای از علماء که از دوستان و نزدیکان ملا کتاب بودند همراه ایشان حرکت کردند اتفاقاً در بازگشت از مکه در بیابان نجد شیخ وفات کرد و به فاصله کمی آقا سید حسین نیز وفات کرد خواستند جنازه ها را به نجف حمل کنند ولی جمال (شتربان)خبیث مطلع شد به عمال ابن سعود خبر داد چون ابن سعود و وهابیه حمل جنازه به جای دیگر را بدعت و حرام می دانند ناچار جنازه ها را در همان بیابان دفن کردند و آثار قبرها را محو کردند ولی از این جهت که نتوانستند جنازه ها را به نجف حمل کنند ناراحت و غصه دار بودند شیخ محمد به ایشان گفت : غصه نخورید دیشب جنازه ها به نجف حمل شد گفتند چگونه حمل شد ؟ گفتند شب گذشته مقداری از شب گذشته بود شما خوابیدید ولی من بیدار بودم نزدیک آتش خودم را گرم می کردم ناگاه نزدیک قبر شیخ سوارانی را دیدم گفتم شما اینجا چه کار دارید ؟ گفتند آمده ایم جنازه شیخ را به نجف حمل کنیم ناگاه حرکت کردند که دیدم شیخ هم سوار به اسب است و می رورد پس من به دنبال شیخ دویدم گفتم مرا هم ببرید ، شیخ رو به من کرد و فرمود برگرد حالا وقت آمدن تو نیست ولی روز سوم که روز جمعه است وقت ظهر ترا هم به جوار امیرالمومنین علیه السلام حمل می کنند پس من برگشتم در میان آن جماعت علمائی را که من آنها را می شناختم و فوت کرده اند دیدم علامت صدق رویای من این است که روز جمعه من وفات می کنم در همان روز سوم که جمعه بود ایشان هم فوت کردند رحمةالله علیهم. (885)
- قبر