فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم ؟

دانشمند نامی ابوریحان بیرونی در بستر بیماری بود و ساعات آخر عمر را می گذرانید، فقیه ابوالحسن علی بن عیسی به بالینش آمد در آن حال ابوریحان از فقیه: پرسید حساب جدات فاسده (185)را که موقعی برای من گفتی اینک بازگوی که چگونه بود ؟فقیه گفت با این شدت بیماری اکنون چه جای این سوال است ؟
ابوریحان گفت: ای مرد بمن بگو کدام یک بهتر از این دو بهتر است این مسئله را بدانم و بمیرم یا نادانسته و جاهل در گذرم ؟ فقیه می گوید مسئله را گفتم و او فرا گرفت از نزد وی باز گشتم هنوز قسمتی از راه نپیموده بودم که صدای شیون مرگ از خانه ابوریحان بلند شد (لغت نامه دهخدا ابوریحان (186)
- قاطعیت

دو نمونه از قوت اراده و پشتکار مرحوم حجت

مرحوم آیت الله سید محمد حجت کوه کمری عشق فراوانی بمطالعه کتب داشت و در این زمینه احساس خستگی به او راه نمی یافت و عادت ایشان چنین بوده که هر چهار سال یک بار تمام کتب درسی حوزه را از مقدمات گرفته تا کفایه بدقت مطالعه می کردند (مجله نور علم شماره 10 ).
مرحو استاد شهید مطهری داستانی در رابطه با هجرت از عادت و قدرت تصمیم گیری آن مرحوم نقل کرده اند: مرحوم آیت الله حجت اعلی الله مقامه یک سیگاری بود که من واقعاً هنوز نظیر او را ندیده ام گاهی سیگار از سیگار قطع نمی شد وقتی مریض شدند برای معالجه به تهران آمدند و در تهران اطباء گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید ایشان ابتدا به شوخی فرمود من این سینه را برای سیگار کشیدن می خواهم اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم ؟؟ عرض کردند به هر حال برایتان ضرر داد و واقعاً مضر است.
فرمود مضر است ؟ عرض کردند بلی دیگر نمی کشم یک نمی کشم کار را تمام کرد یک حرف و یک تصمیم این مرد را بصورت یک مهاجر از عادت قرار داد (مجله نور علم شماره 10 ).
- سیگار

دو نمونه از قوت اراده و پشتکار مرحوم حجت

مرحوم آیت الله سید محمد حجت کوه کمری عشق فراوانی بمطالعه کتب داشت و در این زمینه احساس خستگی به او راه نمی یافت و عادت ایشان چنین بوده که هر چهار سال یک بار تمام کتب درسی حوزه را از مقدمات گرفته تا کفایه بدقت مطالعه می کردند (مجله نور علم شماره 10 ).
مرحو استاد شهید مطهری داستانی در رابطه با هجرت از عادت و قدرت تصمیم گیری آن مرحوم نقل کرده اند: مرحوم آیت الله حجت اعلی الله مقامه یک سیگاری بود که من واقعاً هنوز نظیر او را ندیده ام گاهی سیگار از سیگار قطع نمی شد وقتی مریض شدند برای معالجه به تهران آمدند و در تهران اطباء گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید ایشان ابتدا به شوخی فرمود من این سینه را برای سیگار کشیدن می خواهم اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم ؟؟ عرض کردند به هر حال برایتان ضرر داد و واقعاً مضر است.
فرمود مضر است ؟ عرض کردند بلی دیگر نمی کشم یک نمی کشم کار را تمام کرد یک حرف و یک تصمیم این مرد را بصورت یک مهاجر از عادت قرار داد (مجله نور علم شماره 10 ).
- استقامت