مردان علم در میدان عمل جلد 1

نویسنده : سید نعمت الله حسینی

مقدمه مؤلف

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله طاهرین
در دین مقدس اسلام،سعادت و حسن عاقبت انسان در دو سرا در گرو تقوی و عمل صالح (حسنات )و دوری جستن از اعمال بد (سیئات )اعلام گردیده و ملاک نیک و بد اعمال،رضایت عدم خداوند سبحان دانسته شده است بنابراین در این مرحله نخست معرفت خدا و علم به احکام و مقرارت الهی قرار دارد که انبیاء الهی علیهم السلام از طریق وحی و اتصال با مبدأ آفرینش و با تلاوت آیات الهی و تزکیه انسان و تعلیم کتاب و حکمت به او،متصدی انجام این رسالت بوده اند و خاتم ایشان رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله بود که دین بد و کامل گشت و نعمت الهی توسط او به حد تمام رسید و قرآن که تبیاناً لک شی ء است به زبان حضرتش بر مردم عرض گشت و پس از آن جناب،جانشینان معصوم وی،ائمه هدی علیهم الصلاة والسلام عهده دار تشریح و تبین و تفصیل معارف و احکام الهی بوده اند.

رهبران الهی،در صف مقدم عمل:

سفرای الهی و اوصیاء و خلفاء ایشان خود در مقام عمل به آنچه که به دیگران تعلیم می داده اند در صف مقدم قرار داشته اند و باید هم چنین بودند و گرنه چگونه می توانستند در مقام معلم و مربی بشریت و الگوی و اسوه برای انسان ها قرار بگیرد از همین جا است که ما شیعیان به عصمت انبیاء و ائمه علیهم الصلاة والسلام و منزه بودن ساحت آنان از گناه و حیت از خطا و نسیان معتقد می باشم و اعمال و رفتار ایشان را در عرض قول و تقریرشان حجت شرعی یعنی مبین حکم الهی می دانیم.
به این ترتیب رسالت دعوت رهبران الهی از دو طریق انجام شده است یکی قولی که با تلاوت آیات الهی و بیان معارف و ابلاغ به مردم محقق می گردد و دیگری طریق علمی بوده است که با اعمال و رفتار خود راه صحیح زندگی را به مردم نشان داده آنان را به حسنات و صالحات دعوت و تشویق نموده اند.

دعوت به حق،در زمان غیبت رهبر معصوم علیه السلام:

در زمان ما،که معتقد هستیم در این زمان امام معصوم ارواحنا فداه در پس پرده غیبت بسر می برد و مردم از درک بلا واسطه محضر آن حضرت محرومند علمای دین و فقهای اسلامی که به کتاب خدا و سنت پیغمبر و ائمه علیهم الصلاة السلام علم و آگاهی یافته اند،موظف می باشند حقائق و معارف اسلام را تبلیغ و منتشر نمایند احکام خدا را به مرحله اجرا در آورند و اعمال خود را با خواست شارع مقدس منطبق سازند در زمان ائمه معصومین علیهم السلام نیز علماء و فقهائی بوده اند که در محضر ائمه علیهم السلام تفقه نمودند مورد تأیید ایشان بودندو به نشر و بیان احکام و معارف می پرداختند ولی نقش اساسی و عمده علمای دین در زمانی دیده می شود که به امام معصوم دسترسی نیست.
همانطور که در مورد رهبران معصوم علیهم السلام گفته شد که ایشان در مقام عمل در صف مقدم قرار داشتند و هم با گفتار و هم با کردار خود به حق و تقوی می کردند ،علمای دین نیز چنین بوده اند و در صحنه عمل پیشتاز بوده به مقتضای: کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم با اعمال و رفتار خود نیز به تبلیغ دین و ترویج تقوی و فضائل پرداخته اند و جز این نمی توانست باشد زیرا عالم اگر خود عامل نباشد نه تنها علم او منشأ اثر مثبتی نخواهد بود بلکه بعکس ،موجب ضلالت و انحراف مردم گشته با فساد او عالمی به فساد کشیده می شود همچنانکه در آیات و روایات شریفه از علم و عالم آن همه تجلیل و تمجید شده و علمای امت تا مرحله ورثه انبیاء و امناء رسل بالا برده شده اند و... همچنین ،در مقام مسوولیت ومحاسبه و مکافات مسوولیتی به مراتب سنگین تر از مسوولیت اقشار دیگر مردم داشته،هم نسبت به اعمال خود و هم نسبت به اعمال بد دیگران به دقت باز پرسی می شوند تا بدانجا که حتی بخاطر سکوت در برابر انحراف مردم مورد سوال قرار می گیرند چنانچه در قرآن کریم علمای یهود و نصاری به خاطر سکوتشان در مقابل کجروی مردم و بازنداشتن آنان از گناه مورد سوال و سرزنش قرار نگرفته اند مانند آیه شریفه:اولا ینهیهم الربانیون والاخبار عن قلوبهم الا ثم و اکلیهم السحت لبئس ما کانوا یصنعون چرا ربانیان (علمای یهود و نصاری) آنان را از سخن حرام گفتن و از حرام خوردن باز نمی دارند،همانا،بداست کار آنان:سوره مائده آیه 63.
در آیات و روایات شریفه تاکید فراوانی در مورد عمل به مقتاضای علم شده است و همانطور که از عمل بدون علم و معرفت نکوهش شده است ،از علمای بدون عمل جز به بدی یاد شده و به عذاب و کیفر سخت تهدیده گشته اند تقسیم علماء به علمای سوءوعلمای ربانی و شرائط اوصاف متعددی که برای عالمی که می توان به او رجوع کرد ذکر شده است حاکی از این تاکید و نشانه و اهمیت نقشی است که عمل شخص عالم در چه سعادت یا شقاوت شخص او و چه درسعادت یا شقاوت جامعه مسلمین دار می باشند آنچه که در توقیع مشهوری که از امام زمان علیه الصلاةالسلام روایت شده است آمده است و مردم را به فقیهی که حافظ دین مخالف هوای نفس و مطیع خدا و عامل به فرامین او باشد ارجاع می دهد نمونه ای است که نشان دهنده سیمای عالمان عاملی است که در اسلام ارجمندند و به عنوان مرجع مسلمین و ولی امور آنان معرفی گردیده اند.