فهرست کتاب


مردان علم در میدان عمل جلد 1

سید نعمت الله حسینی

میزان ارزش تعلیم

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: شخصی مردی را به خدمت امام زین العابدین علیه السلام آورد و ادعا کرد که آن مرد پدرش را کشته،قاتل اعتراف کرد،امام علیه السلام حکم به قصاص فرمود ولی از آن شخص درخواست بخشش فرمود تا به ثواب عظیمی برسد مدعی معلوم بود به گذشت راضی نیست،حضرت سجاد علیه السلام فرمود:اگر به خاطر می آوری که این مرد بگردنت حقی دارد بواسطه آن حق از او در گذر،عرض کرد بگردن من حقی دارد ولی بآن اندازه که از خون پدرم بگذرم نیست امام فرمود پس چه می کنی ؟عرض کرد قصاص می کنم ولی اگر مایل باشد به دیه و خونبها با او مصالحه می کنم حضرت فرمود:حقش چیست ؟ عرض کرد:یابن رسول الله این مرد به من توحید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و امامت ائمه علیهم السلام را تلقین و تعلیم کرده،حضرت با تعجب پرسید:این حق برابری با خون پدرت نمی کند ؟! بخدا قسم این حق برابری می کند با خون تمام مردم روی زمین از پیشینیان و آیندگان بجز انبیاء و ائمه، آنگاه رو به قاتل کرده،فرمود،ثواب این تعلیم را به من می دهی تا من خونبهای پدر این مرد را بدهم و تو را از کشته شدن نجات یابی ؟ عرض کرد یابن رسول الله من به این ثواب محتاجم و شما بی نیازید زیرا گناهم بزرگ است در ضمن گناهی که نسبت به مقتول انجام داده ام مربوط به من و مقتول است نه اینکه گناه بین من و پسرش باشد،حضرت فرمود:پس تو کشته شدن را بر ثواب آن تعلیم ترجیح می دهی ؟ عرض کرد آری پس حضرت علیه السلام رو به جوان کرده فرمود:پس تو خود مقایسه کن ببین گناهی که این مرد درباره تو انجام داده و پدرت را از بقیه زندگی او محروم کرده بالطفی که درباره ات نموده و ایمان را بتو تلقین کرده و تو را از عذاب آخرت نجات داده که این احسان چندین برابر آن جرم است اکنون یا در مقابل این احسان از او در گذر تا برای شما حدیثی از پیغمبر صل الله علیه و آله بخوانم که شنیدن آن حدیث برایت از دنیا و ما فیها بهتر است اگر راضی نیستی دیه اش را می دهم با او مصالحه کن اما در این صورت حدیث را فقط برای او می خوانم،عرض کرد یابن رسول الله حدیث را بفرما من بدون دیه از او گذشتم تا آخرت (137)
- تعلیم

میزان ارزش تعلیم

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: شخصی مردی را به خدمت امام زین العابدین علیه السلام آورد و ادعا کرد که آن مرد پدرش را کشته،قاتل اعتراف کرد،امام علیه السلام حکم به قصاص فرمود ولی از آن شخص درخواست بخشش فرمود تا به ثواب عظیمی برسد مدعی معلوم بود به گذشت راضی نیست،حضرت سجاد علیه السلام فرمود:اگر به خاطر می آوری که این مرد بگردنت حقی دارد بواسطه آن حق از او در گذر،عرض کرد بگردن من حقی دارد ولی بآن اندازه که از خون پدرم بگذرم نیست امام فرمود پس چه می کنی ؟عرض کرد قصاص می کنم ولی اگر مایل باشد به دیه و خونبها با او مصالحه می کنم حضرت فرمود:حقش چیست ؟ عرض کرد:یابن رسول الله این مرد به من توحید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و امامت ائمه علیهم السلام را تلقین و تعلیم کرده،حضرت با تعجب پرسید:این حق برابری با خون پدرت نمی کند ؟! بخدا قسم این حق برابری می کند با خون تمام مردم روی زمین از پیشینیان و آیندگان بجز انبیاء و ائمه، آنگاه رو به قاتل کرده،فرمود،ثواب این تعلیم را به من می دهی تا من خونبهای پدر این مرد را بدهم و تو را از کشته شدن نجات یابی ؟ عرض کرد یابن رسول الله من به این ثواب محتاجم و شما بی نیازید زیرا گناهم بزرگ است در ضمن گناهی که نسبت به مقتول انجام داده ام مربوط به من و مقتول است نه اینکه گناه بین من و پسرش باشد،حضرت فرمود:پس تو کشته شدن را بر ثواب آن تعلیم ترجیح می دهی ؟ عرض کرد آری پس حضرت علیه السلام رو به جوان کرده فرمود:پس تو خود مقایسه کن ببین گناهی که این مرد درباره تو انجام داده و پدرت را از بقیه زندگی او محروم کرده بالطفی که درباره ات نموده و ایمان را بتو تلقین کرده و تو را از عذاب آخرت نجات داده که این احسان چندین برابر آن جرم است اکنون یا در مقابل این احسان از او در گذر تا برای شما حدیثی از پیغمبر صل الله علیه و آله بخوانم که شنیدن آن حدیث برایت از دنیا و ما فیها بهتر است اگر راضی نیستی دیه اش را می دهم با او مصالحه کن اما در این صورت حدیث را فقط برای او می خوانم،عرض کرد یابن رسول الله حدیث را بفرما من بدون دیه از او گذشتم تا آخرت (138)
- ثواب

میزان ارزش تعلیم

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: شخصی مردی را به خدمت امام زین العابدین علیه السلام آورد و ادعا کرد که آن مرد پدرش را کشته،قاتل اعتراف کرد،امام علیه السلام حکم به قصاص فرمود ولی از آن شخص درخواست بخشش فرمود تا به ثواب عظیمی برسد مدعی معلوم بود به گذشت راضی نیست،حضرت سجاد علیه السلام فرمود:اگر به خاطر می آوری که این مرد بگردنت حقی دارد بواسطه آن حق از او در گذر،عرض کرد بگردن من حقی دارد ولی بآن اندازه که از خون پدرم بگذرم نیست امام فرمود پس چه می کنی ؟عرض کرد قصاص می کنم ولی اگر مایل باشد به دیه و خونبها با او مصالحه می کنم حضرت فرمود:حقش چیست ؟ عرض کرد:یابن رسول الله این مرد به من توحید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و امامت ائمه علیهم السلام را تلقین و تعلیم کرده،حضرت با تعجب پرسید:این حق برابری با خون پدرت نمی کند ؟! بخدا قسم این حق برابری می کند با خون تمام مردم روی زمین از پیشینیان و آیندگان بجز انبیاء و ائمه، آنگاه رو به قاتل کرده،فرمود،ثواب این تعلیم را به من می دهی تا من خونبهای پدر این مرد را بدهم و تو را از کشته شدن نجات یابی ؟ عرض کرد یابن رسول الله من به این ثواب محتاجم و شما بی نیازید زیرا گناهم بزرگ است در ضمن گناهی که نسبت به مقتول انجام داده ام مربوط به من و مقتول است نه اینکه گناه بین من و پسرش باشد،حضرت فرمود:پس تو کشته شدن را بر ثواب آن تعلیم ترجیح می دهی ؟ عرض کرد آری پس حضرت علیه السلام رو به جوان کرده فرمود:پس تو خود مقایسه کن ببین گناهی که این مرد درباره تو انجام داده و پدرت را از بقیه زندگی او محروم کرده بالطفی که درباره ات نموده و ایمان را بتو تلقین کرده و تو را از عذاب آخرت نجات داده که این احسان چندین برابر آن جرم است اکنون یا در مقابل این احسان از او در گذر تا برای شما حدیثی از پیغمبر صل الله علیه و آله بخوانم که شنیدن آن حدیث برایت از دنیا و ما فیها بهتر است اگر راضی نیستی دیه اش را می دهم با او مصالحه کن اما در این صورت حدیث را فقط برای او می خوانم،عرض کرد یابن رسول الله حدیث را بفرما من بدون دیه از او گذشتم تا آخرت (139)
- فاطمه (س)