فهرست کتاب


تربیت اسلامی با تأکید بر دیدگاههای امام خمینی (س)

دکتر محمد رضا شرفی

تجزیه و تحلیل تربیتی:

از بررسی موارد مذکور چنین درمی یابیم که:
ملاطفت با کودکان وخوشحال کردن آنان در نظام تربیتی اسلام، موضوعیت دارد، و از اهمیت زیادی برخوردار است.
بوسیدن کودکان، بازی کردن باآنان و احترام به شخصیتشان، خاطرات عمیق و خوشایندی در ذهن و روح آنان ایجادمی کند.
پیوند خاطرات خوشایند و تجربه های اخلاقی و تربیتی در دوران کودکی، زمینه رابرای نفوذپذیری شخصیت آنان در سالهای نوجوانی و جوانی مهیا می کند.

جلوه های تربیت عاطفی در کلام امام خمینی (س)

گرچه تربیت عاطفی، نمودارهای مستقیم، و آشکاری دارد همچون بازی کردن با کودکان، بوسیدن آنان و احترام گذاشتن به شخصیتشان، با این حال برخی از جلوه های روش تربیت عاطفی، از جنبه غیر مستقیم بهره می جوید. به عنوان نمونه، احساس مسؤولیت در قبال دیگران، حس تعاون وهمراهی و نیز از خودگذشتگی در راه آرمانی، متعالی، همگی برخاسته از احساس محبت و عشق نسبت به دیگران و در جهت محبت الهی قرار دادن آنهاست.
سخن و سیره امام، مشحون از جلوه های مستقیم و غیر مستقیم تربیت عاطفی است در تعابیر آن بزرگوار عبارتهای آشنایی نظیر:
اگر به من بگویند خدمتگزار، بهتر از این است که بگویند رهبر
آن ها...(امت) ما را خدمتگزار خود می دانند، از این جهت به ما علاقه دارند، کمااینکه من به آنان علاقه دارم.
به ایران می روم تا در میان ملتم باشم، و هر چه بر سر آنان می آید، بر سر من هم بیاید
توده محروم مردم، ولی نعمت ما هستند
من به همه شما (ایتام) ارادت دارم، اخلاص دارم، محبت دارم، دوستی دارم، شماها از خود من هستید و من از خود شما
من از همه شما جوانهای عزیزم و از همه کسانی که در راه اسلام دارند فداکاری می کنند، تشکر می کنم
من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به شما عزیزان(اعضای بسیج) که عزیز اسلام هستید، عزیز پیغمبر اسلام(ص) هستید، عزیز حضرت ولی امر (عج) هستید، به شما توفیق عنایت کند که در راه اسلام، در راه میهن خودتان جدیت کنید
این جوانها، جوانهایی، بچه هایی که پیش شما(فرهنگیان)، این جوانهایی که می آیند، اینها فرزندان شما هستند یک تربیت، با محبت وهمان طوری که فرزند خودتان را می خواهید تربیت بکنید، اینها را هم همان طور ان شاءالله تربیت کنید

جذبه های عاطفی امام خمینی:

معمولاً شخصیتهای برجسته تاریخ، از جهات مختلفی از دیگران مستثنی هستند. این جهات، شامل آرمانها ادراک معنوی، صلابت و استواری، رقت قلب و حس همدردی، می شود، به گونه ای که در پاره ای از اوقات جامع اضدادند. در این بخش فقط به نمونه هایی از سیره عاطفی امام خمینی اشاره می کنیم:
یکی از همراهان امام در دوران مبارزه می نویسد: دنیا می داند که امام مظهر صلابت و استواری است، ولی برای آدمهای یک بعدی و کسانی که از اسلام وایمان به خدا دور هستند، شاید قابل تصور نباشد که یک انسان در عین صلابت و استواری در راه اهدافش و سرسختی و انعطاف پذیری در برخورد با موانع و دشمنانی که بر سر راه هدف او قرار دارند، چگونه می تواند در صحنه ای دیگر مظهر رقت قلب، عاطفه و محبت باشد
ایشان در ادامه گفتار خود می افزاید: انسانی که در مرگ فرزند عزیز و ارشدش طبق دستخط خود ایشان میوه دل و روشنی دیده پدر بوده است گریه نکرد و فقط وقتی مطلع شد گفت (انالله و اناالیه راجعون)...
ولی همین امام را کسی ندیده است که ذکر مصیبت امام حسین - علیه السلام - و یا حضرت زهرا - سلام الله علیها - و دیگر ائمه معصومین - علیهم السلام - را بشنود و گریه نکنند
یکی دیگر از یاران آن بزرگوار می نویسد:
یکی از خصوصیاتی که ایشان دارند، این است که خیلی عاطفی هستند و در عین حالی که ایشان در بعضی مواقع قاطعیت زیادی نیز دارند، آنقدر دارای عطوفتند که اگر یکی از ما به زندان می رفت و با مسایلی در عراق (زمانی که حضرت امام به صورت تبعید در عراق تشریف داشتند) پیش می آمد، همیشه از وضع او سؤال می کردند و تا موقعی که مسأله حل نمی شد؛ ایشان راحت نبودند،یک بار وقتی من از زندان سعودی برگشته بودم، خدمت ایشان رسیدم، امام فرمودند که من هر شب در حرم به یاد شما بودم و دعا می کردم
روزی که امام می خواستند به پاریس بروند و ما را از مرز کویت برگردانده بودند، ایشان در فرودگاه گفتند که من از دیشب تا به حال ناراحت شما بودم
در مدت اقامت امام در نوفل لوشاتوی فرانسه، خاطرات زیادی از کسانی که ملازم ایشان بوده اند نقل شده است که به ذکر دو نمونه اکتفا می کنیم .
یکی از ملازمان ایشان نقل می کند: یک شب به علت کمبود جا در آشپزخانه خوابیدم، امام که موضوع را فهمیده بودند، فرمودند: چون شما در آشپزخانه خوابیده بودید و امکان داشت سرما بخورید، شب خوابم نبرد
این نکته بسیار مهم است که ایشان حتی در چهار شب استراحتشان هم به دیگران فکر می کردند و خود را فارغ از مسایل آنها نمی دانستند.
خاطره دیگری که از آن بزرگوار نقل میشود چنین است روزی بر حسب اتفاق که تعداد مهمانان منزل امام زیاد شده بود، پس از صرف غذا و جمع کردن ظروف، دیدم که امام به آشپزخانه آمدند، چون وقت وضو گرفتنشان نبود، از علت آمدن ایشان سؤال کردم.
ایشان فرمودند: چون ظروف امروز زیاد است، آمدم کمکتان کنم
این مطلب برای من خیلی غیر مترقبه بود، چرا که ما، در ایران بعضی از مردها را می بینیم که در خانه مثل مهمان هستند، می نشینند و منتظرند که خانم تمام کارها را انجام بدهد
مواردی از سیره امام در زمینه های عاطفی مربوط به دوران تبعید ایشان در نجف اشرف، نقل می شود.
یکی از همراهان ایشان می نویسند: هوای نجف بسیار گرم بود و در بعضی مواقع درجه حرارت از پنجاه درجه بالاتر می رفت و انسان راکلافه می کرد. روزی همراه با چندنفر از برادران، پیش ایشان رفتیم و گفتیم: آقا! این گرما شدید است .شما هم مسن هستید؛ همه مردم شبها به کوفه می روند. آنجا هوایش بهتر است، شما به آنجا بروید. ایشان در جواب گفتند: من چطور برای هوای خوب به کوفه بروم، در صورتی که برادران من در ایران، در زندان به سر می برند
امام در پاسخ به بعضی از مغرضان که ایراد گرفته بودند، چرا امام در زمان نزدیک شدن به آسمان ایران گفته بودند: هیچ (احساسی ندارم) فرمودند: چقدر بی انصافند! من نسبت به عواطف و احساسات و فداکاریهای مردم در سخنرانی فرودگاه گفتم که این همه عواطف و احساسات بر دوش من سنگینی می کند و من نمی توانم پاسخ آن را بدهم لیکن راجع به خاک ایران هیچ گونه احساسی ندارم، زیرا برای من خاک ایران و عراق و کویت یکسان است.