فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

اخلاص محدث قمی

عده ای علاقه مند بودند که لااقل فریضه خود را با مرحوم حاج شیخ عباس قمی بجا آوردند و به همین اندازه از فیض وجودش بهره مند شده باشد.
یکی از عادات این مرد شریف این بود که اغلب اوقات فریضه خویش را در مساجد مترو که بجا می آورد اتفاقاً به محض اطلاع مردم روز به روز بر کثرت جمعیت افزوده می شد تا بحدی که آن مسجد مورد علاقه مردم و به دست عده ای برومند تعمیر می گردید،پس از انجام مقصدش دیگر به نماز در آن مسجد حاضر نمی شد و یک مسجد متروکه و مخروبه دیگر را انتخاب می کرد و بدون اطلاع مردم چند نوبت اداء فریضه را در آنجا می داد پس از چند روزی مردم مطلع شد و از راههای بسیار دور برای درک نماز با ایشان به آن مسجد می شتافتند و به این سبب مساجد مخوربه به معمور می شد.
و هر زمان جمعیت کثیری در نماز خود مشاهده می کرد و با به واسطه کثرت جمعیت،مکبری تکبیر می گفت پس از آن روز دیگر به نماز حاضر نمی شد و پیوسته مراقب احوالات خود بود شب و روز به وظایف خود اشتغال داشت و اهم شغل او تالیف بود از درک فیض منبر و مواعظ و نصایح ایشان عموم طبقات استفاده می بردند. (310)
- اخلاص

اخلاص محدث قمی

عده ای علاقه مند بودند که لااقل فریضه خود را با مرحوم حاج شیخ عباس قمی بجا آوردند و به همین اندازه از فیض وجودش بهره مند شده باشد.
یکی از عادات این مرد شریف این بود که اغلب اوقات فریضه خویش را در مساجد مترو که بجا می آورد اتفاقاً به محض اطلاع مردم روز به روز بر کثرت جمعیت افزوده می شد تا بحدی که آن مسجد مورد علاقه مردم و به دست عده ای برومند تعمیر می گردید،پس از انجام مقصدش دیگر به نماز در آن مسجد حاضر نمی شد و یک مسجد متروکه و مخروبه دیگر را انتخاب می کرد و بدون اطلاع مردم چند نوبت اداء فریضه را در آنجا می داد پس از چند روزی مردم مطلع شد و از راههای بسیار دور برای درک نماز با ایشان به آن مسجد می شتافتند و به این سبب مساجد مخوربه به معمور می شد.
و هر زمان جمعیت کثیری در نماز خود مشاهده می کرد و با به واسطه کثرت جمعیت،مکبری تکبیر می گفت پس از آن روز دیگر به نماز حاضر نمی شد و پیوسته مراقب احوالات خود بود شب و روز به وظایف خود اشتغال داشت و اهم شغل او تالیف بود از درک فیض منبر و مواعظ و نصایح ایشان عموم طبقات استفاده می بردند. (311)
- شرح حال

زهد و ساده زیستی مرحوم آیة الله حاج شیخ محمد کوهستانی

مرحوم آیة الله کوهستانی با آنکه می توانست وسائل زندگی بهتر برای خود فراهم سازد در کمال سادگی بدون آلایش بسر می برد و در هیچ یک از جهات زندگی او آثار تجمل دیده نمی شد تمام فرشهای منزل اطاق مهمانی و غیره را، حصیرهای بافت مازندران تشکیل می داد کسانی که محل مطالعه و اطاق استراحت او را دیده اند بخود حق می دهند بگویند این شیوه ستوده مخصوص اولیاء خداست، چندین بار مردان خیر اندیش حاضر شدند که برای اطاقهای وی قالی یا فرشهای بهتر تهیه نمایند ایشان قبول نفرمودند معظم له نه تنها در ایام اشتغال بلکه در تمام مدت عمر خود برای هزینه شخصی خود از سهم امام و سایر وجوهات استفاده نکرده و گاهی می شد در شدت احتیاج و نیاز بود با این حال از تصرف آن خودداری می نمود و به اندک منافع املاک موروثی خود که در همان قریه کوسان قرار داشت اکتفا می کرد.
آیة الله یکبار در روزگار تحصیلی در مشهد مقدس پول روزانه اش تمام گردید،از استاد خود مبلغ ( پنجاه ریال) بعنوان قرض درخواست نمود استاد مزبور فرمودند چرا به عنوان قرض می گوئی از وجوه شرعی در نزد من هست مبلغی هست بشما می دهیم. معظم له گفته بوده از وجوه شرعی در راه تامین مخارج استفاده نمی کنم به عنوان قرض مبلغ پنجاه ریال دریافت نمود در آن شب نزدیک اطلاع صبح در خواب شخصی محترم و بزرگوار را می بیند که به ایشان خطاب می کند چرا از استاد طلب قرض کردی ؟ ایشان عرض کردند: چه می کردم؟ جواب داد:از کسی که الان اسم او را می شنوی می گرفتی آیة الله فرمودند در همان هنگام از خواب بیدار شدم شیندم موذن حرم مطهر امام هشتم علیه السلام در مقدمه اذان می گوید:اللهم صل علی علی بن موسی الرضا الامام ثامن علیه السلام یک مرتبه حالت تنبهی برای وی پیدا شده به حرم هشتمین پیشوای اسلام مشرف گردید و از استقراض آن مبلغ اظهار ندامت بود.
نوع لباس های آیة الله از همه کرباس سفید دست بافت بود که با سفارش خود ایشان تیهه می شد ظروف منزل ایشان،حتی ظروف مهمانی همان کاسه بشقاب سفالین محلی بود که در گذشته در مازندران معمول بوده است.
او نمی توانست از نعمتهای دنیا لذت ببرد در حالی که جمعی از مستمندان و محروم در آن اجتماع زندگی می کنند از خصایص و امتیازات این دانشمند بزرگ ( آیة الله کوهستانی ) مهمان نوازی وی بود معظم له با کمال میل و رغبت از عموم واردین پذیرائی می کردند آستانه منزلش در همه اوقات پناهگاه مستمندان و مهمانان بود و از همه می کردند باگشاده روئی اسقبال می کرد و هیچگونه فرقی بین مهمانان خود که از طبقات مختلف بودند نمی گذاشت رفتارش نسبت به عموم مهمانان یک نواخت و بیشتر خوراک ایشان در روزها (آش) بود و این پذیرائی (آش ) از ایشان در مازندران مشهور است،ناگفته نماند،ورود مهمانان برایشان روی حساب نبود هر کس می آمد و هر وقت که وارد می شد بدون هیچ تکلفی از او پذیرائی می شد کمتر اتفاق می افتاد که روزها بر سفره اش مهمان نباشد نگارنده (مولف کتاب: گوشه ای از زندگانی آیة الله کوهستانی )در عید فطر طبق مرسوم با جمعی به قصد زیارت ایشان رفتم از نزدیک دیدم که در آن روز متجاوز از سیصد نفر مهمان داشتند که از دور و نزدیک به قصد زیارتش آمده بودند مهمانان ایشان عقیده مند بودند که طعام آیة الله مایه سعادت و شفای امراض می باشد از این رو هر چه نان در سر سفره باقی می ماند مهمانان به قصد شفا و تبرک همه را با خود می بردند.
عالم موثق شیخ حبیب الله واعظی تربتی ساکن گرگان گوید پنج روز پیش از درگذشت آیة الله کوهستانی بخواب دیدم که ماه در حالت بدر و از بدر بزرگتر در حدود سه نی باقی مانده بود که غروب یک مرتبه از جای خود حرکت نمود با سرعت تمام بجانب مشرق برگشت به نحوی که هنگام حرکت بمثل آتش جرقه می زد جلو رفتم ببینم که بکجا می رود دیدم به سمت مشرق غروب و لکن شعاع ماه باقی بود بعد از آنکه از خواب بیدار شدم هر چند تامل کردم فکرم در تعبیر آن بجائی نرسید تا آنکه به محضر عالم جلیل آقای سید رضای میبدی یزدی رسیدم خوابم را نقل کردم جواب دادند که شخص بزرگی از دنیا می رود پس از چند روز خبر رسیده که جنازه آیة الله کوهستانی از مازندران به خراسان برده می شود (312)
در شب جمعه 14 ربیع الاوال هجری وفات یافت و در مشهد مقدس دفن شد.
- زهد