فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

در پای درس از گرسنگی بیهوش شد

در پاورقی کتاب تعلیم و تعلم صفحه 76 آمده است: یکی از دوستانم گفت از شادروان استاد جلال همائی شنیدم که در مصاحبه رادیوئی می گفت من با مرحوم آیةالله حاج شیخ هاشم قزوینی که از اساتید حوزه علمیه مشهد بود در دوران جوانی در اصفهان همدرس بودیم روزی در اثنای مباحثه ناگهان حال ایشان منقلب شد و بیهوش بر زمین افتاد ما با وحشت و اضطراب طبیبی از اطبای آن روز اصفهان را به بالین او آوردیم طبیب پس از معاینه لازم دستور داد به او شربت قند دادیم خوشبختانه مفید واقع شد بیمار چشمان خود را باز کرد بلافاصله کتاب را برداشت پرسید از کجا ماند ؟! جالب تر آنکه طبیب چون از حجره بیرون رفت مرا بااشاره به نزد
خویش طلبید و محرمانه به من گفت بیهوشی شیخ از گرسنگی است هر چه زودتر غذائی باوبرساند و چون ما تحقق کردیم معلوم شد دو روز بوده ایشان غذا نخورده بود.
- علمای دینی

نوشتن تفسیر قرآن در میدان جنگ!

حضرت آیة الله شیخ محمد علی اراکی در وصف مرحوم آقا نورالدین عراقی نقل فرموده است: اهل کشف و کرامت بود، چون خیلی اهل حقیقت بود و کفی به کرامت او که در جبهه جنگ با آنکه در بالای سرش آلت نازی بود که صدایش گوش فلک را کر می کرد و آتش از آسمان می بارید و هر آن احتمال داشت توی سینه انسان بنشیند، قلم و کاغذ برداشته و تفسیر قرآن نوشت! هر کس دیگر باشد، در حرف زدن یومیه اش اشتباه می کند و از حواس پرتی مبتداء و خبر را درست نمی گوید توی جبهه جنگ چطور می شود حواس انسان جمع باشد ولی این شخص با کمال دقت کانه توی اطاق خلوتی نشسته و هیچ کس با او کاری ندارد خودش هست و خودش بر می دارد و همچو تفسیری می نویسد کفی بذللک کرامتا ... حیف که این تفسیر به آخر نرسیده و اشتغالات نگذاشت که به آخر برسد، زیرا در آن وقت که ایشان در اراک بود با تمام شهر و مضافاتش اهل سوال و استفتائات از اطراف و اکناف و دهات می آمدند و به ایشان مراجعه می کردند.
مرحوم آقا نورالدین، در هیچ مساله ای محتاج به مراجعه به کتاب نبود، این همه استفتاآت که می آوردند، یک دفعه نشد که بگوید: کتاب را بیاورید ببینم قلمدان حاضر بود و فوری جواب را می نوشت حاضر جواب بود آن تفسیری که نوشته ببیند! در آنجا کتاب لغت، تفسیر و تاریخ هیچ نبود، کتاب معالم در پیشش بود که برای پسرش آقا عطاء درس می گفت معالم )کجا و تفسیر کجا ؟
بهم مربوط نبود خودش به عقل و محفوظاتش نوشته است، چه محفوظاتی داشته که این تفسیر را نوشته است (193)
- صلابت

نوشتن تفسیر قرآن در میدان جنگ!

حضرت آیة الله شیخ محمد علی اراکی در وصف مرحوم آقا نورالدین عراقی نقل فرموده است: اهل کشف و کرامت بود، چون خیلی اهل حقیقت بود و کفی به کرامت او که در جبهه جنگ با آنکه در بالای سرش آلت نازی بود که صدایش گوش فلک را کر می کرد و آتش از آسمان می بارید و هر آن احتمال داشت توی سینه انسان بنشیند، قلم و کاغذ برداشته و تفسیر قرآن نوشت! هر کس دیگر باشد، در حرف زدن یومیه اش اشتباه می کند و از حواس پرتی مبتداء و خبر را درست نمی گوید توی جبهه جنگ چطور می شود حواس انسان جمع باشد ولی این شخص با کمال دقت کانه توی اطاق خلوتی نشسته و هیچ کس با او کاری ندارد خودش هست و خودش بر می دارد و همچو تفسیری می نویسد کفی بذللک کرامتا ... حیف که این تفسیر به آخر نرسیده و اشتغالات نگذاشت که به آخر برسد، زیرا در آن وقت که ایشان در اراک بود با تمام شهر و مضافاتش اهل سوال و استفتائات از اطراف و اکناف و دهات می آمدند و به ایشان مراجعه می کردند.
مرحوم آقا نورالدین، در هیچ مساله ای محتاج به مراجعه به کتاب نبود، این همه استفتاآت که می آوردند، یک دفعه نشد که بگوید: کتاب را بیاورید ببینم قلمدان حاضر بود و فوری جواب را می نوشت حاضر جواب بود آن تفسیری که نوشته ببیند! در آنجا کتاب لغت، تفسیر و تاریخ هیچ نبود، کتاب معالم در پیشش بود که برای پسرش آقا عطاء درس می گفت معالم )کجا و تفسیر کجا ؟
بهم مربوط نبود خودش به عقل و محفوظاتش نوشته است، چه محفوظاتی داشته که این تفسیر را نوشته است (194)
- شیخ جعفر کاشف الغطاء