فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

می خواهم کوتو نباشی

(یک روز رضاه شاه یقه پیراهن کرباسی مدرس را گرفت و گفت سید از من چه می خواهی؟ مدرس بالجهه اصفهانیش جواب داد:می خواهم کوتو نباشی.
- مدرس

شهید مدرس و مشهدی عبد بقال و التیماتوم روسیه!

گفته اند شهید مدرس روزی از مجلس به خانه اش می رفت و عده ای همراهش بودند در راه برای تهیه غذا از بقال سر کوچه شان می خواست ماست بخرد ضمن آنکه مشهدی عبدالکریم بقال مشغول تهیه ماست بود، سید شروع کرد به تعریف جریان مجلس و اینکه در مجلس اولتیماتوم روسیه مخالفت کرده و فرموده بود که حالا بناست ما از بین برویم پس چرا با دست خودمان از بین برویم (نه )ما خواسته روسیه را امضا نمی کنی و مجلس هم جرات پیدا کرد و آن موضوع رد شد یکی از اطرافیان گفت آقا! اینکه درست نیست شما سیاست مملکت را به مشهدی عبدالکریم بقال بگویید مدرس پاسخ داد اینها موکلین من هستند بای بدانند که در مجلس چه می گذرد و ما در آن جا چه می کنیم .
- مدرس

من جزء سکه زر،بر بار شتر و روز روشن چیزی قبول نمی کنم!

فرستاده انگلیس چکی برای شهید مدرس فرستاد،مدرس پرسید این چیست؟ آورنده گفت این چک نامیده می شود و چک را می برند بانک و تبدیل به پول می کنند،مدرس قاه قاه خندید و گفت:به آقای سفیر بگوئید من جز سکه زر،آنهم بر بار شتر،آنهم در روز روشن چیز دیگری قبول نمی کنم! (671)
شهید مدرس می گوید موقعیکه در نجف تحصیل می کرد حجره ای داشتم که در موقع خواب گنجایش تمام اندام مرا نداشت و فرش آن قطعه حصیری بود الان هم با آنکه هر چه بخواهیم در اختیار قرار می گیرد باز همان زمان طلبگی زندگی می کنیم (پیام انقلاب شماره 22 ).
- ساده زیستی