فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

شهادت امام اهل سنت

در سال 303 قمری امام ابوعبدالله احمد بن علی نسایی که یکی از اعلام و عامه و از ائمه صحاح و از علمای بزرگ اهل سنت بوده است وارد دمشق شد دید اهالی آن شهر در اثر تبلیغات نادرست بنی امیه بعد از هر نماز به طور علنی علی ابن ابیطالب را سب و لعن می کنند خیلی متاثر شد تصمیم گرفت احادیث که با سلسله اسناد خود از رسول خدا در فضائل علی علیه السلام در حافظه دارد به قلم بیاورد پی کتاب خصائص العلوی را در اثبات مقدمات عالیه حضرت علی (ع) نوشت و بروی منبر آن کتاب را می خواند و فضائل آن حضرت را نشر می داد یک روز در منبر مشغول ذکر آن بزرگوار بود که ملت جاهل و متعصب هجوم آوردند و او را گرفته کشیده از مسجد بیرونش انداختند و با شدت تمام او را زدند حتی خصیتین و آلت رجولیت او را گرفته و کشیدند که در اثر همان ضربات و صدمات بعد از چند روز وفات کرد. (667)
- علی (ع): دشمن علی

شهادت امام اهل سنت

در سال 303 قمری امام ابوعبدالله احمد بن علی نسایی که یکی از اعلام و عامه و از ائمه صحاح و از علمای بزرگ اهل سنت بوده است وارد دمشق شد دید اهالی آن شهر در اثر تبلیغات نادرست بنی امیه بعد از هر نماز به طور علنی علی ابن ابیطالب را سب و لعن می کنند خیلی متاثر شد تصمیم گرفت احادیث که با سلسله اسناد خود از رسول خدا در فضائل علی علیه السلام در حافظه دارد به قلم بیاورد پی کتاب خصائص العلوی را در اثبات مقدمات عالیه حضرت علی (ع) نوشت و بروی منبر آن کتاب را می خواند و فضائل آن حضرت را نشر می داد یک روز در منبر مشغول ذکر آن بزرگوار بود که ملت جاهل و متعصب هجوم آوردند و او را گرفته کشیده از مسجد بیرونش انداختند و با شدت تمام او را زدند حتی خصیتین و آلت رجولیت او را گرفته و کشیدند که در اثر همان ضربات و صدمات بعد از چند روز وفات کرد. (668)
- مدرس

جریان شهادت مدرس رضوان الله علیه

نقل است از حاجی انوار که در رمضان 1316 مدرس را بکاشمر بردند ابتدا در خانه استاد بنا که اقتدار نظام رئیس شهربانی وقت نیز آنجا می نشست برده شد رضاخان اقتدار نظام دستور داده بود که مدرس را شهید کند ولی ایشان اقدامی نکرد بهمین جهت او را به مشهد فرستادند و تحت تعقیب قرار دادند بعد استوار مصطفویان را به عنوان کفالت شهربانی به کاشمر فرستادند او به همراه شخصی بنام حبیب شمر و جهانسوز رئیس شهربانی قم در قتل مدرس شرکت کردند عصر ورز 27 ماه رمضان شربتی برای آقا می برند حبیب شمریه آقا اصرار می کند که باید بخوری آقا می گوید من روزه دارم افطار که شد می خورم بالاخره جلادها بالا جبار این شربت را به آقا می خورانند مدتی طول می کشد ولی هیچ تاثیر نمی گذارد بالاخره عمامه آقا را بگلوی او می بندند و آن سید مظلوم و مسموم را خفه می کنند شب می فرستند سراغ میرزا کریم که غسال که او را غسل بدهد و پاسبانها آقا را به تپه بیرون شهر می برند بعداً بیگلری رئیس شهربانی وقت در کاشمر در سال 1316 دستور می دهد که قبر آقا را خراب کنند مدتی گذشت دو مرتبه قبر را تعمیر کردند دکتر رسا رئیس بهداری کاشمر یک رباعی درباره تاریخ شهادت مدرس گفته که این است:
با دست جهانسوز،شته بدفرجام - کرده به شهادت مدرس اقدام
در سال هزار و سیصد و شش - در لیله بیست و هفتم ماه صیام (669)
در هنگام شهادت تمام دارائی مدرس 24 تومان بوده است در هنگام درس مدرس طلبه ای وارد شد مدرس به آن طلبه زیاد احترام کرد طلبه ها خیال کردند از بستگان مدرس است بعد از رفتن آن طلبه از مدرس سوال کردند که این آقا چه نسبتی با شما دارد؟ فرمود: من ایشان را نمی شناسم گفتند پس چرا این همه احترامش کردید فرمود چون دانستم طلبه درس خوانی است عرض کردند:از کجا دانستید؟ فرمود از لباسش چون طلبه درس خون لباسش باهم تناس ندارد دیدم قبا کهنه و عبا نو است معلوم است توجهش به درس است نه به ساختن و پرداختن لباس .
- شهادت