فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

قرائت قرآن و تدبر در آن شوق داشتن و لا قید بودن در امور معشیت

حضرت آیة الله اراکی حفظة الله در پاسخ به این سؤال که طلبه و روحانی باید به چه چیز اهمیت بدهد و چگونه زندگی کند؟ فرموده اند: به خواندن قرآن با فکر و تأمل بپردازد به جهت اینکه این کلام خالق آسمان و زمین و خالق بشر، خالق انبیاء و مرسلین، خالق محمد سید المرسلین، خالق امیرالمؤمنین، خالق یک یک ائمه، خالق حضرت حجت سلام الله علیهم و خالق همه است. کلام مال اوست. ببینید چه کلامی است؟ کلامی که کلام خالق تمام انس و جن و شمش و قمر و ما یری و مالایری است. این کلام چقدر جامع است، مثل جامعیت خودش. اگر کسی در آن فکر و تدبر بکند حالش منقلب می شود، و از کسالت و بی توفیقی روحی نجات پیدا می کند.
علاوه بر آن، باید شوق هم داشته باشد. شوق در هر کاری پیشرفت شخص در آن کار است. هر کسب باشد، فلاحت باشد، تجارت باشد، علم باشد و هر چه باشد، اولین وسیله و پیشرفت کار شوق است مرحوم آقای شیخ عبدالکریم می گفت: زمانی که من طلبه بودم در سرمن رأی در مدرسه مرحوم آقا میرزا حسن شیرازی در طبقه فوقانی حجره داشتم. چون تابستان و هوا گرم بود، همه می رفتند داخل سرداب. تمام افرادی که سکته مدرسه بودند در سرداب جمع می شدند. من یکی توی بالاخانه می ماندم. عرق از سروصورتم می ریخت. لباسهایم را کنده بودم و یک لنگ بسته بودم تا گرما خیلی اثر نکند درعین حال که عرق می ریختم، مشغول فکر بودم. و خوشوقت بودم از این عرقها که می آید و مسأله ای خیلی برایم مشکل شد، هر چه فکر کردم حل نشد، در عالم خواب بودم که حل شد، چقدر شوق باید باشد که در عالم خواب حل مشکل شود.
همان طور که گفتیم، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم می فرمود: طلبه باید اعمی مسلک باشد، لابشرط باشد اگر می خواهید بشرط واخصی باشد، حتماً باید نهارم چطور باشد، لباسم چطور باشد، منزلم، چطور باشد، و... کارش لنگ است باید اعمی باشد هر پیش آمدی که شد، من نباید درسم را رها کنم هر چه می خواهد باشد، اعمی مسلک باید شد همان طور که گفتم خودش هم اعمی مسلک بود به این چیزها اعتنائی نداشت تنها پیش آمدها و ناملایمات دینی به او صدمه می زد، ولی پیش آمدهای دیگر مهم نبود مثلاً خودش نقل کرد که اطاقش چهارتکه فرش دباشت، یک رو انداز دو کناره و یک میانه، یک شخصی آمد گفت: آقا اینها مال من است، و مال دزدیده شده است گفت بیا بردار برو! بدون اینکه بگوید بینه و دلیل و شاهد بیاورد همه را برداشت و برد و آن مرحوم هیچ نگفت: آخر بینه می خواهد، بچه دلیل می گوئی ؟گفت: بیا بردار و برو حالا این طرف بکشد و آن طرف بکشد، به نظمیه به عدلیه به این به آن اصلاً و ابداً، گفت بردار و برو.
می فرمود: بین روحانی و غیر روحانی فرق است روحانی مانند لباسی می ماند که از برف سفیدتر است ولی غیر روحانی مثل لباسی است که مثل ذغال سیاه باشد این هر چه کار بدی بکند و قدم کجی بردارد به سیاهی آن ضرر نمی زند مثل هر گرد و غباری که روی ذغال بیاید اثری ندارد چون بالاتر از سیاهی رنگی نیست همان سیاهی هست که هست زنا بکند، شرب خمر بکند، غیبت بکند، آدم بکشد، چاقو کشی بکند هر کاری بکند خم به ابروی جماعت و جامعه بشری نمی آید، می گویند: می کند که می کند اما جماعت روحانی، هر گرد و غباری که بیاید روی برف، برف را سیاه می کند از بس که سفید است یک خرده گرد بنشیند، معلوم می شود آی فلانی غیبت کرد می پیچد توی مردم فلان روحانی غیبت کرد، فلان روحانی فحش داد فلان روحانی چه کرد آن دیگری آدم کشی هم بکند کسی نمی گوید اصلاً ابداً روحانی باید این جوری حرکت کند و الا مردم می رمند. (202)
- مقدس اردبیلی

میزان اهتمام به طلب علم

در روضات الجنات می نویسد: مرحوم مقدس اردبیلی در تحصیل علم آن قدر دقت داشته که هر گاه از نجف اشرف به زیارت کربلا می رفت نمازش را احتیاطاً جمع می خواند و می گفت تحصیل علم فریضه است و زیارت امام حسین علیه السلام سنت است چه بسا بواسطه انجام امر مستحب که زیارت باشد فریضه ای ترک می شود بنابراین احتیاط در جمع خواندن است با آنکه آن بزرگوار در حال سفر هم مطالعه را ترک نمی کرد.
باز می نویسد: مقدس قدس الله سره با مولی میرزاجان همدرس بود مولی میرزاجان بمطالعه خیلی حریص بود از اول شب تا آخر شب مطالعه می کرد ولی مرحوم مقدس ثلث آخر شب بیدار می شد نماز شب را می خواند پس از اداء نماز درباره درس روز گذشته فکری می کرد و از مولی میرزا جان بهتر مطالب درس را درک می کرد. (203)
- تحصیل

میزان اهتمام به طلب علم

در روضات الجنات می نویسد: مرحوم مقدس اردبیلی در تحصیل علم آن قدر دقت داشته که هر گاه از نجف اشرف به زیارت کربلا می رفت نمازش را احتیاطاً جمع می خواند و می گفت تحصیل علم فریضه است و زیارت امام حسین علیه السلام سنت است چه بسا بواسطه انجام امر مستحب که زیارت باشد فریضه ای ترک می شود بنابراین احتیاط در جمع خواندن است با آنکه آن بزرگوار در حال سفر هم مطالعه را ترک نمی کرد.
باز می نویسد: مقدس قدس الله سره با مولی میرزاجان همدرس بود مولی میرزاجان بمطالعه خیلی حریص بود از اول شب تا آخر شب مطالعه می کرد ولی مرحوم مقدس ثلث آخر شب بیدار می شد نماز شب را می خواند پس از اداء نماز درباره درس روز گذشته فکری می کرد و از مولی میرزا جان بهتر مطالب درس را درک می کرد. (204)
- مشاهیر