فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

این چنین شیفته علم بودند

مرحوم سید محمد باقر اصفهانی شب زفافش بود ، زنها وارد اطاق عروس و داماد شدند مرحم سید فوراً از اطاق خارج شدند و به اطاق دیگری رفتند، دیدند برای مطالعه موقع مناسبی است فرصت را غنیمت شمرده بدون تأمل مشغول مطالعه شدند اواخر شب زنها از اطاق عروس خارج گردیدند و به سوی خانه های خود رفتند و عروس بیچاره، تنها ماند و هر چه منتظر بماند که سید بیاید، نیامد، تا یک وقت متوجه شد که صبح شده یعنی علم این مرد را طوری به خود کشید که شب زفاف و عروسیش را فراموش کرد! (این حس علاقه به علم کم و بیش در همه کسی هست البته مثل همه حس های دیگر شدت و ضعف دارد ) (191)
- علم

این چنین شیفته علم بودند

مرحوم سید محمد باقر اصفهانی شب زفافش بود ، زنها وارد اطاق عروس و داماد شدند مرحم سید فوراً از اطاق خارج شدند و به اطاق دیگری رفتند، دیدند برای مطالعه موقع مناسبی است فرصت را غنیمت شمرده بدون تأمل مشغول مطالعه شدند اواخر شب زنها از اطاق عروس خارج گردیدند و به سوی خانه های خود رفتند و عروس بیچاره، تنها ماند و هر چه منتظر بماند که سید بیاید، نیامد، تا یک وقت متوجه شد که صبح شده یعنی علم این مرد را طوری به خود کشید که شب زفاف و عروسیش را فراموش کرد! (این حس علاقه به علم کم و بیش در همه کسی هست البته مثل همه حس های دیگر شدت و ضعف دارد ) (192)
- علمای دینی

در پای درس از گرسنگی بیهوش شد

در پاورقی کتاب تعلیم و تعلم صفحه 76 آمده است: یکی از دوستانم گفت از شادروان استاد جلال همائی شنیدم که در مصاحبه رادیوئی می گفت من با مرحوم آیةالله حاج شیخ هاشم قزوینی که از اساتید حوزه علمیه مشهد بود در دوران جوانی در اصفهان همدرس بودیم روزی در اثنای مباحثه ناگهان حال ایشان منقلب شد و بیهوش بر زمین افتاد ما با وحشت و اضطراب طبیبی از اطبای آن روز اصفهان را به بالین او آوردیم طبیب پس از معاینه لازم دستور داد به او شربت قند دادیم خوشبختانه مفید واقع شد بیمار چشمان خود را باز کرد بلافاصله کتاب را برداشت پرسید از کجا ماند ؟! جالب تر آنکه طبیب چون از حجره بیرون رفت مرا بااشاره به نزد
خویش طلبید و محرمانه به من گفت بیهوشی شیخ از گرسنگی است هر چه زودتر غذائی باوبرساند و چون ما تحقق کردیم معلوم شد دو روز بوده ایشان غذا نخورده بود.
- تحصیل