فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

زهد وقناعت خلیل بن احمد فراهیدی

در احوال خلیل بن احمد فراهیدی،عالم ادیب قرن دوم هجری،مبتکر علم عروض و مولف کتاب العین که از اصحاب امام صادق علیه السلام بوده است آورده اند:مردی صالح و قانع بود نضر گوید:در اطاقی حصیری در بصره منزل داشت و یک پول سیاه در دست نداشت در حالی که دانش او گسترش یافته بود و شاگردانش با علمی که از او آموخته بوند اموال بسیار بدست آورده بودند زهد او مرتبه ای غیر قابل درک بود تا بدانجا که نقل شده است یکی از ملوک از او خواست تا نزد او رفته فرزندانش را ادب بیاموزد، قاصد نزد او رفته تکله ای نان خشک در دست او دید که می خورد رو به قاصد کرده گفت:برو به کسی که تو را فرستاده از قول من بگو تا زمانی که مانند این تکه نان خشک به من می رسد مرا به تو حاجت نیست و نزد آن امیر نرفت. (450)
- ترک دنیا

شیخ حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهائی و اعراض او از مناصب و مقامات

شیخ حسین بن عبد الصمد بزرگوار شیخ بهائی که از علماء بزرگ جبل عامل بود بعد از شهادت استادش شهید ثانی با اهل و عیال خود روانه ایران شد و در آن زمان که شاه طهماسب صفوی بر ایران حاکم بود موقعیت و جایگاهی رفیع یافت. هفت سال در پایتخت وقت قزوین، اقامت کرده به درس و وعظ و نشر علوم اشتغال مقدس رضوی شد و بعد از آن که هرات بوسیله صفویه فتح شد منصب شیخ الاسلام هرات را متصدی گشت ولی بعد از هشت سال اقامت در هرات که از با برکت ترین و زیباترین شهرها بوده است برای اغراض از زندگانی فانی به دنیا به عنوان خروج برای سفر حج از هرات خارج شده دیگر به ایران باز نگشت بلکه مجاورت بیت الله بلکه به بحرین رفت که بر عکس ایران سرزمین فقرو تنگدستی بود چرا که سکونت در آنجا را نه فقط برای خود به رضایت خدا نزدیک تر می دید بلکه درصدد بر آمدت برای پسرش شیخ بهائی هم اجازه بگیرد و او را نیز روانه بحرین بسازد از این رو برای او نامه ای نوشت که در آن از سکونت در ایران مذمت کرد و این نبود جز به جهت زهد در دنیا و گرنه او و فرزندش جز تعظیم و تجلیل بسیار چیزی ندیده بودند.
و شاید همین نامه پدر برای شیخ بهائی اثر خود را در شیخ بهائی گذاشت که طولی نکشید که او ریاست دینی بزرگی را که داشت رها کرد و (چه بسا به عنوان سفر حج )از ایران خارج گشت وبه مدت سی سال ( نه یک سال و دو سال)در پوشش دراویش با تحمل مشقات و سختی های سفر به جهان گردی پرداخت و چنانچه در کشکول آورده است می گوید:اگر پدر من به ایران نیامده بود من به همنشینی با سلطان مبتلا نمی شدم و اظهار تاسف می کند از اینکه چرا مانند استاد پدرش،شهید ثانی،نشده که شب باغداری می کرد و روز به درس حاضر می شد و خانه خود را به دست خود می ساخت،یا چرا مانند استاد شهید ثانی،شیخ علی میسی، نشده که شبانه هیزم جمع می کرد تا مخارج خود و شاگردانش را تهیه کند .(451)
- شرح حال

شیخ حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهائی و اعراض او از مناصب و مقامات

شیخ حسین بن عبد الصمد بزرگوار شیخ بهائی که از علماء بزرگ جبل عامل بود بعد از شهادت استادش شهید ثانی با اهل و عیال خود روانه ایران شد و در آن زمان که شاه طهماسب صفوی بر ایران حاکم بود موقعیت و جایگاهی رفیع یافت. هفت سال در پایتخت وقت قزوین، اقامت کرده به درس و وعظ و نشر علوم اشتغال مقدس رضوی شد و بعد از آن که هرات بوسیله صفویه فتح شد منصب شیخ الاسلام هرات را متصدی گشت ولی بعد از هشت سال اقامت در هرات که از با برکت ترین و زیباترین شهرها بوده است برای اغراض از زندگانی فانی به دنیا به عنوان خروج برای سفر حج از هرات خارج شده دیگر به ایران باز نگشت بلکه مجاورت بیت الله بلکه به بحرین رفت که بر عکس ایران سرزمین فقرو تنگدستی بود چرا که سکونت در آنجا را نه فقط برای خود به رضایت خدا نزدیک تر می دید بلکه درصدد بر آمدت برای پسرش شیخ بهائی هم اجازه بگیرد و او را نیز روانه بحرین بسازد از این رو برای او نامه ای نوشت که در آن از سکونت در ایران مذمت کرد و این نبود جز به جهت زهد در دنیا و گرنه او و فرزندش جز تعظیم و تجلیل بسیار چیزی ندیده بودند.
و شاید همین نامه پدر برای شیخ بهائی اثر خود را در شیخ بهائی گذاشت که طولی نکشید که او ریاست دینی بزرگی را که داشت رها کرد و (چه بسا به عنوان سفر حج )از ایران خارج گشت وبه مدت سی سال ( نه یک سال و دو سال)در پوشش دراویش با تحمل مشقات و سختی های سفر به جهان گردی پرداخت و چنانچه در کشکول آورده است می گوید:اگر پدر من به ایران نیامده بود من به همنشینی با سلطان مبتلا نمی شدم و اظهار تاسف می کند از اینکه چرا مانند استاد پدرش،شهید ثانی،نشده که شب باغداری می کرد و روز به درس حاضر می شد و خانه خود را به دست خود می ساخت،یا چرا مانند استاد شهید ثانی،شیخ علی میسی، نشده که شبانه هیزم جمع می کرد تا مخارج خود و شاگردانش را تهیه کند .(452)
- محاسبه