فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

در حاشیه قیام آیت الله العظمی قمی (ره )

در ارتباط با قیام و مبارزه مرحوم آیت الله قمی دو حادثه جالب نیز قابل تذکر است، یکی حماسه خونین و قتل عام مسجد گوهرشاد و سخنرانی بهلول،روحانی مبارز،دیگر دادستان اعدام اسدی نائب التولیه آستان قدس رضوی که بسیار عبرت انگیز است .

واقعه خونین مسجد گوهرشاد

انتشار خبر محاصره باغ سراج الملک و زندانی شدن آیت الله قمی و ممنوعیت رفت و آمد به حضورشان در مشهد موجب ملال و اندوه فوق العاده مردم می شود در تمامی مجالس و محافل مذهبی و حتی نمازهای یومیه جماعت،مورد بحث مردم قرار می گیرد و عموماً معتقد می شوند که باید اقدامی کرد و ساکت ننشست و حتماً باید از آیت الله پشتیبانی نمود در همین ایام آقای حاج شیخ محمد تقی نیشابوری واعظ معروف که در میان مردم به علت صراحت لهجه به نام بهلول معروف بود وارد مشهد می شود و بعد از اطلاع از قضیه اعلام می کند که پس از ملاقات با بستگان آیت الله قمی به منبر خواهد رفت ساعت اول شب مسجد گوهرشاد مملو از جماعت می شود بطوری که بعد از نماز مغرب و عشاء تقریباً سه بخش از مسجد را مردمی که ایستاده بودند پر می کنند و آقای بهلول به منبر رفته و سخنرانی پر شور و فصیحی نموده حدود یک ساعت و نیم مردم را در جریان وقایع و پی آمد کشف حجاب گذاشت .
مردم تحت تاثیر واقع شده صدای شیون و اعتراضشان برخاست گروه زیادی تهیج شده و به طرف منبر رفتند و سخنرانی کردند حماسه و هیجان انقلابی در مردم پیدا شده بود و عموماً آمادگی برای اقدامی علیه رژیم داشتند،ساعت حدود چهار از شب گذشته به علت ازدحام صلاح در این دانسته شد که جماعت به صحن نو منتقل شوند در عین حال قعطنامه ای نیز صادر شد که طی آن تحصن مردم خراسان در صحن نو و حرم مطهر به عنوان اعتراض علیه تضییقاتی که برای مرحوم آیت الله قمی ایجاد شده بود رسماً اعلام گردید و خواستار رفع حبس از معظم له گردیدند صبح روز دهم ربیع الثانی گروهی از نظامیان در مقابل صحن نو جمع شده و مردم را از خیابان به گلوله بستند گفته می شود که یک تیر هم به ضریح مطهر اصابت کرد زیرا که ضریح از صحن نو کاملا قابل دیدن است و نقل شده که در این حادثه چندین نقر کشته شدند و چندین نفر مجروح می گویند فرمانده لشکر خود شخصاً در محل حاضر شده و عاملین حادثه را شدیداً مورد نکوهش قرار داد که چرا چنین کرده اند! (ظاهراً قصدش این بود که دولت و مقامات را در این جریان بی گناه جلوه دهند ).
به هر تقدیر مردم با انزجار، نفرت و عصبانیت بیشتر نسبت به دولت مجدداً به حرم بازگشتند عین حال که آمادگی بیشتری برای مبارزه پیدا کرده بودند مجدداً به حرم بازگشتند در این موقع جمعیت زیادی از اطراف مشهد و شهرهای مجاور به مشهد آمدند و تا آنجا که در مسجد و شبستانها جا بود متحصن شدن لازم به تذکر است که روز حمله به مردم در حرم مطهر دقیقاً مصادف بود با روزی که ارتش روسیه در سال 1330 به سرگردگی ژنرال ردکو به مشهد هجوم آورد (تاریخ بیست ساله ایران ،ج 6،ص 1255).
سالهای قبل روسها حرم و گنبد مطهر حضرت رضا علیه السلام را با گلوله بسته بودند و مردم هر ساله در آن عزاداری می کردند و آن روز عاشورای ثانی می گفتند ولی بعد از قضیه رضاخان که روی روسها را سفید کرد دیگر عزاداری آن روز قدغن شد .
به هر حال روز سوم (یکشنبه 12 ربیع الثانی ) که خبر تحصن مردم در حرم مطهر به دفاع از منویات مرحوم آیت الله قمی به اطلاع رضاخان رسید،دستور حمله به مردم و قتل عام آنان را صادر کرد،در اطراف مسجد و بامها مسلسهای سنگین نصب شد تقریباً چهار ساعت از شب گذشته از همه طرف به مردم حمله و گلوله باران مردم توسط ماموران رضاخان آغاز گشت مرد،زن بزرگ، کوچک ، شهری،روستایی،روحانی غیر روحانی،همه و همه حتی کسانی که در خواب بودند از رگبار گلوله جانیان درامان نماندند،مردم هراسان و متوحش به دربها هجوم می برند گروهی به ضرب گلوله و گروهی زیر دست و پای دیگران کشته و مجروح شدند .
نقل شده بیش از سه هزار نفر کشته شدند اجمالاً ظرف دو ساعت مسجد به کلی خلوت شد هر کس می توانست فرار می کرد،بدن های به زمین افتاده مردم اعم از مقتول یا مجروح توسط افراد نظامی و جیره خواران رژیم به کامیونهای که درب مسجد و بازار حاضر شده بود حمل شده وبا عجله به خارج از شهر منتقل گشته و در خندقهای که از پیش حاضر کرده بودند روی هم انباشته و روی آنها را باخروارها خاک پوشانیدند این نقطه هنوز هم بنام قتلگاه مشهور است دو سه روز حرم و صحن ها و مسجد گوهرشاد بسته بود تا توانستند آثار ظاهری این جنایت فجیع را بشویند،پس از این کشتار بیرحمانه اهالی خراسان وحشت زده و ساکت شدند همگی در حالت بهت و تحیر فرو رفته بودند، خانه ها اغلب عزادار بودند لکن هیچکس جرات اظهار نداشت زیرا از صبح روز جنایت به بعد دستور توقیف عده زیادی صادر شد، و حدود یکصد و پنجاه نفر از طبقات مختلف توقیف شدند،عده ای از علماء و وکلا،قضات دادگستری و تجار و کسبه را به منظور تشدید رعب و وحشت توقیف کردند که بعضی از آنها هیچ رابطه ای با قضیه نداشتند منجمله مرحوم آیت الله میرزا محمد کفایی ( فرزند مرحوم آخوند خراسانی ) را باز داشت و خلع لباس کردند و به تهران فرستادند و زندانی مک کردند بطوری که گفته شد ایشان هنگامی که بیمار بودند توسط پزشک احمدی (جلاد رضاخان) در سال 1316 کشته شدند (تاریخ بیست ساله ایران ج 6 ص 257 ).
محمد ولی خان اسدی نایب التولیه آستان قدس نیز به بهانه اظهار عقیده به نفع مردم و روحانیت عزل و پس از چند روز اعدام گردید .
در اینجا بسیار مناسب به نظر می رسد که در مورد شخصیت معروف این قضیه آقای شیخ محمد تقی نیشابوری معروف به بهلول بیشتر بدانیم و در این مورد هم از نوشته های کتاب نهضت روحانیون ایران ج 2 ص 8 - 166 ) استفاده می کنیم از قول آقای دوانی نقل شده است:
در سالهای بعد از شهریور 20 که انگلیسها رضاخان را بردند شایع شد که بهلول عامل اصلی واقعه مسجد گوهرشاد، در افغانستان است بعضی می گفتند آزاد و برخی دیگر اظهار می داشتند که در زندان می باشد چند سال بعد هم جراید و مجلات از وجود او در ژاپن و دیگر نقاط جهان خبر می دادند در سال 1346 شمسی شنیدم که بهلول از زندان افغانستان آزاد شده و به مصر رفته پس از مدتی اقامت در آنجا به نجف اشرف آمده است و حتی منبر می رود و همه او را دیده اند و می توانند ببینند در سال 1347 که نویسنده برای زیارت به عتبات عالیه رفتم سراغ بهلول را گرفتم گفتند در خانه حضرت آیت الله آقای حاج سید عبدالله شیرازی است به اتفاق چند نفر برای دیدار بهلول به منزل آیت الله شیرازی رفتیم بهلول خوابیده بود و با ورود ما بیدار شد شیخی واقعاً بهلول وار ، لاغر اندام و پیرمردی شاد و با نشاط که پس از حدود چهل سال که از ایران دور بود هنوز لهجه نیشابوری خود را حفظ کرده بود یکی از همراهان گفت:آقای دوانی مورخ است می خواهد ماجرای مسجد گوهر شاد و فرار شما و ماجراهای بعدی را از زبان خودتان بشنود، شاید روزی آن را منتشر سازد. بهلول شروع به نقل مطلب کرد و گفت:من تعجب می کنم که دستگاه رضاخان مرا متهم کردند که وابسته به انگلیسها بودم و انگلیسها مرا بردند در صورتی که دلیل خلاف و دروغ بودن آن بسیار است روشن است وقتی خبر رسید که مرحوم آیت الله قمی که آن روز در مشهد مرجع زندگی بود در تهران به دستور رضاخان محبوس شده من با مشورت حاج آقا شیخ مرتضی آشتیانی و آیت الله زاده خراسانی بنای مقاومت گذاشتیم و گفتیم تا آیت الله قمی آزاد نشود از تحصن برنداریم در یک حمله مامورین به مردم 22 نفر کشته و شصت و هفت نفر مجروح شدند و هفت نفر سرباز هم به مردم پیوستند در این حمله سربازان شکست خورده و عقب نشستند و عقب نشستند 17 تفنگ از سربازان به غنیمت گرفتیم 15 یا 10 تای دیگر هم مردم داشتند خبر رسید که جمعیت زیادی از خارج شهر به کمک ما آمده اند وقتی ماموران متوجه این امر شدند اعلام کردند که آرام باشید ما آیت الله قمی را آزاد می کنیم،اسلحه ای که از سربازان گرفته اید پس بدهید، ولی ما گفتیم ما باور نمی کنیم و تا روز یکشنبه صبر می کنیم ،سحرگاه جمعه مامورین حمله کردند،ما هم هر چهار در مسجد گوهرشاد را بستیم و مسجد را در اختیار داشتیم ولی یک در مسجد که تحت نظر نواب احتشام رضوی بود چون دولت باوی مذاکره شده بود که اگر در را باز کند که مامورین وارد شوند او را به مقام تولیت آستانه می رساند به ما خیانت کرد و سربازان از همان راه وارد مسجد شدند و به مردم هجوم آوردند ما که دیدیم سربازان دست به قتل عام مردم می زنند بنا گذاشتیم فرار کنیم تا افراد بیشتری کشته نشوند من تعجب می کنم چطور برخی از مردم درباره من تردید کرده اند چون خود مامورین فریاد می زدند مردم از مسجد خارج شوید من هم عمامه را در آورده از دری خارج شدم .
با هفت نفر از همراهان به در خانه ای رسیدیم زنی در را باز کرد و ما را برد به خانه و پس از هفت،هشت ساعت ما را از کوچه و پس کوچه عبور داد تا به بیرون شهر رسانید در آنجا از همراهان جدا شده و یک راست قصد افغانستان کردم که یک دولت متعصب اسلامی بود به امید اینکه مرا تحت حمایت خود قرار خواهد داد.
در مرز دستگیر شدم و چون به داخل افغانستان بردند خودم را معرفی کردم که من برای دفاع از اسلام قیام کرده ام و از شما تقاضای پناهندگی می کنم ولی آنها ترتیب اثر به کار دینی من ندادند و مرا زندانی کردند و جمعاً 31 سال در زندانی های مختلف افغانستان به سر بردم اخیراً که آزاد شدم به مصر رفتم و از آنجا به عراق آمدم... باید توضیح دهم که شیخ محمد تقی نیشابوری معروف به بهلول هم اکنون (1364 شمسی ) زنده در خراسان است.
- تاریخ معاصر

اعدام اسدی

محمد ولی خان اسدی نایب التولیه وقت آستان قدس رضوی که پسرش داماد محمد ولی فروغی نخست وزیر رضاخان بود تا حدودی به عنوان یک عنصر مذهبی شناخته می شد لذا ظاهراً در برنامه ای به فروغی نوشته بود که از رضاخان بخواهد تا متحدالشکل کردن لباس مردان و کشف حجاب اجباری را در شهر مشهد به تدریج و با رعایت موقعیت مذهبی محل انجام دهد نه مانند سایر مناطق ولی جوابی به او نرسیده بود در آن ایام سرلشکر مطبوعی (که اخیراً پس از 44 سال که از واقعه گوهرشاد می گذشت در دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به اعدام گردید )فرمانده لشکر خراسان و سرهنگ نوابی رئیس شهربانی وفتح الله پاکروان ( پدر لشکر پاکروان معدوم ) برای بررسی اوضاع به مشهد آمدند و نقشه حمله به مردم گوهرشاد و صحن مطهر رضوی و قتل و عام مردم را به امر شخص رضاخان پیاده کردند پس از این واقعه خونین مجدداً اسدی نامه ای به فروغی نوشت که چرا اقدامی نکردی تا کار به اینجا کشید فروغی به جای هر گونه جوابی این شعر را نوشت:
در کف شیر نر خون خواره ای - غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟!
این تلگراف کشف و به دست رضاخان می رسد،دستور اعدام اسدی را صادر می کند و فرغی را هم ضمن خواندن این شعر از نخست وزیری عزل می کند اما درست پس از هفت سال در شهریور 1320 مجدداً فروغی را به کار دعوت می کند فروغی نخستین اقدامی که به عمل آورد نوشتن متن استعفانامه رضاخان از سلطنت بود وقتی رضاخان علت را پرسید فروغی گفت: قربان روس و انگلیس دارند به تهران وارد می شوند باید هر چه زودتر فرار کنید آن وقت شعر مذکور را برای رضاخان خواند. (678)
- رضاخان