فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

یک عالم یک منطقه ای را مسلمان کرد

در مجالس المومنین است که بوهره طایفه ای از مومنان پاکیزه سرشتند که در احمد آباد گجرات ( در هندوستان ) هستند قبل از تقریباً سیصد سال به ارشاد و هدایت یک نفر از عالم بنام ملا علی به اسلام گرویدند ایشان را پیری کهنه گبر بوده که به غایت معتقد و مرید او بوده اند ملا علی چنین تدبیر کرد که اول آن پیر را مسلمان کند آنگاه به هدایت و اسلام دیگران بپردازد بنابراین چند سال در خدمت ایشان استیلا یافت و بتدریج حقیقت دین اسلام و حقانیت آنرا به آن پیر روشن ضمیر ظاهر ساخت و او را مسلمان نمود و دیگران هم بمتابعت او مسلمان شدند و وزیر آن دیار نیز بخدمت آن عالم با تدبیر رسیده و اسلام اختیار کرد ولی مدتی آن پیر واین وزیر اسلام خود را از شاه پنهان می کردند بالاخره خبر اسلام وزیر به پادشاه شد رسید و پادشاه در مقام استعلام حال او بر آمد تا آنکه روزی بی خبر وارد خانه وزیر شد و در حالی که وزیر در حال رکوع نماز بود او را دید و بر او متغیر گردید چون وزیر موجب حضور پادشاه را دانست و تغیر او را از دیدن خود بحال رکوع فهمید،لطف خدا شامل حال او گشته فی الحال به تعلیم الهی گفت که من بسبب مشاهده ماری که در زاویه خانه ظاهر گشته بود افتان و خیزان بودم و در پی دفع آن بودم اتفاقاً، تا پادشاه رفع شد و سوء ظن پادشاه رفع شد ولی در آخر پادشاه هم در اثر تبلیغ و هدایت آن عالم کامل مسلمان شد و بالاخره از برکت وجود آن مرد الهی همه اهالی آن ناحیه از شاه و وزیر و عالم و عامی بدین مقدس اسلام گرویدند. (145)
- عالم

یک عالم یک منطقه ای را مسلمان کرد

در مجالس المومنین است که بوهره طایفه ای از مومنان پاکیزه سرشتند که در احمد آباد گجرات ( در هندوستان ) هستند قبل از تقریباً سیصد سال به ارشاد و هدایت یک نفر از عالم بنام ملا علی به اسلام گرویدند ایشان را پیری کهنه گبر بوده که به غایت معتقد و مرید او بوده اند ملا علی چنین تدبیر کرد که اول آن پیر را مسلمان کند آنگاه به هدایت و اسلام دیگران بپردازد بنابراین چند سال در خدمت ایشان استیلا یافت و بتدریج حقیقت دین اسلام و حقانیت آنرا به آن پیر روشن ضمیر ظاهر ساخت و او را مسلمان نمود و دیگران هم بمتابعت او مسلمان شدند و وزیر آن دیار نیز بخدمت آن عالم با تدبیر رسیده و اسلام اختیار کرد ولی مدتی آن پیر واین وزیر اسلام خود را از شاه پنهان می کردند بالاخره خبر اسلام وزیر به پادشاه شد رسید و پادشاه در مقام استعلام حال او بر آمد تا آنکه روزی بی خبر وارد خانه وزیر شد و در حالی که وزیر در حال رکوع نماز بود او را دید و بر او متغیر گردید چون وزیر موجب حضور پادشاه را دانست و تغیر او را از دیدن خود بحال رکوع فهمید،لطف خدا شامل حال او گشته فی الحال به تعلیم الهی گفت که من بسبب مشاهده ماری که در زاویه خانه ظاهر گشته بود افتان و خیزان بودم و در پی دفع آن بودم اتفاقاً، تا پادشاه رفع شد و سوء ظن پادشاه رفع شد ولی در آخر پادشاه هم در اثر تبلیغ و هدایت آن عالم کامل مسلمان شد و بالاخره از برکت وجود آن مرد الهی همه اهالی آن ناحیه از شاه و وزیر و عالم و عامی بدین مقدس اسلام گرویدند. (146)
- هدایت

روش ملا محمد تقی مجلسی در ارشاد سردسته اشرار

در اوئل حال آخوند محمد تقی مجلسی که هنوز شهرتی نداشت مردی که به آخوند ارادت داشت بآن جناب عرض نمود مرا همسایه ایست که از دست او به تنگ آمده ام شبها فساق و اشرار به خانه خودش جمع می نماید تا مشغول عشرت و شرابخواری و ساز و رقص بشوند آیا می شود در این باب راه علاجی پیدا کرد ؟شیخ فرمود:امشب ایشان را به مهمانی دعوت کن من هم در آن مهمانی حاضر می شوم پس آن مرد آنها را برای شام دعوت کرد رئیس اشرار گفت :چه طور شد که تو هم به جرگه ما در آمدی ؟ گفت:چنین اتفاق افتاد اشرار همه خوشحال شدند که یک نفر دیگر به افرادشان اضافه شده شب آخوند قبل از همه وارد منزل شد و در گوشه ای نشست ناگاه رئیس اشرار با دار و دسته اش از در وارد شدند و نشستند چون آخوند را در مجلس دیدند برایشان ناگوار آمد برای آنکه آخوند از غیر جنس آنها بود و بسبب او عیش ایشان منغض می شد پس رئیس ایشان خواست که آخوند از میدان بیرون کرده باشد روی بآخوند کرده گفت شیوه ایکه شما در دست دارد بهتر است یا شیوه ایکه ما داریم ؟آخوند گفت:هر یک خواص و لوازم کار خود را بیان کنیم آنوقت ببینیم کدام بهتر است ؟ رئیس گفت:این سخن منصفانه است آنوقت گفت:یکی از اوصاف ما این است که چون نمک کسی را خوردیم به او خیانت نمی کنیم آخوند گفت:این حرف شما را من قبول ندارم رئیس گفت:این در میان همه ما مسلم است آخوند گفت:آیا هرگز شما نمک خداوند عالم را نخورده اید! چون رئیس این سخن را شنید تاملی کرده یک مرتبه از جای خود حرکت کرده و رفت و تابعان او همه رفتند صاحب خانه به آخوند گفت کار بدتر شد چون ایشان به قهر و غضب رفتند آخوند گفت که اکنون کار باینجا انجامید تا ببنیم بعدها چه خواهد شد چون صبح شد رئیس دزدها به در خانه آخوند آمده عرض کرد:کلام دیشب شما بر من اثر کرد اکنون توبه کرده غسل نموده ام که مسائل دین بمن تعلیم نمائی پس بسبب تاثیر نفس آخوند ملامحمد تقی مجلسی آن شخص از هدایت یافتگان شد صاحب ققص العلماء بعد از نقل این داستان نوشته است:من این حکایت را از حاج ملا محمد صالح برغانی شنیدم که در منبر نقل کرد و (147)
- علمای دینی