فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

توصیه های تربیتی:

یکی قطره باران ز ابری چکید - خجل شد چو پهنای دریا بدید
که جایی که دریاست من کیستم - گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را به چشم حقارت بدید - صدف در کنارش به جان پرورید
سپهرش به جایی رسانید کار - که شد نامور لؤلؤ شاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد - در نیستی کوفت تا هست شد
تواضع کند هوشمند گزین - نهد شاخ پرمیوه سر بر زمین
(سعدی)
اینک جا دارد سفارشهایی چند به مربیان و معلمان و نیز والدین - که آنها نیز معلم فن زندگی اند - ارائه کنیم:
1. پیامبر(ص) چون طبیب نفوس بود، از جانب خداوند مأمور شد که نسبت به مردم متواضع باشد.
واخفض حناحک لمن اتبعک من المؤمنین
و هم او فرمود که: خداوند متعال به من وحی کرد (که به شما اعلام کنم تا) تواضع و فروتنی را پیشه خود سازید
لذا رعایت شیوه تواضع و فروتنی به منزله یک قاعده اخلاقی و رفتار با عموم مردم است
2. در فضای ارتباطی معلم نسبت به شاگرد، به طور مؤکد، این قاعده اخلاقی باید مراعات شود، زیرا چنانچه معلم و مربی، در رفتار خویش فروتنی را تجلی بخشد، می تواند بدین وسیله اعتماد شاگردانش را به گونه مطلوبی جلب کند.
3. اعتراف معلم به عجز و ناتوانی در مسایلی که بدانها احاطه ندارد، از نشانه های تواضع و صداقت علمی است و در تربیت اخلاقی شاگردان نیز تأثیر بسزایی دارد.
حضرت علی (ع) فرمود:
وقتی از شما راجع به چیزی سؤال کردند که علم و آگاهی درباره آن ندارید، راه فرار و گریز را در پیش گیرید. عرض کردند: این فرار و گریز چگونه است؟ فرمود: بگویید: خدا بهتر می داند
ابن عباس می گوید: اگر عالم و دانشمند (راجع به حقایقی که بدان علم و آگاهی کافی ندارد، بی اطلاعی خود را اعلام نکند و) کلمه لا اری: نمی دانم را از نظر دور دارد واز گفتن آن امتناع ورزد، موجبات گرفتاری و نابودی شخصیت برجسته معنوی خویش را فراهم می کند
یکی از دانشمندان برجسته گفته است: لااری ثلث العلم؛یعنی توجه و اهتمام معلم و بیانگر اهمیتی است که وی برای شاگردان و درس خویش قایل است و در آمادگی اخلاقی معلم از جمله رعایت حسن خلق و فروتنی مؤثر است.
5. خروج معلم از کلاس، پس از آنکه، همه شاگردان کلاس را ترک کردند، از ویژگیهای تربیت اخلاقی معلم محسوب میشود. یکی از بزرگان می گوید: چنین عملی باعث می شود که معلم، دچار غرور نشود، زیرا چه بسا اگر معلمی زودتر از شاگردان کلاس را ترک کند، صدای قدمهای آنان که از پشت سر او شنیده می شود، احساسی از غرور و تکبر در او بیافریند
6. ابتدای به سلام که از نشانه های تواضع است، به عنوان ایک دستوالعمل اخلاقی در بهبود مناسبات معلم - شاگرد تأثیر دارد.
حضرت امام محمد باقر (ع) فرمودند:
از نشانه های تواضع آن است که در مجالس در هر مکانی که جا بود بنشینی و به هر کس برخورد کردی سلام کنی و از مجادله (مراء) بپرهیزی، هرچند که حق با تو باشد
7. در مجاورات و ارتباط کلامی با دیگران، ابتدا به آن ها فرصت سخن گفتن دادن و آنان را برخود مقدم داشتن، از نشانه های دیگر تواضع است و در جلب محبت و تألیف قلوب تأثیر فراوانی دارد.
8. در پاره ای ازموارد، به جهت سکوت حاکم بر مجلس یا محفل دوستانه، احساس سنگینی و دشواری در فضای ارتباط انسانی به وجود می آید، چنانچه فردبا طرح مطلبی سنجیده، دیگران را به ارتباط کلامی تشویق کند یا در ادامه سخن دیگران مطبی بیفزاید در حقیقت عامل به تواضع می باشد.
9. تذکر لغزش و اشتباه، قبل از پایان درس، از جانب معلم می تواند معرف تواضع وی باشد. اگر معلم به طور ناگهانی متوجه بیان یا پاسخ صحیحی شد، باید، هرچه زودتر - قبل از آن که شاگردان و حاضران متفرق شوند - آن بیان و پاسخ صحیح را تذکر دهد
10. چنانچه در حین تدریس، یکی از شاگردان اشکالی بر معلم وارد آورد و معلم آن اشکال را وارد ببیند یا سخن او را بر مطلب خویش از لحاظ عملی عالیتر ببیند، لازم است به جهت رعایت تواضع معلمی و حفظ صداقت آن را بپذیرد و به دیگران که در کلاس حضور دارند، اعلام کند.

7. روش ساده زیستی:

سوگند به خدا که علی - علیه السلام - همانند بندگان می خورد و همچون آنان می نشست و به راستی پنج سال حکومت کرد، اما آجری بر روی آجری و خشتی بر روی خشتی نگذارد و زمینی از آن خود نکرد و سیم و زر به میراث نگذاشت آن حضرت به مردم نان گندم و گوشت خورانید، ولی خود به منزل شد و نان جو و زیتون و سرکه تناول فرمود
یکی از شیوه های تربیتی که هم در جهت تربیت نفس (خودسازی) و هم درزمینه تربیت نفوس (تربیت اجتماعی) کارآمد است، روش ساده زیستی می باشد. بررسی تحلیلی زندگی پیامبران الهی و اولیای عظیم و شاگردان مکتب آنان، گویای واقعیتی مسلم و غیر قابل انکار است که آنان در حداقل زندگی و معیشت به سر می بردند و هرگز چشمداشتی به مال دنیا و تنعم آن نداشتند.
امام خمینی از شخصیتهای مورد نظر این مبحث است، ایشان چه در گفتار و چه در رفتار هرگز از اصول ساده زیستی که مرام ایشان بود، لحظه ای فاصله نگرفتند، و در علم و عمل ملزم بدان بودند و در شأن و منزلت حضرت علی (ع) می نویسند:
حضرت امیر (ع) می فرماید (به حسب نقل) که شاید در سرحدات یک کسی گرسنه باشد، به خودش رنج می دهد که مبادا یک کسی از او گرسنه تر باشد، آن امیر ماست او آقای ماست، امام ماست، ما هی می گوییم امام و اقتدا نکنیم به او، در کارها هیچ اقتدا نباشد. امام معنایش این است، شیعه معنایش این است که مشایعت کنند (از ایشان)

ساده زیستی در کلام امام خمینی (س):

در این بخش برگزیده ای از سخنان آن بزرگوار را در خصوص شیوه ساده زیستی ارائه می کنیم:
شما می بینید که بزرگترین افراد بشر انبیابودند و ساده ترین از همه هم آنها بودند. در عین حالی که بزرگتر از همه بودند و همه، آنها را به بزرگی می شناختند، در عین حال ساده ترین افراد بودند، در وضع زندگی شان، تمام انبیا، این طور بودند و تاریخ همه آنها را نشان می دهد که با وضع بسیار ساده ای عمل می کردند
اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید، و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاحهای پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شمااثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید
نکته ای که باید تأکید نمایم، مسأله ساده زیستی و زهدگرایی علما و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان وعزیزان روحانی خود می خواهم که از زی روحانی خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهوری اسلامی ایران است، پرهیز کنند
مردم باید تصمیم خود را بگیرند، یا رفاه و مصرف گرایی یا تحمل سختی و استقلال و این مسأله ممکن است چند سالی طول بکشد ولی مردم ما یقیناً دومین راه را که استقلال و شرافت و کرامت است انتخاب خواهند کرد
به نمایندگانی رأی دهند که... طعم تلخ فقر را چشیده باشند
در مجلس ما یک نفر ازاشراف نیست، همه از همین مردم هستند که در بین بازار راه می روند و از همین جمعیت هستند
افتخار انقلاب ما، حمایت از پابرهنگان است
محرومان، ولی نعمت ما هستند
خیر دنیا و آخرت در رسیدگی به حال محرومان است
و من مطمئنم که ملت عزیز ایران، یک لحظه استقلال خود را با هزار سال زندگی در ناز و نعمت ولی وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمی کند
آن روزی که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشند چطور و زرق و برق دنیا - خدای نخواسته - در آنها تأثیر بکند، آن روز است که باید ما فاتحه اسلام را بخوانیم.
امام در مقایسه میان نعمتها ونقمتهای زندگی و چگونگی ارتباط آنها بایکدیگر می فرمایند:
قدری فکر کن در حال اهل دنیا از سابقین تا این زمان که می بینی ملاحظه کند. زحمتهای آنها و رنجهای آنها در مقابل راحت آنها چقدر زیادتر وبالاتر است، در صورتی که برای هر کسی هم راحتی و خوشی پیدا نمی شود