فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

مبارزه با کشف حجاب اجباری

همانگونه که داستان ننگین جشن هنر در دوره سلطنت محمد رضا پهلوی از شیراز شروع شد،قضیه کشف حجاب نیز از شیراز آغاز گشت به این شرح که میرزا علی اصغر خان حکمت شیرازی که در آن زمان پست وزارت معارف و فرهنگ را اشغال کرده بود در روز پنجشنبه ماه ذیحجه سال 1353 ه. ق برابر با سال 1313 خورشید به شیراز وارد شده و در جشنی که به افتخار او در مدرسه شاهپور منعقد گردیده بود و از طبقات مختلف مردم نیز در آن حضور داشتند شرکت می کند و طبق برنامه قبلی پس از ایراد سخنرانی ها و نمایش ناگهان چهل زن و دختر مکشفه (بی حجاب )در مجلس بر روی صحنه ظاهر شده و ارکستر، آهنگ رقص می نوازد و دختران نیز به رقص و پایکوبی می پردازند این عمل مقدمه کشف حجاب رسمی و اجباری بود خبر این داستان مثل بمبی صدا می کند و مردم بسیار متاثر می شود اما احتمال می دهند که شاه بی اطلاع باشد چندی بعد این خبر در روزنامه چاپ می شود که در میدان جلالیه با حضور رئیس الوزراء (محمد علی فروغی،ذکاء الملک )دختران مدارس را بدون چادر جمع کرده و علی اصغر خان حکمت ضمن نطقی می گوید:بعضی گمان کردند این اقدامات در شیراز خودسرانه بود لکن رای اعلیحضرت همایونی است و بایستی و به تصویب برسد و می رسد.
مرحوم آیت الله قمی بعد این خبر تاسف آور سخنرانی کرده و گریسته و فرمود اسلام فدایی می خواهد و من حاضرم فدا بشوم و سپس توسط محمد ولی اسدی نایب التولیه به شام پیغام داد که لازم است شاه از این عمل خوددار نماید،ضمناً اعلام کرد که چنانچه این توصیه عملی نشود به سختی مبارزه خواهد کرد و اضافه نمود که گرچه تاکنون شماها اصرار داشتید که من با پهلوی ملاقات کنم و من نمی پذیرفتم اما حالا حاضرم که برای جلوگیری از این عمل غیر مشروع و ضد اسلامی به تهران رفته و شخصاً به دیدار پهلوی بروم تا او را از این عمل منصرف کنم در غیر این صورت تا پای جان ایستاده ام یک روز پس از این پیام،بیت و مرحوم آیت الله قمی و کوچه های اطراف از طرف مامورین دولتی تحت نظر گرفته شد اشخاص را تحت نظر می گرفتند، مرحوم قمی نامه ای به مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبد الریک حائری موسس حوزه علمیه قم نوشته و از ایشان استمداد کردند و با دو نفر از علماء مشهد یعنی مرحوم آقا میرزا محمد کفایی معروف به آیت الله زاده (فرزند مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه )و مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی تماس گرفته و آنها را در جریان حوادث قرار دادند، تدریجاً اطراف بیت و کوچه های مربوط توسط مامورین بطور علنی و شدیداً تحت نظر گرفته شد و مامورین برای ایجاد رعب و وحشت خود را عابران نشان می دادند و حتی الامکان مانع ملاقات اشخاص با مرحوم آیت الله قمی می شدند وحشت اختناق و سانسور به حد اعلا رسیده بود و قلبی مطمئن دلی آرام و شجاع و رحیه ای بسیار قوی می خواست تا جرات مقابله علنی داشته باشد به هر حال مرحوم قمی تصمیم گرفتند به تنهایی اقدام کنند و عزمشان بر این قرار گرفت که به تهران بروند و با پهلوی ملاقات کنند و این قصد خود را به آقایان کفایی و آشتیانی هم اطلاع دادند وضع شهر متشنج شده بود مردم از اوضاع ناراضی و نگران بودند مرحوم قمی در منزل درس می گفتند و صبح و عصر طلاب به منزلشان می رفتند در یکی از جلسات آقا فرمودند:من قصد اقدام دارم خود را موظف می دانم که اقدام کنم و چنانچه برای جلوگیری از کشف حجاب اجباری ده هزار نفر که یکی کار آنها من باشم کشته شود جایز است این گفتار در مشهد و اطراف بزودی پخش شد و اثر وسیعی گذاشت،دولت بطور علنی وارد مبارزه شد اطراف بیت آقا را محاصره نمودند و اسامی اشخاصی که به بیت آقا رفت و آمد داشتند یادداشت کردند و تظاهر علنی می کردند که منزل تحت محاصره و کنترل است .
کم کم وضع شهر مشهد و دیگر شهرهای خراسان به شدت متشنج و آماده انفجار گردید و روز 28 ربیع الاول 1358 ه. ق مرحوم آیت الله قمی تلگرافی به تهران به عنوان رضاخان پهلوی مخابره نمود که برای مذاکره در برخی از موضوعات به تهران خواهد رفت و شب 29 ربیع الاول به اتفاق دو نفر از فرزندان خود و یک خدمتکار به طرف تهران حرکت نمودند .
قبل از حرکت از آنجا که احتمال وقوع هر گونه حادثه حتی کشته شدن ایشان می رفت مرحوم آیت الله قمی به فرزند دیگرشان جناب آقای حاج سید عباس نجاتی وصیت می کند که اگر من از تهران برنگشتم و اتفاقی افتاد تا سه ماه برای مخارج زندگیتان از آقای حاج زین العابدین یزدی وجهی بگیرید و اگر از سه ماه گذشت دیگر خود دانید بدین ترتیب کاروان بظاهر بسیار کوچک اما در حقیقت بزرگ و مسلم گونه از مشهد عازم تهران شد حرکت ایشان به وسیله یکی از آقایان تلگرافی به مرحوم آقای حاج سید یحیی صدرالعلماء اطلاع داده شد و متن تلگراف بین نماز ظهر و عصر در مسجد حاج سید عزیز الله تهران برای نمازگزاران خوانده می شود مردم از حرکت ایشان اطلاع می یابند و روز آخر ماه ربیع الاول مرحوم قمی و همراهان وارد حضرت عبدالعظیم شده و در باغ سراج الملک منزل می کنند .
روز اول ماه ربیع الثانی مردم تهران به اتفاق بعضی از آقایان علماء و ائمه جماعت متقی و مبارز از ایشان دیدار می کنند و چون اکثراً به صورت دسته جمعی و با اتوبوس،اتومبیلهای کرایه یا قطار می آمدند رفت و آمد وسائل نقلیه بسیار زیاد و محسوس می شود و این حرکت رو به تزاید تا نیمه شب ادامه می یابد و موجب نگرانی دولت وقت می گردد روز بعد دولت جلو حرکت وسائل نقلیه را گرفت و حتی برنامه رفت و آمد قطارها به حضرت عبدالعظیم هم لغو می شود وسائل نقلیه عمومی اجازه حمل مسافر به حضرت عبدالعظیم نمی یابند مردم به صورت دسته جمعی و پیاده به سوی محل اقامت آیت الله قمی رهسپار می شوند،منظره جالب و حساسی ایجاد می شود وحشت دولت هر لحظه بیشتر می گردد تقریباً ساعت 10 صبح روز دوم ماه ربیع الثانی ملاقات با معظم له ممنوع اعلام و درب باغ بسته می شود از ورود و خروج به باغ جلوگیری به عمل می آید و به تدریج تا فرا رسیدن شب باغ سراج الملک عملا تحت محاصره قوای دولتی قرار می گیرد وکلا رفت و آمد به باغ ممنوع می شود .
قابل تذکر است که رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی مدظله العالی به مناسبتهای مختلف از تبعید مرحوم آیت الله العظمی قمی و حوادث مربوط به آن سخن به میان آورده اند من جمله در دیدار با جمعی که از اصفهان به حضورشان رسیده بودند فرمودند:یک وقت آقای قمی خودش تنها پاشد راه افتاد آمد که من تهران بودم ایشان به حضرت عبدالعظیم آمدند و ما رفتیم خدمتشان و ایشان قیام کردند منتهی او را حبس کردند و بعد هم تبعیدش کردند .
به ترتیب پس از محبوس شدن آقا و ممنوع الملاقات شدنشان چند نفر از ماموران دولت به دیدارشان آمدند و آقا فرمودند:من باید پهلوی ملاقات کنم و مطلب خود را فقط به او بگویم،روز دیگر رئیس دیوان عالی کشور و دادستان وقت (که به نظر دولت دارای جنبه مذهبی بودند ) به ملاقات ایشان آمدند و هدفشان این بود که از طریق بحث علمی با آقا وارد مذاکره شوند ولی معظم له به بحث با آنها راضی نشدند و تاکید کردند که من برای ملاقات و مذاکره با شخص پهلوی آمده ام،آنها گفتند که آقای رئیس الوزراء و وزیر کشور دربار به دیدار شما خواهند آمد ولی آقا فرمودند،هیچ فائده ای ندارد چون غیر از شخص پهلوی حاضر نیستم با هیچ کس صحبت کنم .
اما رضاخان آمادگی ملاقات با ایشان را نداشت چون می دانست که اولاً پس از ملاقات با ایشان حجت برخودش و مردم تمام خواهد شد و جای هیچ کشی در غیر اسلامی بودن عملش باقی نمی ماند،ثانیاً آیت الله قمی اهل ملاحظه و رعایت مقام کاذب شاهنشاهی نبود و چون تمام مقامات دولتی مطلب آقا را می دانستند به هیچ عنوان راضی به ملاقات با آقا نمی شدند چند بار دیگر فقط رئیس کل شهربانی با آن مرحوم ملاقات معمولی داشت آقا با دو نفر از نزدیکانش طرف صحبت درسی بود و کسی دیگر حق ملاقات با آقا را نداشت چند روز بعد رئیس شهربانی به اتفاق محمد عبده که دادستان کل کشور بود به خدمت آقای قمی آمدند و اظهار داشتند که در مشهد بر اثر حرکت شما یورش و منجر به قتل عده ای بی گناه شده و گناه این قضیه به عهده شما است مرحوم قمی بر مرگ یک عده مسلمان بی گناه گریستند و فرمودند :گناه این کشتار به گردن و دولت شخص شاه است چون من با کمال مسالمت و با دست خالی برای مذاکره آمده بودم و شماها مرا حبس کرده و مردم را که به دفاع از اسلام علاقه مند هستند تحریک کرده اید قطعاً خبر حبس شدن ما به مشهد رسیده و اهالی مشهد هم اعتراض کرده اند و شما به جای آنکه به مطالبشان رسیدگی کنید آنها را گلوله باران کرده اید .
ماموران شاه بالاخره پس از آنکه از اثر تهدید به روحیه قوی و پولادین آقا مایوس شدند هم به مشهد امکان ندارد بنابراین شما یا باید در همین باغ به همین صورت بمانید یا به محلی که دولت در نظر بروید مرحوم قمی فرمودند:اگر به میل خودم نمی گذارید و در خواستم اجابت نمی شود و امکان ندارد به مشهد مراجعت کنم گذرنامه برای ایشان و عائله اش صادر شود مرحوم آیت الله قمی به اتفاق دو نفر از فرزندان خود به همراهی یک خدمتکار به سوی عراق حکومت می نمایند و در شهر کربلا در جوار مرقد حضرت سیدالشهداء اقامت می گزیدند وقتی ایشان وارد کربلا شدند مرحوم آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی مرجع بلاد معارض فرستاده و آقا سید میرزا را با نامه ای به نمایندگی خدمت آیت الله قمی فرستاد و آقا سید میرزا می گوید آقا به من امر فرموده اند از طرف ایشان دست شما را ببوسم.
آیت الله قمی مقیم کربلا شدند و به اداره حوزه علمیه آنجا پرداختند و گروهی از علماء بزرگ از قبیل مرحوم آیت الله میلانی متوفی 1359 و مرحوم آیت الله میرزا مهدی شیرازی (متوفی 1380 ق. ) وعده دیگری از علماء و جمعی از طلاب ایرانی به کربلا هجرت نمودند مرحوم قمی از وضع ایرانیان و اقدامات رضاخان و گرفتاری مردم سخت ناراحت بوده و پیوسته مترصد بودند که اقدامی کنند ولی موقعیت پیش نیامد تا شهریور 1320 پیش آمد و رضاخان توسط اربابانش از ایران اخراج و به سنت موریس تبعید شد.
- علمای مبارز

خواسته های پنچگانه آیت الله قمی

پس از سقوط رضاخان و ده سال از وطن مرحوم قمی در اولین فرصت به قصد زیارت مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا به ایران آمدند استقبال بی نظیری از آن بزرگوار در سراسر ایران به عمل آمد از قصر شیرین تا همدان تا مشهد همه جا چراغانی شد همه بزرگان علماء سران قبایل مسوولان امور دولتی و مردم به ملاقات آقا می شتافتند هر جا که کاروان آقا می رسید تقریباً شهر به صورت تعطیل در می آمد می توان گفت که ایران با این مسافرت تکان خورد آیت الله قمی در مراجعت به هنگام توقف در تهران پیشنهادات معروفی به دولت وقت ارائه کرد که اهم آنها در پنج عنوان زیر می گنجد:
1- دولت ایران زنان را در انتخاب حجاب آزاد بگذارد و اجباری در کشف نباشد .
2- مدارس مختلط که به دستور رضاخان ایجاد شده بود منحل و مدارس پسرانه و دخترانه مجزا شده و نماز در مدارس برقرار شود .
3- تعلیم قرآن و دروس دینی جزء برنامه درسی دبستانها و دبیرستانها قرار بگیرد .
4- حوزه علمیه قم و مشهد و غیر آزاد باشند علاوه بر آن مدرسین و محصلین علوم دینیه به هنگام تحصیل از رفتن به خدمت نظام وظیفه معاف باشند.
5- موضوع اقتصاد و تجارت تحت نظر متخصص اداره شود بطوری که توازن صادرات و واردات حتی الامکان حفظ گردد و کمبود غذایی و خواربار که فشارش بدوش طبقه ضعیف است از بین برود .
پیشنهادات فوق به تدریج و به کمک عموم ملت مورد قبول رژیم قرار گرفت و بدین شرح آن مرجع عالیقدر که ده سا قبل در حضرت عبدالعظیم در باغی محبوس شده بود و مردم را از ملاقات با او منع می کردند که چرا کشف حجاب اجباری مخالفت داد،نه فقط در میان استقبال ملت مسلمان ایران به وطن مالوف بازگشت بلکه علاوه بر قضیه لغو کشف حجاب اجباری چندین دستوالعمل شرعی و اجتماعی دیگر را نیز به دولت دیکته کرد ... و بار دیگر این وعده الهی تحقق و مصداق خارجی یافت که:(ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ).
مرحوم آیت الله قمی پس از انجام مقصود به عتاب مراجعت نمود و کمافی السابق در کربلا اقامت نمود و مشغول اداره حوزه علمیه کربلا شد تا پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بر حسب درخواست علماء نجف از قبیل مرحوم آیت الله عبدالهادی شیرازی و مرحوم آیت الله شاهرودی و آیت الله العظمی خویی از کربلا به نجف اشرف انتقال یافتند و مرحوم قمی حوزه را اداره می کردند گرچه نسبت به قبول این مسولیت معنوی شدیداً بی میل بودند ونمی خواستند زعامت و مرجعیت عامه را قبول کنند لذا مکرراً در حرم مطهر با خواندن نماز حاجت و نماز جعفر طیار از خداوند متعال درخواست می کردند که مرگش زودتر فرا رسد تا مسوولیت سنگین زعامت حوزه را به عهده نگیرد تا آنکه سه ماه پس از فوت مرحوم سیدابوالحسن در سال 1366 قمری برحمت ایزدی پیوست. (675)
- کشف حجاب

خواسته های پنچگانه آیت الله قمی

پس از سقوط رضاخان و ده سال از وطن مرحوم قمی در اولین فرصت به قصد زیارت مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا به ایران آمدند استقبال بی نظیری از آن بزرگوار در سراسر ایران به عمل آمد از قصر شیرین تا همدان تا مشهد همه جا چراغانی شد همه بزرگان علماء سران قبایل مسوولان امور دولتی و مردم به ملاقات آقا می شتافتند هر جا که کاروان آقا می رسید تقریباً شهر به صورت تعطیل در می آمد می توان گفت که ایران با این مسافرت تکان خورد آیت الله قمی در مراجعت به هنگام توقف در تهران پیشنهادات معروفی به دولت وقت ارائه کرد که اهم آنها در پنج عنوان زیر می گنجد:
1- دولت ایران زنان را در انتخاب حجاب آزاد بگذارد و اجباری در کشف نباشد .
2- مدارس مختلط که به دستور رضاخان ایجاد شده بود منحل و مدارس پسرانه و دخترانه مجزا شده و نماز در مدارس برقرار شود .
3- تعلیم قرآن و دروس دینی جزء برنامه درسی دبستانها و دبیرستانها قرار بگیرد .
4- حوزه علمیه قم و مشهد و غیر آزاد باشند علاوه بر آن مدرسین و محصلین علوم دینیه به هنگام تحصیل از رفتن به خدمت نظام وظیفه معاف باشند.
5- موضوع اقتصاد و تجارت تحت نظر متخصص اداره شود بطوری که توازن صادرات و واردات حتی الامکان حفظ گردد و کمبود غذایی و خواربار که فشارش بدوش طبقه ضعیف است از بین برود .
پیشنهادات فوق به تدریج و به کمک عموم ملت مورد قبول رژیم قرار گرفت و بدین شرح آن مرجع عالیقدر که ده سا قبل در حضرت عبدالعظیم در باغی محبوس شده بود و مردم را از ملاقات با او منع می کردند که چرا کشف حجاب اجباری مخالفت داد،نه فقط در میان استقبال ملت مسلمان ایران به وطن مالوف بازگشت بلکه علاوه بر قضیه لغو کشف حجاب اجباری چندین دستوالعمل شرعی و اجتماعی دیگر را نیز به دولت دیکته کرد ... و بار دیگر این وعده الهی تحقق و مصداق خارجی یافت که:(ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ).
مرحوم آیت الله قمی پس از انجام مقصود به عتاب مراجعت نمود و کمافی السابق در کربلا اقامت نمود و مشغول اداره حوزه علمیه کربلا شد تا پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی بر حسب درخواست علماء نجف از قبیل مرحوم آیت الله عبدالهادی شیرازی و مرحوم آیت الله شاهرودی و آیت الله العظمی خویی از کربلا به نجف اشرف انتقال یافتند و مرحوم قمی حوزه را اداره می کردند گرچه نسبت به قبول این مسولیت معنوی شدیداً بی میل بودند ونمی خواستند زعامت و مرجعیت عامه را قبول کنند لذا مکرراً در حرم مطهر با خواندن نماز حاجت و نماز جعفر طیار از خداوند متعال درخواست می کردند که مرگش زودتر فرا رسد تا مسوولیت سنگین زعامت حوزه را به عهده نگیرد تا آنکه سه ماه پس از فوت مرحوم سیدابوالحسن در سال 1366 قمری برحمت ایزدی پیوست. (676)
- مراجع تقلید