فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

ارزش تعلیم یک مسئله دینی

زنی به خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها رسید،عرض کرد:مادر پیری درام که راجع به مسائل دینی چند سوال داشت و مرا بخدمت شما فرستاد تا بپرسم آنگاه تا ده مسئله سوال کرد و حضرت صدیقه جوابش را می فرمود تا اینکه آن زن از کثرت پرسش نزد خود شرمنده شد و عرض کرد:دیگر شما را به زحمت نمی اندازم حضرت فرمود:هر چه می خواهی بپرس اگر چنانچه به کسی صد هزار دینار طلا بدهند و باو بگویند بار سنگینی را حمل کند آیا با این وصف خسته می شود ؟ عرض کرد: نه فرمود:در جواب هر مساله ای که من بتو می گویم بیشتر از فاصله زمین و عرش که پر از لولو باشد به من پاداش می دهند،پس من از کسی که بار سنگینی را حمل می کند راحت ترم چون مزد من خیلی بیشتر از اوست از پدرم پیغمبر صل الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:هنگامیکه علماء شیعه محشور می شوند به هر یک از آنها باندازه علم و جدیتش در راه ارشاد بندگان از خلعت های کرامت خدا جایزه می دهند بطوری که به یکی از شاگردان هزار هزار حله نور داده می شود آنگاه منادی از طرف خدا ندا می کند،ای آنهائی که کفالت و سرپرستی آل محمد را می کردید،و هنگامیکه به پدران خود ( یعنی به پیغمبر و ائمه علیهم السلام )دسترسی نداشتند از ایشان نگهداری می کردید،اینک شاگردان شما نزد شمایند از این خلعتها بآنها بدهید،پس آن عالمان به هر یک از شاگردان خود باندازه ای که علم آموخته خلعت می دهند آنگاه خداوند خطاب می فرماید:
خلعتهای که به شاگردان داده اند بآنها بازگردانند بطوری می شود که خلعت بعضی از شاگردان به صد هزار می رسد و به همین طریق آنها نیز شاگردان خود باندازه ای که علم آموخت اند می دهند خداوند طلب می فرماید دو برابر آن اندازه که به شاگردان خلعت داده اند بآنها بدهند همین طور آن شاگردانی که بشاگردان خود خلعت داده اند نصیب و مقدرشان دو برابر می شود در این هنگام حضرت فاطمه سلام الله علیها با آن زن فرمود:متوجه باش یک تا از این خلعتاهی نور هزار هزار برابر بهتر است از آنچه که خورشید بر آن تابیده،بلکه اصلاً قابل مقایسه نیستند،چگونه می توان مقایسه کرد در حال که لذائذ و بهره های دنیا تمام با آلام و ناراحتی ها آمیخته است. (142)
- قیامت

ارزش تعلیم یک مسئله دینی

زنی به خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها رسید،عرض کرد:مادر پیری درام که راجع به مسائل دینی چند سوال داشت و مرا بخدمت شما فرستاد تا بپرسم آنگاه تا ده مسئله سوال کرد و حضرت صدیقه جوابش را می فرمود تا اینکه آن زن از کثرت پرسش نزد خود شرمنده شد و عرض کرد:دیگر شما را به زحمت نمی اندازم حضرت فرمود:هر چه می خواهی بپرس اگر چنانچه به کسی صد هزار دینار طلا بدهند و باو بگویند بار سنگینی را حمل کند آیا با این وصف خسته می شود ؟ عرض کرد: نه فرمود:در جواب هر مساله ای که من بتو می گویم بیشتر از فاصله زمین و عرش که پر از لولو باشد به من پاداش می دهند،پس من از کسی که بار سنگینی را حمل می کند راحت ترم چون مزد من خیلی بیشتر از اوست از پدرم پیغمبر صل الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:هنگامیکه علماء شیعه محشور می شوند به هر یک از آنها باندازه علم و جدیتش در راه ارشاد بندگان از خلعت های کرامت خدا جایزه می دهند بطوری که به یکی از شاگردان هزار هزار حله نور داده می شود آنگاه منادی از طرف خدا ندا می کند،ای آنهائی که کفالت و سرپرستی آل محمد را می کردید،و هنگامیکه به پدران خود ( یعنی به پیغمبر و ائمه علیهم السلام )دسترسی نداشتند از ایشان نگهداری می کردید،اینک شاگردان شما نزد شمایند از این خلعتها بآنها بدهید،پس آن عالمان به هر یک از شاگردان خود باندازه ای که علم آموخته خلعت می دهند آنگاه خداوند خطاب می فرماید:
خلعتهای که به شاگردان داده اند بآنها بازگردانند بطوری می شود که خلعت بعضی از شاگردان به صد هزار می رسد و به همین طریق آنها نیز شاگردان خود باندازه ای که علم آموخت اند می دهند خداوند طلب می فرماید دو برابر آن اندازه که به شاگردان خلعت داده اند بآنها بدهند همین طور آن شاگردانی که بشاگردان خود خلعت داده اند نصیب و مقدرشان دو برابر می شود در این هنگام حضرت فاطمه سلام الله علیها با آن زن فرمود:متوجه باش یک تا از این خلعتاهی نور هزار هزار برابر بهتر است از آنچه که خورشید بر آن تابیده،بلکه اصلاً قابل مقایسه نیستند،چگونه می توان مقایسه کرد در حال که لذائذ و بهره های دنیا تمام با آلام و ناراحتی ها آمیخته است. (143)
- تشرف به اسلام

یک عالم یک منطقه ای را مسلمان کرد

در مجالس المومنین است که بوهره طایفه ای از مومنان پاکیزه سرشتند که در احمد آباد گجرات ( در هندوستان ) هستند قبل از تقریباً سیصد سال به ارشاد و هدایت یک نفر از عالم بنام ملا علی به اسلام گرویدند ایشان را پیری کهنه گبر بوده که به غایت معتقد و مرید او بوده اند ملا علی چنین تدبیر کرد که اول آن پیر را مسلمان کند آنگاه به هدایت و اسلام دیگران بپردازد بنابراین چند سال در خدمت ایشان استیلا یافت و بتدریج حقیقت دین اسلام و حقانیت آنرا به آن پیر روشن ضمیر ظاهر ساخت و او را مسلمان نمود و دیگران هم بمتابعت او مسلمان شدند و وزیر آن دیار نیز بخدمت آن عالم با تدبیر رسیده و اسلام اختیار کرد ولی مدتی آن پیر واین وزیر اسلام خود را از شاه پنهان می کردند بالاخره خبر اسلام وزیر به پادشاه شد رسید و پادشاه در مقام استعلام حال او بر آمد تا آنکه روزی بی خبر وارد خانه وزیر شد و در حالی که وزیر در حال رکوع نماز بود او را دید و بر او متغیر گردید چون وزیر موجب حضور پادشاه را دانست و تغیر او را از دیدن خود بحال رکوع فهمید،لطف خدا شامل حال او گشته فی الحال به تعلیم الهی گفت که من بسبب مشاهده ماری که در زاویه خانه ظاهر گشته بود افتان و خیزان بودم و در پی دفع آن بودم اتفاقاً، تا پادشاه رفع شد و سوء ظن پادشاه رفع شد ولی در آخر پادشاه هم در اثر تبلیغ و هدایت آن عالم کامل مسلمان شد و بالاخره از برکت وجود آن مرد الهی همه اهالی آن ناحیه از شاه و وزیر و عالم و عامی بدین مقدس اسلام گرویدند. (144)
- هدایت