فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

تشرف علامه حلی به خدمت امام زمان عج

صاحب ققص العلماء می گوید : این فقیر از آخوند ملا صفر علی لاهیجی شنیده ام که از استادش مرحوم آقا سید محمد بن آقا سید علی صاحب مناهل حکایت می کرد که او فرمود : علامه حلی در شب جمعه ای به زیارت سید الشهداء علیه السلام می رفت و تنها بود و بر درازگوشی سوار بود و تازیانه در دست داشت.
بر علامه معلوم شد که این شخص مرد فاضلی است پس در مسائل علمیه با هم صحبت نمودند و علامه مشکلاتی را که در علوم داشت یکایک مسئله ای صحبت شد و آن شخص مشاکل و معاض او را حل می نمود تا اینکه درباره مسئله ای صحبت شد و آن شخص فتوائی گفت و علامه منکر آن شد و گفت حدیثی بر طبق این فتوی است شما از اول کتاب تهذیب چند ورق بشمارید در فلان صفحه فلان سطر این حدیث مذکور است علامه در حیرت شد که این شخص که باشد ؟ پس از آن مرد پرسید که آیاد در این زمان که غیبت کبری است می توان صاحب الامر علیه السلام را دید یا نه ؟ در این هنگام تازیانه از دست علامه افتاد آن مرد خم شد و تازیانه را از زمین بر گرفت و به دست علامه داد و فرمود : چگونه صاحب الزمان علیه السلام را نمی توان دید و حال آنکه دست او در میان دست تو است پس علامه بی اختیار خود را از درازگوش به زیر انداخت تا پای آن حضرت را ببوسد پس غش نمود و چون بهوش آمد کسی را در همان ورق و همان صفحه و سطرکه آن حضرت نشان داده بود یافت پس علامه به خط خود در حاشیه تهذیب در آن مقام نوشت که این حدیث همان است که حضرت صاحب الامر خبر داد... آخوند ملا صفر علی می گفت که استادم مرحوم آقا سید محمد می گفت که من همان کتاب را دیدم و در حاشیه آن حدیث خط علامه را به مضمون سابق مشاهده کردم. (802)
- کرامات

آن عمل را ترک کن

حاج شیخ عبدالبنی نوری که از بزرگان علماء و مراجع تقلید بودند نقل می کردند در ایام جوانی در تهران به تحصیل علم مشغول بودم و در هر فنی از جمله کیمیا رغبتی داشتم اما این سر پنهانی بود و کسی از آن اطلاع نداشت تا اینکه زمانی با جمعی از اهالی نور به زیارت حضرت ثامن الائمه حضرت رضا علیه السلام مشرف شدیم در سبزوار موفق شده تیمناً بزیارت حکیم عظیم الشان حاج ملا هادی سبزواری مشرف شدیم پس از زیارت ودست بوسی خواستم از خدمت آن عالم بزرگ مرخص شویم مرا نگاه داشت تا رفیقان بیرون شدند آنگاه مرا نصیحت فرمود که آن عمل خفی را که کسی از آن اطلاع ندارد ترک کنم حاج شیخ عبدالنبی این را از کرامات آن بزرگوار می شمرد.(803)
- غیب گوئی

آن عمل را ترک کن

حاج شیخ عبدالبنی نوری که از بزرگان علماء و مراجع تقلید بودند نقل می کردند در ایام جوانی در تهران به تحصیل علم مشغول بودم و در هر فنی از جمله کیمیا رغبتی داشتم اما این سر پنهانی بود و کسی از آن اطلاع نداشت تا اینکه زمانی با جمعی از اهالی نور به زیارت حضرت ثامن الائمه حضرت رضا علیه السلام مشرف شدیم در سبزوار موفق شده تیمناً بزیارت حکیم عظیم الشان حاج ملا هادی سبزواری مشرف شدیم پس از زیارت ودست بوسی خواستم از خدمت آن عالم بزرگ مرخص شویم مرا نگاه داشت تا رفیقان بیرون شدند آنگاه مرا نصیحت فرمود که آن عمل خفی را که کسی از آن اطلاع ندارد ترک کنم حاج شیخ عبدالنبی این را از کرامات آن بزرگوار می شمرد.(804)
- کشف حجاب